محمدهادی قائمی میگوید: ترکان خاتون موفق شد با همان فرصتشناسی و بهکارگیری روابط قبیلهای با مرگ سلطان، پسرش (سلطان محمد) را در میان مدعیان جانشین پدر سازد و از طریق فرمانبردار ساختن پسر، قدرت واقعی در حکومت را به دست گیرد. سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: کتاب «خاتون سلطاننشان» روایتی است از حضور زنان در متن تاریخ؛ زنانی که اگرچه کمتر در روایتهای رسمی دیده شدهاند، اما در بزنگاههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نقشی اثرگذار ایفا کردهاند. این کتاب با نگاهی پژوهشمحور میکوشد تصویری فراتر از کلیشههای رایج از جایگاه زنان در تاریخ ایران ارائه دهد و نشان دهد که قدرت، تدبیر و کنشگری، همواره منحصر به مردان نبوده است. نویسنده با بهرهگیری از منابع تاریخی، زندگی و نقش یکی از چهرههای کمتر شناختهشده را بازخوانی میکند و از خلال آن، خواننده را به تأمل درباره مناسبات قدرت، جایگاه زنان و پیچیدگیهای تاریخ ایران فرامیخواند. یکی از ویژگیهای کتاب «خاتون سلطاننشان»، تمرکز بر نقش سیاسی ترکان خاتون در دربار خوارزمشاهیان است. نویسنده میکوشد او را نه صرفاً به عنوان همسر سلطان یا زنی بانفوذ، بلکه به عنوان بازیگری اثرگذار در تصمیمگیریهای سیاسی و مناسبات قدرت معرفی کند. با این حال، این تنها تصویر موجود از ترکان خاتون نیست. بسیاری از منابع تاریخی، در کنار نفوذ سیاسی او، از ویژگیهایی چون نیکوکاری، بخشندگی، تدبیر و کاردانی نیز یاد کردهاند؛ جنبههایی که در روایتهای سیاسی کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. نکته مهم دیگر آن است که جایگاه استثنایی ترکان خاتون را نباید به وضعیت عمومی زنان آن دوره تعمیم داد. قدرت و نفوذ او بیش از آنکه بازتاب موقعیت اجتماعی زنان در عصر خوارزمشاهیان باشد، حاصل شرایط خاص سیاسی و پشتیبانی گسترده ترکان از او بود. از اینرو، زندگی ترکان خاتون را باید یک استثنا در تاریخ زنان آن دوره دانست، نه الگویی از جایگاه عمومی آنان. «خاتون سلطان نشان، از سری کتابهای هما در نشر اگر است. کتابهای هما، تکنگاریهای هستند دربارهی زنان نامدار و کمتر شناختهشده، اما بانفوذ تاریخ ایران، نامداری و نفوذ الزاما معنای مثبت ندارند، اما زنانی را در بر میگیرند که در آشکار یا نهان صاحب قدرت و نفوذی بودهاند و کارهایی کردهاند که در روزگارشان برای زنان دشوار بود. در این کتاب مهدی سیدی فرخد، پژوهشگر جغرافیای تاریخی و متون کهن فارسی و همکارش محمدمهدی قائمی از زنی قدرتمند در دوره خوارزمشاهیان نوشتهاند که برخی از مورخان او را از عوامل حمله مغولها به ایران میدانند. ترکان خاتون قدرتی موازی در دوران حکومت پسرش ایجاد کرده بود ودر امور حکومتداری دخالت میکرد. در این کتاب ما علاوه بر زندگی پرفرازونشیب ترکان خاتون با تاریخ اواخر دوره خوارزمشاهیان و حمله مغولها نیز آشنا میشویم. با محمدمهدی قائمی درباره کتاب «خاتون سلطاننشان» گفتوگویی انجام دادهایم که در ادامه میخوانید: پیش از پرداختن به موضوع کتاب و ترکان خاتون ضروررت و اهمیت تاریخنگاری زنان چیست و چرا این رویکرد از تاریخنگاری در ایران مغفول مانده شده است؟ در یک نگاه کلی، برای تاریخنگاران که یکی از مهمترین دغدغههایشان آگاهی بر ابعاد و آثار رویداد یا شخصیتهای تاریخی است، موضوعی همچنین نقش زنان در پوششهای تاریخی که کمتر بدان پرداخته شده بالقوه دارای کشش است. بهویژه در برخی از فرازهای تاریخی که این نقش و کنشهای پیامد آن، تاثیری فراگیر داشته، این حساسیت و توجه از اولویت بالاتری برخوردار است. اما درباره مغفول ماندن توجه به نقش زنان در گستره تاریخ ملی، میتوان به دلایل پردامنه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی متعددی اشاره کرد که اصولا دامنه شمول آن تنها محدود به روایتها و پرداختهای تاریخی نیست بلکه در دیگر عرصهها و فعالیتهای اجتماعی، علمی و فرهنگی نیز به دلیل کمرنگ بودن نقش زنان بنا به همان عوامل زمینهای این نادیدگی به متون و روایتهای تاریخی نیز تحمیل شده است. درباره شخصیت ترکان خاتون خوارزمی بگویید؟ ترکان خاتون زنی است پرورش یافته زادبومی با فرهنگ قبیلهای چادرنشین و صحراگرد، از ترکان طایفه قنقلی در سرزمینهای دوردست شمال شرق خوارزم میزیستند. او دختر رئیس یکی از همین قبایل قنقلی بود که در میانههای قرن ششم در پی مصلحتی سیاسی برای تحکیم پیمان دوستی میان قبایل قنقلی با حکومت خوارزمشاهی به همسری سلطان تکش انتخاب شد. با تیزبینی و هوشمندی ذاتی از جایگاه خود به عنوان همسر سلطان توانست با استفاده از نوع مناسبات حاکم بر دربار خوارزمشاهی برای تحکیم قدرت سیاسی و حکومتی خویش و تقویت روابط قبیلهایاش، سود جوید. او موفق شد با همان فرصتشناسی و بهکارگیری روابط قبیلهای با مرگ سلطان، پسرش (سلطان محمد) را در میان مدعیان جانشین پدر سازد و از طریق فرمانبردار ساختن پسر، قدرت واقعی در حکومت را به دست گیرد. نگاه قبیلهگرا و تنگنظریهای عشیرهای و خاندانی با بیتدبیریها و کوتهنظریهای او و پسرش همراه شد تا زمینهساز هجوم دشمنی قدرتمند و زیرک مانند مغولان شود، هجومی که به شکست و خواری هر دوی آنها انجامید. چرا ترکان خاتون، برخلاف بسیاری از زنان تاریخ ایران، تا این اندازه در منابع تاریخی حضور پررنگی دارد؟ در صورت پذیرش گزاره پرسش باید گفت آنچه ترکان خاتون را احتمالا برجسته نمایانده است به شرایط زمانه و رویدادهای آن و نوع استفاده از قدرت بیچون و چرای او مربوط میشود. مقطع زمانی قدرتمندی حکومتی او در آستانه رویداد بسیار مهمی مانند حمله مغولان به ایران است. رویدادی که در تمام تاریخ ایران از نظر کیفیت وقوع و آثار و پیامدهای عمیق آن در شمار یکی از تراژدیهای کمنظیر تاریخ ماست. به دلیل اهمیت و برجستگی این رویداد، طبعا عناصر مرتبط با آن اعم از زمینهها، شخصیتها و کنشهای بیشتر در کانون توجه قرار میگیرند بهویژه آنکه در بسیاری از تحلیلهای تاریخی، نقش حکمرانی ترکان خاتون و پسرش