واچلیست با علیتسنیمی این گفتگو بر یک پارادوکس بزرگ در صنعت نیروگاهی ایران متمرکز است؛ ارزش جایگزینی خیرهکننده در مقابل قیمت بازارِ سرکوبشده. به عنوان مثال، نیروگاه دماوند با هزینه ساخت ۱.۶ میلیارد دلاری، در بازار سرمایه با ارزشی حدود ۱۰۰ میلیون دلار معامله میشود. این شکاف عمیق، پتانسیلی است که در صورت اصلاح سیاستهای قیمتگذاری، میتواند به گنج سرمایهگذاران تبدیل شود، اما فعلاً با رنج قیمتگذاری دستوری دولت همراه است. - چالشهای ساختاری (قیمتگذاری دستوری و ناترازی) سیاستگذاری: عامل اصلی عدم رغبت بازار به این صنعت، دخالت دولت در نرخگذاری خوراک و فروش برق است. نیروگاهها ملزم به فروش برق در شبکه سراسری هستند و بزرگترین مشتری، وزارت نیرو است که با تأخیر (۱۲ تا ۱۸ ماهه) مطالبات را پرداخت میکند. فشار جریان نقدی (Cash Flow): به دلیل پرداختهای اعتباری و نرخهای پایین، نقدینگی کافی برای طرحهای توسعه (مانند نیروگاههای خورشیدی یا اورهال اساسی) در دسترس شرکتها نیست. ناترازی برق: شکاف عرضه و تقاضا با شیبی تند در حال افزایش است (پیشبینی کسری ۲۴ هزار مگاواتی در سال ۱۴۰۵). این ناترازی عملاً سیاستگذار را به دیوار واقعیت میکوبد و ناچار به آزادسازی نرخها در بلندمدت خواهد کرد. - مقایسه جهانی و رانت انرژی در حالی که قیمت میانگین برق در جهان حدود ۱۷ تا ۲۰ سنت به ازای هر یک کیلووات ساعت است، در ایران با نرخهای بسیار پایینتری محاسبه میشود که عملاً نوعی رانت برای صنایع انرژیبر (فولاد، سیمان و…) محسوب میشود. مهدی محمدی معتقد است آزادسازی نرخ برق باید مرحلهای باشد تا شوک به صنایع وابسته وارد نشود. وی مدل آزادسازی سیمان و ورود به بورس کالا را به عنوان نمونهای موفق برای بهبود سودآوری (بازدهی ۱۳٪ دلاری سالانه) ذکر کرد. - استراتژی سرمایهگذاری صنعت نیروگاهی یک صنعت با ریسک پایین است که در صورت آزادسازی نرخها، میتواند درآمد ثابت مناسبی ایجاد کند. در حال حاضر، این صنعت در نقطه ارزندگی قرار دارد اما نه برای نوسانگیری کوتاهمدت، بلکه برای نگاه بلندمدت. انتخابهای تحلیلی: اگر کسی بخواهد صرفاً سبدی از نیروگاهها داشته باشد، مهدی محمدی این ترکیب را پیشنهاد میدهد: ۴۰٪ بجهرم ۳۰٪ بپیوند ۳۰٪ دماوند - وضعیت صندوق یوتیلیتی صندوق یوتیلیتی به دلیل توقف نمادهای «مبین» و «فجر» (که بیش از ۶۰٪ پورتفوی صندوق را تشکیل میدادند) به دلیل آسیبهای ناشی از تنشهای اخیر، بسته است. بازگشایی صندوق منوط به رفع محدودیتهای افشای اطلاعات (به دلیل ملاحظات امنیتی) و بازگشایی نمادهای مذکور است. پس از رفع این محدودیتها، صندوق به روال عادی بازخواهد گشت. جمعبندی تحلیلی برای سرمایهگذار این است که این صنعت در حال حاضر فنر جمعشدهای است که باز شدن آن زمانبر است. سرمایهگذار باید بپذیرد که مسیر رسیدن به آن گنج (بازدهی مناسب)، عبور از دوره اصلاح سیاستهای انرژی توسط دولت است. اگر دیدگاه بلندمدت دارید و ریسکهای نظارتی را میپذیرید، قیمتهای فعلی در نمادهای منتخب (جهرم، بپیوند، دماوند) میتواند فرصت جذابی باشد.