داریوش بزرگ یکی از مشهورترین پادشاهان امپراتوری هخامنشی است. او سرزمینهای جدیدی را فتح کرد و زیرساختها و اقتصاد ایران را بازسازی نمود و با این کار، دوران طلایی empire (امپراتوری) را رقم زد. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، داریوش بزرگ، رهبری مقتدر و نابغه مدیریت، امپراتوری هخامنشی را در اوج قدرت خود فرمانروا بود. ایران که از بالکان در غرب تا دره سند در شرق گسترده شده بود، بزرگترین امپراتوریای بود که جهان باستان تا آن زمان به خود دیده بود. داریوش معمار یک تمدن عظیم بود که کاخهای باشکوه بنا کرد و جاده شاهیِ خیرهکننده را ساخت. او با یکپارچهسازی واحد پول و سیستم اندازهگیری در سراسر امپراتوری و بازنگری در نظام حقوقی، اقتصاد را متحول کرد. در اینجا به ۹ حقیقت درباره این شاهنشاه درخشان میپردازیم. ۹. داریوش بزرگ از اصالت و تبار سلطنتی برخوردار بود داریوش بزرگ، پسر ارشد ویشتاسب بود و در سال ۵۵۰ پیش از میلاد زاده شد. ویشتاسب که خود یک سردار و از اعضای دربار شاهی بود، در دوران کوروش بزرگ و پسرش کمبوجیه، ساتراپ (شهربان) باکتریا (بلخ) نیز بود. داریوش برای کوروش شناختهشده بود؛ طبق افسانهها، کوروش اندکی پیش از مرگش در سال ۵۳۰ پیش از میلاد، رویایی دید. او در خواب دید که داریوش بر جهان حکومت میکند و بیم آن داشت که این نجیبزاده جوان، سودای تصاحب تخت و تاج را در سر داشته باشد. به همین دلیل، ویشتاسب را به ایران بازگرداند تا مراقب پسرش باشد. با این وجود، داریوش صادقانه خدمت کرد و حتی نیزهدار شخصیِ کمبوجیه شد. هنگامی که کمبوجیه پس از مرگ کوروش بر تخت نشست، داریوش او را در سفر به مصر همراهی کرد. بعدها، داریوش ادعا کرد که تبار خانوادهاش به هخامنش، بنیانگذار دودمان هخامنشی میرسد. داریوش پسرعموی کمبوجیه بود و همین موضوع را دلیلی بر مشروعیتِ حق خود برای رسیدن به پادشاهی میدانست. به نقل از تلگراف ۸. به قدرت رسیدن او بحثبرانگیز بود روایت داریوش بزرگ از چگونگی رسیدن خود به تخت پادشاهی، همواره موضوعی بحثبرانگیز و مورد مناقشه بوده است. طبق کتیبه بیستون، زمانی که کمبوجیه و داریوش در مصر بودند، شورشی رخ داد. غاصبی به نام گئوماتا، مردم ایران را فریب داد تا او را به عنوان رهبر خود برگزینند. داریوش ادعا میکند که گئوماتا خود را جایگزین بردیا کرده بود؛ بردیا پسر کوچکتر کوروش و برادر کمبوجیه بود. سپس داریوش میگوید که کمبوجیه، بردیا را مخفیانه به قتل رسانده و این موضوع را از مردم پنهان کرده بود. کمبوجیه برای مقابله با شورش با عجله به ایران بازگشت، اما در طول سفر، پس از سقوط از اسب، دچار زخمی شد، آن زخم عفونت کرد و باعث مرگ او شد. پس از آن، داریوش و شش نجیبزادهی دیگرِ ایرانی، اتحادی را برای سرنگونی بردیا (یا مدعیِ جای او) تشکیل دادند. آنها آن غاصب را ترور کردند. هنوز مشخص نیست که آیا قربانی آنها واقعاً یک شیاد بود یا درواقع خودِ بردیای واقعی بود. اثر سر رابرت