نتایج ضعیف تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات و حاشیههای پیرامون مواضع کادر فنی، موجی از انتقادات را از سوی کارشناسان به همراه داشته است. پرداختهای میلیاردی، ادعاهای عجیب درباره آمارها و پاسخگو نبودن در برابر رسانهها از مهمترین چالشهای این روزهای فوتبال کشور است. محبوبیت، مهمترین دستاوردی است که شما حتی در صورت نتیجه نگرفتن میتوانید به آن برسید و نامحبوب بودن حتی در صورت قهرمانی هم چیز دور از انتظاری نخواهد بود؛ اما شما در این سالها چقدر توانستهاید در دل مردم جایی پیدا کنید و در تیم ملی چه دستاوردیهایی داشتهاید که به آن بنازید؟ به گزارش ایسنا، خیلی اوقات از خودم میپرسم چرا هر چه در مورد یک موضوع صحیح نقد منصافه میکنیم و دلمان به حال منافع ملی میسوزد و سعی میکنیم بخشی از فوتبال ایران را با آنچه در توان داریم تصحیح کنیم اما چرا چیزی درست نمیشود؟ گاهی اوقات به شخصه سرخورده میشوم و به خود میگویم نوشتن یا ننوشتن تو چه فایدهای دارد؟ شاید امیر قلعهنویی در نقش سرمربی سالها بهدنبال محبوبیت در بین هواداران بوده و این شانس برای او وجود داشت که با حضور در تیم ملی فوتبال ایران و رفتار و گفتار صحیح بتواند جایی در دل مردم پیدا کند؛ اما اینگونه بهنظر میرسد که از این فرصت به خوبی استفاده نکرد. امیر قلعهنویی در اولین سخنان یک طرفه خود پس از جام جهانی مدعی شد که ۶ میلیارد نفر اخبار ایران را پیگیری میکردند! استاد گرامی جناب آقای امیر قلعهنویی، جمعیت کره زمین کمی بیشتر از ۸ میلیارد نفر است، پس چگونه و با چه متر و معیاری ۶ میلیارد نفر اخبار تیم ملی فوتبال ایران را پیگیری کردهاند؟ چه کسی به شما این اطلاعات غلط را میدهد که مقابل دوربین به زبان آورید تا اینگونه مورد هجمه واقع شوید؟ اساسا چگونه متوجه شدهاید که ۶ میلیارد نفر اخبار تیم ملی فوتبال ایران را پیگیری کردهاند؟ سعید الهویی در یک برنامه تلویزیونی گفته بود: «پلن A طراحی شد و به پلن B رسید، پلن B به پلن C رسید و شاید باور نکنید که گاها پلن F هم داشتیم، یعنی پلن ششم و هفتم که همانها هم اجرایی شد.» حال سرمربی تیم ملی فوتبال ایران از برخی منتقدان ناراحت شده که به اظهارات عجیب دستیارش خرده گرفتهاند و از خجالت سعید الهویی درآمدهاند. بعدا هم پلنهای تیم ملی منتشر شد نشان داد که یک برنامهریزی ساده در مورد زمانهای احتمالی پایان لیگ، اردوهای تیم ملی، پروازها، بازیهای دوستانه و...بوده و هیچ چیز عجیب و غریبی نیست و هر کسی به راحتی میتواند چنین برنامه زمانبندی را طراحی کند! چیزی که سعید الهویی آن را به گونهای آب و تاب داد که فکر میکردیم انگار اتم شکافته است! نکته قابل اشاره دیگر اظهارات سرمربی تیم ملی در خصوص افرادی است که به اظهارات سعید الهویی واکنش نشان داده بودند. امیر قلعه نویی این افراد را لوده خطاب کرد در حالی که برخی از آنها سالهای قبل با پیراهن تیم ملی برای فوتبال این کشور افتخارآفرینی