برای الیزابت اول و امپراتوری عثمانی، وجود دشمنان مشترک، آنها را به متحدانی قدرتمند تبدیل کرد. این پیوند تجارت جهانی را دگرگون ساخت و سنگبنای یک امپراتوری را بنا نهاد. الیزابت اول که از سوی اروپای کاتولیک طرد شده بود، به دنبال برقراری اتحادی غیرمنتظره با سلطان مراد سوم از امپراتوری عثمانی برآمد. سلطان مراد سوم با بهرهگیری از وجود دشمنان مشترک و محدودیت مسیرهای تجاری اروپا، پیشنهاد الیزابت اول را پذیرفت و کشور جزیرهای و فقیر او را با تجمل، قدرت و ثروت جهان اسلام آشنا کرد. اگرچه فرهنگ عامه انگلستان بهسرعت متحدان مسلمان جدید خود را عجیب و غریب جلوه داد و برای آنها انگزنی کرد، اما این دوستی به یکی از سودآورترین روابط تجاری انگلستان تبدیل شد و سنگ بنای آینده آن را به عنوان یک ابرقدرت جهانی بنا نهاد. روابط میان امپراتوریهای مسیحی و اسلامی با ظهور امپراتوری عثمانی در سال ۱۲۹۹، بیشتر پادشاهیها، ویودشینها (فرمانداریهای) و جمهوریهای مسیحی اروپا یا در ارتباطات تجاری با امپراتوریهای اسلامی بودند و یا درگیر نبرد با آنها. از سال ۷۱۱ تا ۱۴۹۲، پادشاهیهای مختلف کاتولیک اسپانیا برای بیرون راندن مورها از مناطق تحت اشغالشان در جنوب اسپانیا (منطقه اندلس) مبارزه میکردند. پادشاهیهای اروپای شرقی و امپراتوری بیزانس نیز در تجارت مداوم با خلافتهای اسلامی در مصر، سوریه، فلسطین و ایران بودند. با این حال، پاپ و قدرتهای کاتولیک همپیمانش به طور فزایندهای از گسترش سریع امپراتوری عثمانی و نفوذ رو به پیشروی آن در بالکان، اروپای شرقی و منطقه مدیترانه احساس خطر میکردند. پس از آنکه محمد دوم در محاصره قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ امپراتوری بیزانس را شکست داد، پاپ این امپراتوری را به عنوان یکی از بزرگترین تهدیدها علیه جهان مسیحیت محکوم کرد. با این وجود، پس از تکفیر الیزابت اول توسط پاپ پیوس پنجم در ۲۵ فوریه ۱۵۷۰ [۶ اسفند ۹۴۸]، او خود و پادشاهیاش را در همان لیست سیاه سیاسی و عقیدتی دید که کشورهای اسلامی در آن قرار داشتند. الیزابت اول که توسط پادشاهیهای کاتولیکِ آمادهباش برای حمله محاصره شده بود، از برخی شبکههای تجاری اروپا قطع ارتباط گشته و توسط بیشتر متحدانش رها شده بود؛ بنابراین چارهای جز پیگیری اتحادهای غیرمتعارف که مایه وحشت اروپای مسیحی بود، نداشت. «دشمنِ دشمنِ من، دوست من است» الیزابت کشوری فقیر را به ارث برده بود که درگیر طاعون و خشونتهای فرقهای بود و هیچ متحدی نداشت؛ بنابراین مشاوران او به دنبال هر اتحادی بودند که بتواند انگلستان را به ثبات برساند. الیزابت اول که بدهی ۳۰۰ هزار پوندی از پدرش، پادشاه هنری هشتم، به ارث برده بود، همچنین هدفِ فیلیپ دوم، پادشاه اسپانیا، قرار گرفت. فیلیپ دوم که همسرِ خواهرِ فقید الیزابت، مری اول، بود، یک کاتولیک متعصب و به دلیل عدم تحمل مذهبی و خشونت، بدنام بود. خصومت او نسبت به الیزابت پس از آنکه ملکه پیشنهاد ازدواجش را رد