با حمله به کشتیهای ایران مرتبط در دریای خزر، اوکراین عملاً خط مقدم نظامی آمریکا در شمال علیه ایران شده است.هر کشوری که مستقیماً یا از طریق نیابتیهایش به منافع ایران تعرض کند،بهای آن را خواهد پرداخت. به گزارش مشرق، روز شنبه (۳ مرداد ۱۴۰۵) ولادیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین اعلام کرد این کشور چندین کشتی که «محمولههای نظامی مرتبط با ایران» را حمل میکردند، در دریای خزر هدف قرار داده است. وزارت امور خارجه ایران در پاسخ ضمن محکومیت حمله اوکراین به کشتی تجاری ایران در دریای خزر اعلام کرد یک ملوان در این حمله به شهادت رسیده و یک نفر دیگر زخمی شده است. در بیانیه وزارت خارجه تأکید شده است که این اقدام، نقض بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد و مصداق عمل تجاوزکارانه است که میتواند «آتش جنگ را بیشازپیش شعلهور کرده» و گسترش دهد. این حمله ابعاد مختلفی دارد. اول اینکه اوکراین یکی از منتقدین سرسخت طولانیشدن جنگ آمریکا در ایران بود، زیرا ذخایر تسلیحاتی آمریکا در این جنگ تحلیل رفت و سختگیریها برای ارسال تسلیحات به اوکراین تشدید شد. ازسویدیگر علیرغم اینکه سران اتحادیه اروپا در سخنرانیهایشان در جنگ ۴۰ روزه ملاحظات بسیاری به خرج دادند و بهصورت مداوم سعی در پنهان نگهداشتن کمکهای لجستیکی خود به آمریکا بودند، عروسک خیمهشببازی واشنگتن در کییف ناگهان وارد شد تا تأسیسات حساس قاره سبز به هدف مشروعی برای پذیرایی از موشکهای ایران تبدیل شوند. شروع شیطنت نکته قابلتوجه در اقدام اوکراین اینجاست که این حمله در دریای خزر صورت گرفته؛ آبراهی که هیچ مرز مشترکی با اوکراین ندارد و فاصله آن از نزدیکترین نقطه اوکراین بیش از هزار کیلومتر است. همچنین دریای خزر بر اساس کنوانسیون ۲۰۱۸ وضعیت حقوقی خود، منطقهای با رژیم خاص محسوب میشود و تحرک نظامی نیروهای ثالث در آن مجاز نیست. ادعای حمله به کشتیهای مرتبط با ایران در این دریا، عملاً گسترش منطقه درگیری به حوزههایی است که هیچ ارتباطی با جنگ اوکراین ندارند. اروپا عملاً به هدف مشروع تبدیل شد شاید مهمترین پیامد این اقدام ادعایی زلنسکی، تغییر در موازنه حقوقی و عملیاتیای باشد که برای کشورهای اروپایی ایجاد کرده است. تهران پیش از جنگ ۴۰ روزه بارها تأکید کرد هر کشوری را که مستقیماً در درگیری علیه ایران مشارکت داشته باشد هدف قرار خواهد داد. کشورهای اروپایی نیز با درک این واقعیت، تلاش کردند حضور خود را در کنار آمریکا محدود به حمایتهای لفظی، اطلاعاتی و لجستیکی پشت پرده نگه دارند. در این میان، از چشم ایران پوشیده نیست که فرانسه، انگلیس و ایتالیا عملاً پایگاههای خود را در اختیار ارتش تروریستی آمریکا قرار دادند؛ اما اکثر کشورهای اروپایی اظهارنظر صریحی علیه ایران در جنگ نکردند. حالا اما اوکراین -که بزرگترین دریافتکننده کمکهای نظامی اروپا و آمریکا در سالهای اخیر بوده و دهها میلیارد یورو از بودجه کشورهای اروپایی مستقیماً