سپهر ستاری؛ ووزینیا پیش از این هم یک اسطوره بود؛ فقط بیشتر مردم جهان خارج از کیپورد هنوز او را نمیشناختند اما حالا میشناسند. هیچ ستایشی برای بازیکنانی که غیرمنتظرهترین نتیجه جام جهانی ۲۰۲۶ تا اینجا را رقم زدند، اغراقآمیز نخواهد بود. قهرمان تساوی بدون گل برابر اسپانیا، ژوزیمار ژوزه اوورا دیاس بود؛ کسی که بیشتر با نام «ووزینیا» شناخته میشود؛ نایبکاپیتان تیم و دروازهبان باتجربه کیپورد. او تنها چند هفته پیش از آغاز مسابقات ۴۰ ساله شد؛ موضوعی که باعث شده دومین بازیکن مسن تاریخ باشد که نخستین حضور خود را در جام جهانی تجربه میکند و همچنین مسنترین بازیکنی که برای تیمی حاضر در نخستین جام جهانی خود به میدان رفته است. او بهترین بازیکن زمین شد و هفت مهار سرنوشتساز انجام داد، اما شاید به همان اندازه مهم، ثبات و آرامش او بود؛ ویژگیهای تا حدی توصیفناپذیری که یک رهبر را میسازند. هر زمان که به نظر میرسید بازیکنان دچار اضطراب شدهاند، این ووزینیا بود که دوباره آرامش را به تیم بازمیگرداند. در پایان مسابقه اشک از چشمانش جاری شد. هنگامی که در آغوشی طولانی از سوی استوپیرا، دیگر کهنهکار بزرگ فوتبال کیپورد، قرار گرفت، چشمانش همچنان سرخ و اشکآلود بود. استوپیرا سال گذشته از فوتبال ملی خداحافظی کرده بود، اما به دلیل تأثیر عاطفی و معنویاش بر تیم متقاعد شد که بازگردد. درباره این تیم کیپورد مطالب زیادی نوشته شده و موفقیت آن عوامل متعددی داشته است. اما تصویری که از در آغوش گرفتن این دو بازیکن ثبت شد ــ در کنار رایان مندس، کاپیتان تیم، که او نیز در طول بیش از یک دهه از ارکان اصلی این مسیر بوده است ــ باید به عنوان ماندگارترین تصویر این لحظه در یادها بماند. ووزینیا پس از مسابقه گفت: «گریه کردم چون با پدربزرگ و مادربزرگم بزرگ شدم و آنها نتوانستند اینجا باشند. هر دو از دنیا رفتهاند. مادرم هم نتوانست به اینجا بیاید؛ به دلیل مشکل ویزا و هزینههایی که باید پرداخت میشد. نتوانستیم این کار را به موقع انجام دهیم.» خانواده او نهتنها از همان سالهای نخست زندگیاش نقش تعیینکنندهای در شکلگیری شخصیتش داشتند، بلکه هنوز هم از طریق نامش بر زندگی او تأثیر میگذارند؛ یا بهتر است گفته شود نامهایش. نام اصلی او را پدرش به افتخار ژوزیمار، مدافع راست برزیلی که در جام جهانی ۱۹۸۶ ناگهان درخشید، انتخاب کرد. در ابتدا قرار بود نام او «والدانو» باشد؛ به یاد خورخه والدانو، مهاجم سابق رئال مادرید، اما هنگام ثبت رسمی این نام پذیرفته نشد و در نهایت نام ژوزیمار برای او انتخاب شد. لقب او نیز از همان کسانی میآید که بخش زیادی از کودکیاش را در کنارشان گذراند؛ یعنی پدربزرگ و مادربزرگش. در زبان کریول، «ووزینیا» به معنای «مادربزرگ» است. او در گفتوگویی با FIFA.com در سال ۲۰۲۴ توضیح داده بود چگونه این لقب را به دست آورده است. او گفت: «در محله ما بچهها از من بزرگتر بودند و من همیشه با آنها