کردند و مشخص نیست چرا سرمربی تیم ملی که مدام از احترام، بزرگی و کسوت صحبت میکند باید با چنین ادبیاتی برخی بزرگان فوتبال ایران را خطاب قرار دهد. دیگر عضو کادر فنی یعنی هومن افاضلی در واکنش به انتقادات درباره میانگین سنی بالای تیم ملی فوتبال ایران اعلام کرد که پس از جام ملتهای آسیا ۲۰۲۶ ریاض تیم ملی اقدام به جوانگرایی خواهد کرد. امیر قلعهنویی نیز تاکید کرده که تیم ملی جای تغییر نسل است نه جوانگرایی. در این رابطه یک سوال اساسی وجود دارد؛ تیم ملی فوتبال ایران از دوره قبلی جام ملتهای آسیا ۲۰۲۲ قطر که با شکست تلخ مقابل قطر و حذف از این رقابتها همراه شد تا کنون در اختیار آقایان بوده و اگر بنا بر جوانگرایی و تغییر نسل بود چرا از ۴ سال قبل این اتفاق از سوی کادر فنی تیم ملی مدنظر قرار نگرفت تا در نهایت تیم ملی فوتبال ایران به عنوان دومین تیم مسن جام جهانی لقب بگیرد؟ چرا در یک فاصله زمانی ۳.۵ ساله، دوستان تلاشی برای تغییر نسل در تیم ملی نکردند؟ آیا تصور میکنند پس از جام ملتهای آسیا نیز کماکان کار خود را در تیم ملی فوتبال ایران ادامه خواهند داد که وعده تغییر نسل پس از پایان جام ملتها میدهند! سرمربی تیم ملی اعلام کرد که قراردادش با تیم ملی فوتبال ایران ۳۰ میلیارد تومان بوده است. نکته قابل تامل اما پاداش ۱۴۰ میلیارد تومانی است که به امیر قلعهنویی تعلق گرفته و گویا تاکنون نزدیک به ۷۰ میلیارد تومان از این پاداش پرداخت شده! نوشجانت آقای سرمربی در سالی که کشور با جنگ و تحریم و بحران همراه بوده و کارگر و کارمندش با پایه حقوق ماهانه ۱۶ میلیون تومانی این روزها با کاهش ساعت اضافهکاری، تعدیل نیرو، مشکل در پرداخت حقوق و مشکلات شدید معیشتی همراه هستند چنین اعداد و ارقامی را به جیب میزنی اما حداقل دم از ایثار نزنید؛ این چه ایثاری است که نزدیک به ۱۷۰ میلیارد تومان آب میخورد؟ امیر قلعهنویی مدعی شده که جمعی از نخبگان را در کنار خود جمع کرده است؛ از نام آندو تیموریان و رحمان رضایی که به طور حتم از ستارگان سالهای دور هستند بگذریم و به حق نخبه به شمار میروند یک سوال مهم باقی میماند که آیا سایرین در قبال ظرفیت بالای فوتبال ایران نخبه به شمار میروند؟ آقای سرمربی! الهویی به عنوان دستیار شما در گلگهر سیرجان و هومن افاضلی چه کارنامه و دستاوردی در دوران فوتبال حرفهای و پس از آن داشتهاند که از دید شما نخبه هستند؟ فوتوشوتهای قلعهنویی قبل از آغاز جام جهانی به یکی از جنجالیترین مسائل تیم ملی فوتبال ایران تبدیل شد. نمایش عجیب و غریب ساعت آبی با یک برند خاص که برآورد شد قیمت آن حدود ۵۰ هزار دلار(نزدیک به ۱۰ میلیارد تومان) است به پرسشی مهم در اذهان عمومی تبدیل شد که چرا باید چنین رفتاری از سوی امیر قلعهنویی سر بزند؟ قلعهنویی اما پس از بازگشت به کشور در واکنش به حواشی جنجالی ساعتش اعلام کرد که «ساعت همه جا نشانه نظم و انضباط و وقت شناسی است و من ۴۵ سال است که دست راستم ساعت م