قرار گرفتن بندر عقبه در متن تحولات امنیتی اخیر، از حمله ایران به این منطقه تا هشدار امنیتی سفارت آمریکا درباره بندر و فرودگاه ملک حسین، بار دیگر نگاهها را به این بندر معطوف کرد. تحولات اخیر در جنوب اردن، بار دیگر بندر "عقبه" را در کانون اخبار امنیتی منطقه قرار داد. در پی حملات ایران به اهدافی در این بندر و هشدارهای امنیتی سفارت آمریکا درباره بندر عقبه و فرودگاه ملکحسین، نگاهها دوباره به این منطقه معطوف شد.اهمیت امروز عقبه را نمیتوان صرفاً در جایگاه آن به عنوان تنها بندر دریایی اردن خلاصه کرد، بلکه این بندر نقطه تلاقی منافع امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای محسوب میشود و همین امر، حساسیت نسبت به هرگونه تحول در آن را دوچندان میکند. عقبه؛ شریان حیاتی اقتصاد اردن اقتصاد اردن به دلیل کمبود منابع طبیعی، وابستگی به واردات انرژی و محدود بودن دسترسی به دریا، بیشاز هر زمان دیگری به بندر عقبه وابسته است.بیشاز دو سوم تجارت خارجی اردن از طریق این بندر انجام میشود. واردات نفت، گاز، غلات، خودرو، کالاهای اساسی، تجهیزات صنعتی و بخش مهمی از صادرات فسفات، پتاس، کودهای شیمیایی و محصولات تولیدی اردن از همین مسیر انجام میگیرد.آمارهای رسمی نیز اهمیت اقتصادی این بندر را تأیید میکند. تنها در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ بیش از ۱۳ میلیون تن کالا در بنادر عقبه تخلیه و بارگیری شده که نسبت به سال قبل رشد قابلتوجهی داشته است. همچنین بندر چندمنظوره عقبه با رشد بیشاز ۶۰ درصدی حجم عملیات، سریعترین رشد را در میان بنادر اردن ثبت کرده است.از اینرو، هرگونه اختلال در فعالیت بندر، مستقیماً بر امنیت غذایی، واردات انرژی، زنجیره تأمین و درآمدهای ارزی اردن اثر خواهد گذاشت. چرا آمریکا نسبت به بندر عقبه حساس است؟ مهمترین دلیل حساسیت آمریکا نسبت به بندر عقبه، نقش این بندر در زنجیره پشتیبانی لجستیکی نیروهای آمریکایی در غرب آسیاست. اگرچه عقبه محل استقرار یک پایگاه دائمی نیروی دریایی آمریکا نیست، اما طی دو دهه گذشته به یکی از مهمترین مراکز پشتیبانی فرماندهی مرکزی آمریکا (CENTCOM) در منطقه تبدیل شده است.اهمیت این بندر برای واشنگتن از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ افزایش یافت. در آن زمان، بخش قابلتوجهی از تجهیزات، خودروهای زرهی، مهمات، سوخت و تدارکات ارتش آمریکا از طریق بندر عقبه وارد اردن و سپس از مسیر زمینی به عراق منتقل میشد. این مسیر، علاوه بر کاهش وابستگی آمریکا به خلیج فارس و تنگه هرمز، از ثبات امنیتی بیشتری نیز برخوردار بود. با وجود کاهش نیروهای آمریکایی در عراق، نقش عقبه همچنان حفظ شده است. امروزه نیز بخش مهمی از تجهیزات و تدارکات نیروهای آمریکایی مستقر در اردن، عراق و سوریه از طریق این بندر جابهجا میشود. این تجهیزات پس از ورود به عقبه، عمدتاً به پایگاه هوایی «موفق السلطی» در شرق اردن منتقل میشوند؛ پایگاهی که به مهمترین مرکز استقرار نیروها، جنگندهها و پهپادهای آمریکا در این کشور تبدیل شده و نقش مهمی در پشتیبانی از مأموریتهای واشنگتن در عراق و سوریه دارد.همزمان با تشدید ناامنی در دریای سرخ و حملات نیروهای مسلح یمن به کشتیهای مرتبط با رژیم صهیونیستی، همکاریهای امنیتی واشنگتن و امان نیز گسترش یافته است. حفاظت از زیرساختهای بندری، ارتقای سامانههای پایش ساحلی، مقابله با تهدیدات پهپادی و موشکی و تأمین امنیت خطوط کشتیرانی، از مهمترین محورهای این همکاریها به شمار میرود.از این رو، عقبه برای آمریکا صرفاً یک بندر تجاری نیست، بلکه یک گره پشتیبانی راهبردی است که انتقال سریع تجهیزات و تدارکات به نیروهای آمریکایی در اردن، عراق و سوریه را تسهیل میکند. به همین دلیل، هرگونه تهدید علیه این بندر، علاوه بر اقتصاد اردن، میتواند بر محاسبات عملیاتی آمریکا در غرب آسیا و امنیت دریای سرخ نیز تأثیر بگذارد. سرمایهگذاری امارات؛ فراتر از یک قرارداد اقتصادی یکی از مهمترین تحولات سالهای اخیر در بندر عقبه، واگذاری امتیاز مدیریت ۳۰ ساله بندر چندمنظوره این شهر به گروه بنادر ابوظبی (AD Ports Group) است؛ توافقی که در نگاه نخست یک قرارداد اقتصادی به نظر میرسد، اما در واقع بخشی از راهبرد بلندمدت امارات برای گسترش نفوذ خود در منطقه و حمایت از رژیمصهیونیستی است. ابوظبی طی بیش از یک دهه گذشته تلاش کرده با سرمایهگذاری در بنادر راهبردی، شبکهای بههمپیوسته از مراکز لجستیکی را از خلیج فارس تا دریای سرخ، شاخ آفریقا و شرق مدیترانه ایجاد کند. در این چارچوب، بندر عقبه حلقهای مهم از این شبکه محسوب میشود؛ زیرا علاوه بر دسترسی به شمال دریای سرخ، امکان اتصال به بازارهای اردن، عراق، جنوب سوریه و سرزمینهایاشغالی را فراهم میکند. از سوی دیگر، نزدیکی این بندر به پروژههای بزرگ عمرانی عربستان، بهویژه پروژه «نئوم»، ارزش اقتصادی آن را برای سرمایهگذاران اماراتی دوچندان کرده است. عقبه و رقابت بر سر کریدورهای جدید تجاری اهمیت بندر عقبه را باید در چارچوب تحولات گستردهتر تجارت جهانی نیز ارزیابی کرد. در سالهای اخیر، رقابت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای از حوزه انرژی فراتر رفته و کنترل مسیرهای حملونقل و کریدورهای تجاری به یکی از مهمترین عرصههای رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.در همین راستا، پروژههایی مانند «کریدور هند–خاورمیانه–اروپا» (IMEC)، طرح «کمربندوجاده» چین و پروژههای اتصال ریلی کشورهای عربی، همگی نشان میدهد آینده رقابتها بیشاز گذشته بر سر مسیرهای ترانزیت کالا خواهد بود.اگرچه تاکنون ارتباط رسمی بندر عقبه با کریدور IMEC اعلام نشده، اما موقعیت جغرافیایی این بندر، همجواری آن با بندر ایلات، نزدیکی به پروژه نئوم و امکان اتصال به شبکه ریلی و جادهای اردن و عربستان، آن را به یکی از گزینههای بالقوه برای ایفای نقش در این کریدور تبدیل کرده است. در عینحال، احتمال بستهشدن مجدد تنگه بابالمندب و منع تردد کشتیها در دریایسرخ موجب شده بسیاری از ش