در چهل و پنجمین سالگرد شهادت آیتالله بهشتی، معاونت پژوهش، آموزش و برنامهریزی راهبردی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) در گفتوگوی تفصیلی با علی دارابی قائممقام وزیر و معاون میراث فرهنگی، به بررسی ریشههای فکری، تغییرات ایدئولوژیک و کارنامه سیاسی سازمان مجاهدین خلق از زمان تأسیس تا سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته است. به گزارش پایگاه خبری جماران: قائممقام وزیر و معاون میراث فرهنگی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی با اشاره به اینکه سازمان مجاهدین متأثر از افکار و اندیشههای مارکسیستی مبارزات خود را دنبال میکرد، گفت: سازمان مجاهدین خلق از سوی مردم به «منافقین خلق» نامیده شد چرا که عملکرد سازمان و اعضای آن را در ترور شخصیت رهبران انقلاب، تحریف انقلاب و تلاش برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی به طور گسترده میدیدند. مشروح گفتوگوی معاونت پژوهش، آموزش و برنامهریزی راهبردی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) با علی دارابی را در ادامه میخوانید: نقش سازمان مجاهدین خلق در سقوط رژیم پهلوی و سهمخواهی آنها از جمهوری اسلامی را لطفاً برای ما توضیح دهید. برای تبیین این موضوع اجازه دهید یک مقدمه کوتاه درباره تقسیمبندی جریان سازمان را بیان کنم. جریانات سیاسی در دوران رژیم پهلوی را بنده در کتاب «جریانشناسی سیاسی در ایران» به پنج جریان عمده تقسیمبندی کردهام: اول: جریان مذهبی یا اسلامگرا که محوریت عمده آنها روحانیون و افراد مذهبی بودند که خود به چند لایه تقسیم میشود اما جریان مبارزه و انقلابی آن به رهبری امام خمینی(ره) بود که «اسلام» محور و گفتمان اصلی آنها بود. دوم: جریان ملیگرا یا ناسیونالیستها که سخنگوی اصلی آن جبهه ملی و یاران دکتر محمد مصدق بودند و ملیگرایی را مکتب فکری خود میدانستند. سوم: جریان چپ یا مارکسیستی که حزب توده، سازمان چریکهای فدایی خلق با گفتمان کمونیسم، سوسیالیسم، مائوئیسم و انشعابهای مختلف درون آن تعریف میشوند. چهارم: جریان سلطنتطلب که مبانی فکری آنها شاهمحوری، نظام سلطنت به عنوان موهبت الهی، باستانی گرایی، سکولاریسم، غرب زدگی و... را شامل میشود. پنجم: جریان التقاطی که سازمان مجاهدین خلق در این جریان جای میگیرد. کار التقاط دستچین کردن خودسرانه و مکانیکی عقاید و اندیشههای ناهمگون، بدون پایداری روی اصول معین و مشخص است. سازمان مجاهدین خلق در سال 1344 ه.ش با هدف مبارزه مسلحانه با رژیم شاه شکل گرفت. محمد حنیفنژاد، سعید محسن، علیاصغر بدیعزادگان که از طرفداران جبهه ملی و نهضت آزادی بودند که در واقع باید گفت شاخه جوانان و دانشجویی نهضت آزادی محسوب میشدند، این سازمان را تشکیل دادند. این سازمان به دلیل برداشتهای خاص خود یا بهتر بگویم «گزینش مطالب مورد نظر از اسلام به دلخواه و تفسیر خود» اما متأثر از افکار و اندیشههای مارکسیستی مبارزات خود را دنبال میکرد. کتابها، جزوات و متون آموزشی سازمان از جمله کتاب شناخت راه انبیاء(حسین روحانی)، راه بشر(محمد حنیفنژاد)، تکامل(علی مهیندوست) و اقتصاد به زبان ساده(محمود عسگریزاده) همه مشحون از افکار و عقاید مارکسیستی و مبنای آموزش عقیدتی و تئوریک سازمان مجاهدین خلق بود. سازمان تا سال 1352 به صورت مخفی و زیرپوستی در حال تغییر ایدئولوژی از اسلام به مارکسیسم بود. زیرا سازمان میگفت: «اسلام چون پیراهن وصلهداری است که هر جای آن را میدوزیم باز پاره میشود؛ و این اسلام پاسخگوی نیاز جامعه نیست و عاجز از پاسخگویی است و باید به مارکسیسم متوسل شویم.» سال 1353 جمعی از رهبران سازمان در جریان تغییر ایدئولوژیک قرار میگیرند. سال 1354 عدهای از اعضای سازمان از جمله مجید شریف واقفی دانشجوی دانشگاه صنعتی آریامهر(دانشگاه صنعتی شریف فعلی) در برابر این انحراف سازمان ایستادگی میکنند و او توسط خود اعضای سازمان به فجیعترین وضع کشته میشود. تقی شهرام از سردمداران سازمان صریحا گفت: «پیراهن اسلام را از هر کجا وصله علمی زدیم از جای دیگر پاره شد.» سازمان بر این باور بود که مارکسیسم علم مبارزه است و راهی جز آن وجود ندارد. در اثر چرخش ایدئولوژیک سازمان به سه گروه تقسیم شد: گروهی مارکسیست شدند، جمعی سازمان را رها کردند و به آغوش اسلام بازگشتند و گروه سوم در سازمان باقی ماندند و بعد از انقلاب تجدید سازمان شدند و روی در روی انقلاب اسلامی و مردم ایستادند که رهبری آنها را مسعود رجوی بر عهده داشت. این تبار شناسی سازمان مجاهدین خلق ایران از تأسیس تا دوران پیروزی انقلاب اسلامی بهمن سال 1357 است. سازمان در دوران قبل از انقلاب اسلامی چند مورد ترور، بمبگذاری و هواپیماربایی داشت. حتی به زعم خود در مبارزه مسلحانه از سازمان چریکهای فدایی خلق عقب افتاد. وقتی که واقعه «پاسگاه سیاهکل» در گیلان توسط چریکهای فدایی صورت گرفت مجاهدین خلق تلاش کردند که چند مورد آدم ربایی، ترور و بمب گذاری کنند تا از چریکهای فدایی عقب نیفتند. افزون بر این مسعود رجوی که پس از «تصفیههای خونین درون گروهی» رهبر خود خوانده جمعی از مجاهدین خلق شده بود، اسناد و مدارک ساواک از همکاری او با سازمان اطلاعات و امنیت کشور و اعلام رضایتمندی از او برای همکاری با رژیم شاه میگوید. نکته اساسی و مهم درباره سازمان در قبل از انقلاب اسلامی آن است که «سازمان با مبارزه مسلحانه» و ادعای طرفداری از افکار و اندیشههای آیت الله سید محمود طالقانی، مهندس مهدی بازرگان و دکتر علی شریعتی توانست بخش زیادی از جوانان مبارز ضد رژیم پهلوی را در خود جمع کند حتی حمایت جمع زیادی از روحانیون شاخص مبارز وقت از جمله آیت الله حسینعلی منتظری، آیت الله طالقانی، آیت الله هاشمی رفسنجانی و... را نیز به سوی خود جلب کند. در پرتو همین حمایتها به نوعی خود را «سخنگوی اسلام مبارز سیاسی» معرفی کند. دقیقا در همان ایام استاد مرتضی مطهری قهرمان مبارزه با انحراف و التقاط علیه آنها روشنگری میکرد که نامه معروف مطهری به امام خمینی(ره) در نجف