در خیابان فوتبال بازی میکردم و زیاد کتک میخوردم. دلیلش این بود که با پاهایم خیلی خوب کار میکردم، روحیه رقابتی داشتم و از باختن متنفر بودم. وقتی نمیتوانستم تلافی کنم، عصبانی به خانه برمیگشتم و آنها مرا مسخره میکردند و میگفتند رفتهام پیش پدربزرگ و مادربزرگم شکایت کنم.» زمانی که ووزینیا جوان بود و تلاش میکرد در جزیره سائو ویسنته کیپورد به عنوان فوتبالیست پیشرفت کند، مربیان اغلب به دلیل جثه کوچک او را نادیده میگرفتند. اما پس از یک جهش رشد در اواخر دوران نوجوانی، فرصتهای بیشتری به دست آورد. او تا میانه دهه سوم زندگیاش حرفهای نشد و برای بازی در تیم پروگرسو راهی آنگولا شد. پس از آن در قبرس، اسلواکی، مولداوی و پرتغال بازی کرد؛ کشوری که اکنون نیز در آن حضور دارد و برای تیم چاوز در لیگ دسته دوم بازی میکند. او نخستین بازی ملی خود را در سال ۲۰۱۲ انجام داد و تنها بازیکنی که تعداد بازیهای ملی بیشتری نسبت به او برای کیپورد دارد، رایان مندس است. این دو همچنین تنها بازیکنانی هستند که در تمام تورنمنتهای مهمی که کشورشان به آن راه یافته، حضور داشتهاند؛ چهار دوره جام ملتهای آفریقا و اکنون جام جهانی. او در کنار استوپیرا و مندس، قلب تپنده احساسی این تیم کیپورد محسوب میشود، اما نزدیک بود در مسیر این معجزه حضور نداشته باشد. او در جریان آخرین رقابتهای انتخابی جام ملتهای آفریقا از تیم کنار گذاشته شده بود و برونو وارلا، دروازهبان جوانتر، جای او را گرفته بود. شاید بیارتباط با این موضوع نبود که کیپورد در آن رقابتها در قعر گروه خود قرار گرفت و نتوانست به مسابقات مراکش در پایان سال ۲۰۲۵ راه پیدا کند. همین مسئله ووزینیا را تا آستانه یک تصمیم مهم پیش برد. او در گفتوگو با سایت Goalkeeper.com اظهار داشت: «دوران بسیار سختی بود. به ترک تیم ملی فکر میکردم. همه همتیمیهایم با من صحبت کردند و تشویقم کردند که به خاطر جام جهانی بمانم. به همین دلیل ماندم؛ چون این رؤیای من و رؤیای همه ما بود.» این نتیجه، که یکی از بزرگترین شگفتیهای تاریخ جام جهانی به شمار میرود، یادآوری بهموقعی بود از اینکه حضور تیمهای کوچکتر در این مسابقات لزوماً به معنای یکطرفه بودن بازیهای آنها نیست. شاید در روزی دیگر اسپانیا از میان فرصتهای فراوان خود به گل میرسید، اما تا حد زیادی به لطف درخشش ووزینیا، کیپورد نشان داد که تیمهای کوچک نیز میتوانند رقابتی ظاهر شوند. اکنون ووزینیا باید با همان چیزی روبهرو شود که بسیاری از افرادی که ناگهان در کانون توجه قرار میگیرند تجربه میکنند؛ شهرت. یا دستکم نوعی از آن. پیش از این مسابقه حدود ۵۰ هزار دنبالکننده در اینستاگرام داشت، اما در زمان نگارش این مطلب تعداد دنبالکنندگانش از دو میلیون نفر فراتر رفته است. با این حال، فعلاً او و همتیمیهایش از سهم خود از این افتخار تاریخی لذت خواهند برد. ووزینیا پس از مسابقه گفت: «ما در زندگی تلاش میکنیم تا چنین لح