صرف آن شده- بهصراحت و با افتخار اعلام میکند که در حال حمله به منافع مرتبط با ایران است. در واقعیت تهران میداند که کییف، نه بازیگر اصلی که نیروی نیابتی اروپا و ناتو برای نبضسنجی میدان است. زلنسکی بدون چراغسبز شرکای اروپاییاش، جسارت چنین ماجراجوییای را نداشت. حال که این نیروی نیابتی وارد میدان شده است، ایران حق مشروع دفاع از خود را نهفقط علیه آن کشور بلکه علیه حامیانش نیز دارد. زلنسکی با این اقدام، عملاً اروپا را در بانک اهداف ایران قرار داد. این یعنی زیرساختهای نظامی، پایگاهها و حتی تأسیسات انرژی و صنعتی اروپا که تسلیحات مورداستفاده اوکراین را تولید میکنند، ازاینپس میتوانند در چهارچوب حق دفاع مشروع، در لیست اهداف ایران قرار بگیرند. پیامی به روسیه چند روز قبل از اینکه کشتی تجاری ایران در دریای خزر هدف قرار گیرد، دونالد ترامپ با انتشار پستی در شبکه ایکس تهدیداتی علیه چین و روسیه بهمنظور ممانعت از فروش تسلیحات به ایران مطرح کرد و حالا کشتی ایرانی به بهانه حمل تسلیحات، هدف حمله کییف قرار گرفته است. بدیهی است که این حمله بدون هماهنگی با واشنگتن نبوده و اگر قرار باشد که به همین صراحت جنگها با یکدیگر مرتبط شوند، ایران نیز از این به بعد این اختیار را دارد که علناً در جنگ اوکراین مداخله کند. اوکراین؛ موش آزمایشگاهی ناتو اما جدا از پیام این ماجراجویی برای روسیه، چرایی حمله به کشتی ایرانی است؟ یکی از احتمالات جدی در این رخداد، ناتو است. این ائتلاف در جنگ ۴۰ روزه سیاست یکبام و دو هوا را در پیش گرفت. از یکسو به دلیل نگرانی از تبعات جنگ، آن را به شکلی تقبیح و دونالد ترامپ را برای چنین حماقتی سرزنش میکرد و ازسویدیگر علاوه بر کمکهای اطلاعاتی، پایگاههای خود را برای تجاوز در اختیار واشنگتن قرار می داد. اکنون با تهاجم اوکراین به کشتی ایرانی، به نظر میرسد این ائتلاف و کشورهای اروپایی درحال سبک-سنگین کردن موضوع و تصمیمگیری برای ورود جدیتر به تقابل نظامی با ایران هستند. اگرچه تبعات جنگ چهل روزه و حتی جنگ اخیر، به سختی گریبان این کشورها را گرفته است، اما نباید این را از نظر دور داشت که آنها تحتفشار سنگین از سوی دونالد ترامپ به دلیل عدم مشارکت جدی در دور قبلی جنگ هستند. اتفاق دریای خزر را میتوان از این منظر تحلیل کرد و بر مبنای آن نیز باید پاسخی پشیمانکننده به اوکراین بابت ماجراجویی و به اروپاییها درباره گسترش دامنه جنگ به قاره سبز داد. نیابتی جدید احتمال دیگر، به اتفاقات روزهای گذشته در دریای سرخ و تنگه بابالمندب میتواند مربوط باشد. آنجا نیز عربستان سعودی در مقابله با تلاش یمن برای شکستن محاصره طولانیمدت، وارد یک زدوخورد جدی با انصارالله شد و در مقابل نیز صنعا، از راهبرد «محاصره در برابر محاصره» و «تشدید در برابر تشدید» بهره برد. احتمالاً غربیها با این ادعا که یمن، نیروی نیابتی ایران است، با استفاده از یک نیروی نیابتی وارد میدان شدند تا از این طریق، یکی از مسیرهای طراحی