کرد و به عنوان یک ملکه حاکم پروتستان و مجرد بر تخت نشست، شدت بیشتری یافت. درنتیجه، او و دیگر پادشاهان کاتولیک به شورشیان کاتولیک در انگلستان وعده حمایت نظامی و مالی دادند تا ملکه پروتستان خود را برکنار کنند. بهزودی معلوم شد که تکفیر او، عامل نجاتبخش وی بوده است. از آنجا که الیزابت دیگر تحت فشار نبود تا از سیاستهای پاپ و امپراتوری مبنی بر ممنوعیت روابط دیپلماتیک با امپراتوریهای اسلامی پیروی کند، مشاورانش او را تشویق کردند تا با دیگر حاکمانی که توسط اروپای کاتولیک طرد شده بودند، روابط جدیدی برقرار کند. رئیس جاسوسان او، فرانسیس والسینگهام، به الیزابت توصیه کرد که با یکی از بزرگترین قدرتهای اقتصادی و ارضی آن زمان، یعنی امپراتوری عثمانی، متحد شود. بر همین اساس، الیزابت و مشاورانش پیشنهادی را برای جلب نظر عثمانیها تنظیم کردند که بر پایه دشمنان مشترک، ازجمله پاپ پیوس پنجم، فیلیپ دوم و دیگر پادشاهان کاتولیک، استوار بود. مراد سوم از سال ۱۵۷۴ تا ۱۵۹۵، در دوران اوج وسعت سرزمینی امپراتوری عثمانی بر آن حکمرانی کرد و میراث درخشان پدربزرگش، سلیمان باشکوه، را به ارث برد. با این حال، دوران سلطنت او در پی شکست دریایی عثمانیها از نیروهای کاتولیک آغاز شد. پاپ پیوس پنجم با هدف متوقف کردن گسترش این امپراتوری، «اتحادیه مقدس» را به رهبری اسپانیا و ونیز احیا کرد؛ این نیرو در ۷ اکتبر ۱۵۷۱ [۱۵ مهر ۹۵۰] در نبرد لپانتو، نیروی دریایی عثمانی را شکست داد و تقریباً به طور کامل نابود کرد. اگرچه نیروی دریایی عثمانی بهسرعت بازسازی شد، اما این نبرد یکی از نخستین و قاطعترین پیروزیهای نیروهای کاتولیک علیه عثمانیها محسوب میشد. با بروز فشارهای مالی و اجتماعی در سراسر امپراتوری ناشی از لشکرکشیهای نظامیِ مستمر، الیزابت اول به سلطانی نزدیک شد که او نیز به همان اندازه مشتاق ایجاد اتحادهای اروپایی سودآور، به دور از نفوذ پاپ و اسپانیا و در مخالفت با آنها بود. دوستانِ مکاتبهایِ غیرمنتظره الیزابت اول نخستین بار در سال ۱۵۷۹ با ارسال نامهای، پیشنهاد یک اتحاد تجاری و دیپلماتیک را به مراد سوم ارائه کرد. او در این نامه بهتفصیل توضیح داد که چگونه هر دو کشور با تهدیدهای مشابهی از سوی اسپانیا و دستگاه پاپ مواجه هستند، اما با همکاری یکدیگر میتوانند رابطهای سودآور شکل دهند که سلطنت، اقتصاد و جایگاه کلی آنها در اروپا را تقویت کند. علاوه بر دشمنان مشترک، الیزابت اول استدلال کرد که اتحاد آنها نهتنها عملی (پراگماتیک)، بلکه از نظر الهیاتی نیز موجه است. او مدعی شد که اسلام سنی و پروتستانتیسم، اعتقادی بنیادین در محکومیت بتپرستی دارند؛ اعتقادی که به زعم او، در سنت کاتولیک در استفاده از کشیشان و قدیسین برای شفاعت نزد خداوند، نادیده گرفته شده بود. روایات دربار عثمانی جزئیات حیرت مراد سوم از دریافت چنین پیشنهاد جسورانهای از سوی یک ملکه زن را شرح میدهند. پس از آنکه نقشه را به مراد سوم نشان دادند و جایگاه انگلستا