میدل ایست مانیتور در گزارشی می نویسد: «تحولات پس از ترور رهبر شهید ایران نشان می دهند که ارزیابی آمریکا از جایگاه رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران و میزان حمایت اجتماعی از ایشان، تا حد زیادی تحت تاثیر روایتهای رسانهای و اطلاعاتی اسرائیل قرار داشته و در عمل با واقعیتهای داخلی ایران مطابقتی نداشته است. موضوعی که یک اشتباه محاسباتی بزرگ را در کاخ سفید ایجاد کرده است.» به گزارش الف؛ وبگاه "میدل ایست مانیتور" در گزارشی با اشاره به برگزاری مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران، به طور خاص این گزاره را مورد اشاره قرار داده که ترور رهبر شهید ایران، بر پایه ارزیابیهای اطلاعاتی غلط صهیونیست ها رخ داد و یک اشتباه محاسباتی بزرگ را برای آمریکا رقم زده است. موضوعی که توجه به آن برای تصمیم گیری های آتی کاخ سفید بسیار مهم است. میدل ایست مانیتور در گزارش خود می نویسد: «در بحبوحه برگزاری مراسم تشییع پیکر آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران، ارزیابیها از حضور گسترده مردم و هیاتهای رسمی خارجی در این رویداد حکایت دارند. مراسمی که انتظار میرود به یکی از بزرگترین تجمعات عمومی در تاریخ معاصر ایران تبدیل شود. از این رو، این رویداد فرصتی برای بازنگری در ارزیابیهایی است که پیش از ترور رهبر ایران در فوریه ۲۰۲۶ از سوی آمریکا و اسرائیل درباره جایگاه اجتماعی و سیاسی رهبر شهید این کشور مطرح شده بود. عملیات ترور بر این فرض استوار بود که آیتالله خامنهای از پشتوانه اجتماعی محدودی برخوردار است و ترور ایشان میتواند به تضعیف ساختار سیاسی ایران، تشدید اختلافات داخلی و حتی ایجاد تغییرات بنیادین در نظام سیاسی این کشور منجر شود. این برداشت بیش از آنکه بر شناخت دقیق واقعیتهای داخلی ایران استوار باشد، تحت تاثیر روایتهای رسانهای و ارزیابیهای اطلاعاتی اسرائیل شکل گرفته بود. روایتهایی که میزان نفوذ، محبوبیت و نقش نهادی رهبر ایران را کمتر از واقعیت برآورد میکردند. سالهای سال بخشی از رسانهها و مراکز پژوهشی نزدیک به نهادهای سیاسی و امنیتی اسرائیل، تصویری از ایران ارائه میکردند که در آن جامعه ایرانی با شکافهای عمیق، نارضایتی اقتصادی و فاصله گرفتن نسل جوان از حاکمیت توصیف میشد. در چنین چهارچوبی، این تصور شکل گرفت که ترور رهبر جمهوری اسلامی ایران میتواند روند فروپاشی یا بیثباتی سیاسی را تسریع کند. اما تحولات پس از این رخداد، از جمله انتقال باثبات و آرام قدرت به رهبری جدید و ادامه فعالیت نهادهای اصلی کشور، نشان داد که این برآوردها با واقعیتهای میدانی همخوانی نداشته است. هرچند ایران در سالهای اخیر با مشکلات اقتصادی، فشارهای خارجی، برخی نارضایتیهای اجتماعی و اختلافنظرهای سیاسی مواجه بوده، اما وجود این چالشها به معنای تضعیف کامل جایگاه رهبری یا از کار افتادن ساختارهای حکمرانی نبوده است. عواملی همچون استقلالطلبی، حفظ حاکمیت ملی، امنیت و مقاومت در برابر فشارهای خارجی همچنان برای بخش قابل توجهی از جامعه ایران اهمیت داشته و همین مؤلفهها موجب استمرار حمایت از ساختار سیاسی این کشور شدهاند. این در حالی است که رسانههای اسرائیلی عمدتا بر نشانههای نارضایتی و جریانهای منتقد تمرکز داشتند و در مقابل، نقش ارزشهای ملی و مذهبی در انسجام اجتماعی ایران را کمتر مورد توجه قرار دادند. این رویکرد گزینشی تصویری از ضعف و انزوای حاکمیت ایجاد کرد که با عملکرد نهادهای حکمرانی ایران پس از ترور رهبر جمهوری اسلامی ایران تطابق نداشت. از همین رو، پذیرش این تصویر از سوی سیاستگذاران آمریکایی به یک خطای مهم اطلاعاتی و تحلیلی منجر شد. پس از عملیات ترور آیت الله خامنه ای، مقامهای آمریکایی و اسرائیلی از آن به عنوان ضربهای تعیینکننده یاد کردند و انتظار داشتند خلا ایجادشده موجب تشدید اختلافات داخلی یا افزایش نفوذ خارجی در ایران شود. اما روند تحولات، خلاف این پیشبینی را نشان داد. استمرار فعالیت نهادهای حکومتی، مدیریت انتقال قدرت و حفظ ثبات نسبی کشور، بیانگر آن است که پایههای حمایتی نظام سیاسی ایران گستردهتر و مستحکمتر از آن چیزی بوده که در برخی ارزیابیهای غربی تصور میشد. در همین چهارچوب، مراسم تشییع آیتالله خامنهای نیز از اهمیت ویژهای برخوردار می شود. این مراسم طی چند روز و در شهرهای مختلف ایران برگزار می شود و میلیونها نفر در آن حضور خواهند یافت. همچنین هیاتهایی از کشورهای مختلف در این آیین شرکت کرده اند. گستردگی این مراسم میتواند نشانهای از پیوندهای اجتماعی، جایگاه سیاسی و میزان احترام داخلی و خارجی نسبت به رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران باشد و تصویری متفاوت از آنچه پیشتر در برخی گزارشهای رسانهای غرب ارائه شده بود، به نمایش بگذارد. واقعیت این است که اتکای بیش از حد آمریکا به منابع اطلاعاتی و رسانهای محدود در پرونده ترور رهبر ایران، فاجعه بار بوده است. شناخت ایران بدون توجه به عوامل فرهنگی، مذهبی، تاریخی و اجتماعی ممکن نیست و هرگونه تحلیلی که این عناصر را نادیده بگیرد، در معرض خطاهای راهبردی قرار خواهد گرفت. از این منظر، سیاستهایی که بر پایه برداشتهای یکجانبه و روایتهای ناقص طراحی شوند، ممکن است به نتایجی کاملا متفاوت از اهداف اولیه خود منجر شوند. واکنشهای داخلی و بینالمللی به ترور آیتالله خامنهای و همچنین برگزاری مراسم گسترده تشییع ایشان، محدودیتهای سیاستگذاری مبتنی بر اطلاعات ناقص را آشکار کرده است. حضور گسترده مردم در این مراسم میتواند نشانهای از انسجام اجتماعی و تداوم ساختارهای سیاسی ایران باشد و با پیشبینیهایی که از فروپاشی سریع یا ایجاد شکافهای عمیق در کشور سخن میگفتند، تفاوت آشکاری دارد. تحولات پس از این رخداد نشان می دهند که ارزیابی آمریکا از جایگاه رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران و میزان حمایت اجتماعی از ایشان، تا حد زیادی تحت تاثیر روایتهای رسانهای و اطلاعاتی اسرائیل قرار داشت و در عمل با واقعیته