کر پورتر، ۱۸۲۰، به نقل از آکادمی سلطنتی هنر، لندن ۷. او در رقابت برای رسیدن به تخت پادشاهی تقلب کرد پس از سرنگونی بردیا، توطئهگران گرد هم آمدند تا تصمیم بگیرند چه کسی پادشاه شود و چگونه امپراتوری را اداره کنند. در حالی که برخی خواهان حکومت اشرافی (الیگارشی) یا جمهوری بودند، داریوش بر برقراری نظام پادشاهی اصرار ورزید و موافقت سایر توطئهگران را جلب کرد. برای انتخاب پادشاه جدید، آنها بر سر یک مسابقه توافق کردند: سپیدهدمِ روز بعد، هر مرد باید بر اسب خود سوار میشد و اسبِ هرکس که با طلوع خورشید زودتر از همه شیهه میکشید، او بر تخت پادشاهی مینشست. هرودوت، تاریخنگار یونانی، روایت میکند که داریوش به خدمتکار خود دستور داد تا دستش را بر اندام جنسی یک مادیان بمالد. سپس اسببان، اجازه داد تا اسبِ داریوش آن دست را بو کند. اسب داریوش که به شکلی مناسب تحریک شده بود، زودتر از دیگران شیهه کشید. با توجه به اینکه پیروزی او با رعد و برق همراه بود، هیچیک از رقبای دیگر ادعای او را به چالش نکشیدند و داریوش بزرگ بر تخت پادشاهی نشست. به نقل از موزه بریتانیا، لندن ۶. داریوش نه رقیب شورشی را شکست داد با این حال، جایگاه داریوش بزرگ به هیچ وجه امن نبود. چندین ساتراپ (شهربان) از پذیرش داریوش به عنوان پادشاه خود خودداری کرده و دست به شورش زدند. پادشاهانی رقیب در سراسر امپراتوری پدیدار شدند که از حمایتهای باقیمانده از بردیا سوءاستفاده میکردند. در بابل، نجیبزادهای که ادعا میکرد از تبار سلطنتی باستان است، خود را «نبوکدنصر سوم» نامید. در عیلام، پادشاه شورشیای به نام «آسینا» قیام کرد و در مصر نیز «پتوباستیس سوم» لقب فرعون را بر خود نهاد و کنترل امور را به دست گرفت. داریوش و نیروهایش در سراسر امپراتوری به جستوجو پرداختند و با هر شورش به طور جداگانه مقابله کردند. داریوش با ارتشی کوچک اما وفادار در کنار ۱۰،۰۰۰ «جاویدان» و با حمایت چندین نجیبزاده، مخالفان را در هم کوبید. کتیبه او در بیستون اعلام میکند که او در ۱۹ نبرد علیه ۹ رقیب جنگیده و پیروز شده است. پس از سه سال آشوب، جایگاه داریوش به عنوان شاهنشاه تثبیت شد. به نقل از موزه لوور، پاریس ۵. او مرزهای امپراتوری هخامنشی را گسترش داد داریوش بزرگ، یکی از بزرگترین پادشاهان ایران، از طریق مجموعهای از لشکرکشیهای نظامی، مرزهای امپراتوری را گسترش داد. پس از سرکوب شورشها در سراسر ایران، داریوش نیروهایی را به سمت شرق و به سوی هند فرستاد. او کنترل دره سند را به دست گرفت و قلمروی ایران را تا منطقه پنجاب گسترش داد. در سال ۵۱۳ پیش از میلاد، داریوش توجه خود را معطوف به سکاییان کرد که مدتها بود مرزهای شمالی ایران را مورد تعرض قرار میدادند. پس از آنکه نیروهای داریوش از دریای سیاه عبور کردند، سکاییان عقبنشینی کردند و در مسیر خود همهچیز را به آتش کشیده و ویران کردند. پارسها که نیروهایشان پراکنده شده بود و نمیتوانستند سکاییان را به میدان نبرد بکشان