تجار، دانشگاهیان، هنرمندان، کارآفرینان و فعالان اقتصادی همگی از شرایط صلح استقبال میکنند، زیرا صلح امکان فعالیت و توسعه را فراهم میکند روزنامه اعتماد گفتگوئی را با تقی آزاد ارمکی منتشر کرده است: حال و هوای جامعه ایرانی پس از توافق با امریکا چگونه است؟ تجار، فعالان اقتصادی، دانشگاهیان، اهالی سیاست و فرهنگ و... درباره توافق چگونه میاندیشند و چه تصوری از ایران آینده دارند؟ نظام حکمرانی برای ورود به عصر تازه مدیریت خود به چه نوع اصلاحاتی نیاز دارد؟ در روزهایی که جامعه ایرانی پس از توافق با امریکا و پایان جنگ نوع خاصی از تحولات مثبت را تجربه میکند، بحث و تبادل نظر و پاسخدهی به پرسشهای طرح شده واجد اهمیت بسیاری است. تقی آزادارمکی، استاد دانشگاه و جامعهشناس، با اشاره به تحولات اخیر و تفاهم میان ایران و امریکا میگوید ادامه جنگ میتوانست منطقه و حتی جهان را به سمت درگیری گستردهتری سوق دهد. به گفته او، اراده برای پایان جنگ و حرکت به سوی صلح در ایران، امریکا و حتی جامعه جهانی شکل گرفت و اکنون جامعه ایرانی بیش از هر زمان دیگری خواهان توسعه، آرامش و اصلاحات در حکمرانی است. او همچنین رییسجمهور پزشکیان را پس از هاشمیرفسنجانی دومین سیاستمدار ایرانی میداند که با تکیه بر رهبری انقلاب توانستند ایران را از دامنههای جنگ رهایی بخشند. آیتالله هاشمیرفسنجانی با حمایت امام (ره) و پزشکیان با حمایت رهبری شهید و رهبر سوم جمهوری اسلامی این گام بلند را برداشت. این استاد دانشگاه پزشکیان را معمار تحقق این توافق معرفی میکند. با تقی آزادارمکی، گفتوگو کردهایم تا از منظر اجتماعی و سیاسی به این تحولات نگاه کند؛ از چرایی حرکت به سمت صلح گرفته تا حال و هوای جامعه ایران پس از توافق و ضرورت اصلاحات در دوران پساتوافق. اخبار حاکی از آن است که رییسجمهور با اعتبار سیاسی خود و همراهی برخی چهرههای سیاسی مانند قالیباف و فرماندهان نظامی تلاش زیادی برای تحقق این تفاهم انجام داده است. شما این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید و حال و هوای جامعه ایرانی در دوران پساتوافق را چطور میبینید؟ من تحلیلی دارم که شاید با برخی تحلیلهای رایج متفاوت باشد. در ماجرای جنگ بارها گفتهام که به نوعی پایان جنگ همان ابتدا رقم خورد و آنچه بعد از آن رخ داد، بیشتر در مسیر اراده برای صلح بود. یعنی هم ایران و هم امریکا به سمت پایان دادن به درگیری حرکت کردند و در سطح جهانی هم نشانههای این اراده دیده میشد. محبوبیت ایران پس از مقاومت بیشتر شد و انتقادها به اسراییل و امریکا افزایش یافت. واقعیت این است که اگر جنگ ادامه پیدا میکرد، احتمال شکلگیری یک درگیری بسیار گستردهتر وجود داشت؛ درگیری که میتوانست پای اروپا، ناتو و حتی روسیه و چین را نیز به میان بکشد. در چنین شرایطی، دنیا در آستانه یک بحران بزرگ قرار میگرفت. بنابراین بسیاری از کشورها ترجیح دادند به جای گسترش جنگ، به سمت صلح حرکت کنند. البته این موضوع فقط به نیازهای داخلی کشورها هم مربوط نبود. ممکن است برخی بگویند امریکا به دلیل مسائل انتخاباتی خودش یا ایران به دلیل مشکلات اقتصادیاش به سمت ترک تخاصم و امکان دادن به تحقق صلح رفتند، اما من معتقدم مساله بزرگتر از این حرفها بود. ادامه جنگ میتوانست به یک بحران جهانی تبدیل شود و همین مساله باعث شد اراده عمومی برای پایان دادن به آن شکل بگیرد. در داخل ایران فضای اجتماعی و سیاسی چه شرایطی را ایجاب میکرد؟ ببینید، یک واقعیت مهم وجود دارد و آن اینکه در داخل ایران هم نیروهای مسلح با وجود مقاومت و ایستادگی در برابر امریکا و اسراییل، هیچگاه جنگ طلب نبودهاند. نیروهای نظامی ایران نشان دادند که توان دفاعی بالایی دارند، اما هدفشان گسترش جنگ یا تصاحب سرزمینهای دیگر نبوده است. هر زمان که دشمن به سمت آتشبس حرکت کرده، ایران هم آن را پذیرفته است. حتی زمانی که دست بالا را در جنگ داشتیم. این نشان میدهد که ایران اساسا رویکردی صلحطلبانه دارد. در مقابل، رفتار اسراییل در منطقه نشان میدهد که این رژیم رویکردی متفاوت دارد؛ از یکسو از آتشبس سخن میگوید و از سوی دیگر حملات خود را در لبنان و... ادامه میدهد. این رفتار باعث شده بسیاری از کشورهای جهان نسبت به سیاستهای جنگطلبانه اسراییل انتقاد داشته باشند. در مجموع میتوان گفت که مجموعهای از عوامل داخلی و بینالمللی باعث شد همه طرفها به سمت صلح حرکت کنند. موضوع مهم بعدی، شانهای است که بتواند بار مسوولیت توافق و ترک تخاصم را به دوش بکشد؟ یک بار آیتالله هاشمیرفسنجانی جان خود را گرو گذاشتند و امام(ره) حمایت کردند و امروز هم مسعود پزشکیان تلاش کردند و با حمایت رهبری انقلاب حرکت به سمت صلح آغاز شد. از نظر شما در ایران چه کسی میتوانست پروژه صلح را راهبری کند؟ دقیقا همینطور است. چنین مسوولیتی را فقط افرادی میتوانند بپذیرند که از جایگاه و پشتوانه سیاسی و اجتماعی بالایی برخوردار باشند. در تاریخ جمهوری اسلامی هم نمونههایی از این موضوع وجود دارد. برای مثال آیتالله هاشمیرفسنجانی با حمایت امام خمینی توانست در مقطع خاصی تصمیمهای مهمی بگیرد. امروز هم چنین مسوولیتی بر دوش رییسجمهور پزشکیان قرار دارد. رییسجمهور با حمایت رهبر سوم انقلاب و با استفاده از ظرفیتهای دیپلماسی کشور توانست این مسیر را مدیریت کند. در واقع مسوولیت حوزه دیپلماسی با دولت است و طبیعی است که رییسجمهور باید برای مذاکره و ایجاد تفاهم اقدام کند. به نظر من این روند در مجموع موفق بوده است. حتی در امریکا هم برخی تحلیلگران گفتهاند که ایران در میز مذاکره دست بالا را داشته است. بنابراین میتوان گفت که مدیریت این روند در داخل کشور به شکل قابل توجهی انجام شده است. پزشکیان را باید معمار توافق با امریکا بدانیم. اما تندروها فشار زیادی وارد ساخته و از دولت به خاطر این توافق انتقاد میکنند . طبیعی است که چنین تصمیمهایی با مخالفتهایی هم همراه باشد. همیشه گروههایی وجود دارند