هر روز اخبار فراوانی در رسانهها منتشر میشود که دنبالکردن آنها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیلهای صورتگرفته، مخاطبان خود را از مهمترین وقایع روز آگاه میکند. شمس الواعظین و «بمب اتم ايران» در جنوب ماشاالله شمس الواعظین به اعتماد گفته است: براي درك آنچه اين روزها در منطقه رخ ميدهد، بايد به بند ۵ يادداشت تفاهم ايران و ايالات متحده رجوع كرد. بايد ديد چه اتفاقي در حال رخ دادن است كه ايران واكنش نشان داده و امريكا برافروخته شده است. ايران در جنگ۴۰روزه، يكسري راهبردهاي تاكتيكي داشت كه در مجموع به يك دستاورد استراتژيك به نام تنگه هرمز منجر شد. تنگه هرمز به مثابه يك دستاورد مهم و همهجانبه براي ايران رخ نمايان كرده است. در مخيله امريكا و نيروهاي متحدش، به ويژه اسراييل هم نميرسيد كه ايران به چنين دستاوردي در جنگ ۴۰روزه برسد. اين دستاورد آنقدر قوي است كه معاون شوراي امنيت روسيه، تنگه هرمز را به «بمب اتم ايران» و تنگه بابالمندب را به «بمب هيدروژني ايران» تشبيه كرده است. يعني اهميت و بزرگي اين دستاورد در اين حد است و همه ابعاد ديگر پرونده گفتوگوهاي ايران و امريكا را تحتالشعاع قرار داده است. موضوعاتي از جمله پرونده هستهاي، اورانيوم با خلوص بالا و… همه و همه زير وزن سنگين تنگه هرمز، وزن خود را از دست دادهاند. ايران حاضر نيست اين دستاورد بزرگ را از دست بدهد و ايالات متحده امريكا هم حاضر نيست اين شكست بزرگ را بپذيرد. امريكا جنگي انجام داده، اما نه تنها هدفهايش محقق نشده، بلكه يك دستاورد بزرگ به نام تنگه هرمز براي ايران در حال ثبت شدن است، فراموش نكنيد پيش از جنگ، تنگه هرمز باز بود. واكنش امريكا در شرايط فعلي، ابتدا واكنشي انتقام است و دوم تلاشي براي بازگرداندن وضعيت به شرايط سابق. ايران هم حاضر نيست خواستههاي امريكا را بپذيرد. ايالات متحده ميگويد بسيار خب، من كريدور جنوبي، يعني سمت عمان را بازگشايي ميكنم و ايران هم كريدور شمالي را در اختيار داشته باشد! ايران اما با تكيه بر قانون دريانوردي جهان مصوب ۱۹۸۲ سازمان ملل متحد، بهويژه ماده ۱۱ اين قانون، معتقد است رفتار امريكا غيرقانوني و برخلاف ضوابط بينالمللي و امنيت ايران است. اين قانون ميگويد عبور و مرور كشتيها بايد براي كشورهاي ساحلي بيضرر باشد. اگر موارد مشكوكي از كريدورهاي تنگههاي شناخته شده جهان، از جمله تنگه هرمز، ديده شود و كشورهاي ساحلي احساس ناامني كنند، ميتوانند با وضع پروتكلهايي براي تامين امنيت خود و دفع خطرها و مخاطرات اقدام كنند. اين ماده، ماده مهمي است. اگرچه ايران اساسا به كل قانون دريانوردي جهان نپيوسته، اما اكنون دارد عمل خود را با آن قانوني ميكند. ***** عقلانیت انتقام وطن امروز نوشت: «انتقام» از آن دسته واژههایی است که به محض شنیدن، بار عاطفی سنگینی را به ذهن متبادر میکند و بسیاری آن را مترادف خشم، کینه، احساسات کنترلنشده یا میل به تلافی میدانند. به همین دلیل، هنگامی که از «عقلانیت انتقام» سخن گفته میشود، این تعبیر برای برخی متناقض به نظر میرسد؛ گویی عقل و انتقام ۲ مفهوم ناسازگارند اما آیا واقعاً چنین است؟ آیا هر نوع انتقامی الزاماً رفتاری غیرعقلانی است یا میتوان میان انواع مختلف انتقام تمایز گذاشت؟ پاسخ به این پرسش، پیش از هر چیز به این بستگی دارد که عقلانیت را چگونه بفهمیم. در گفتوگوهای روزمره، عقلانیت معمولاً به معنای دوری از احساسات و رفتارهای هیجانی به کار میرود اما در فلسفه و علوم اجتماعی، عقلانیت معنایی گستردهتر دارد. یک رفتار زمانی عقلانی است که میان هدف و وسیله تناسب برقرار باشد؛ یعنی کنشگر با انتخاب مناسبترین ابزار، در پی تحقق هدفی معقول باشد. بنابراین عقلانیت تنها درباره شیوه عمل داوری نمیکند، بلکه درباره نسبت میان هدف و ابزار نیز سخن میگوید. از همین منظر، باید میان ارزش ذاتی و ارزش ابزاری تفاوت گذاشت. برخی امور به خودی خود مطلوبند؛ مانند امنیت، عدالت، نظم اجتماعی و حفظ جان انسانها. اینها ارزشهای ذاتیاند اما برخی امور تنها زمانی ارزشمندند که ما را به آن اهداف برسانند. قانون، مجازات، قدرت نظامی و حتی جنگ در برخی شرایط، از این دستهاند. انتقام نیز اگر ارزشی داشته باشد، از همین جنس است؛ یعنی ارزش آن وابسته به نتیجهای است که به بار میآورد، نه صرف انجام آن. این تمایز، نگاه ما را به مفهوم انتقام دگرگون میکند. اگر انتقام صرفاً برای آرام شدن فرد آسیبدیده، ارضای حس خشم یا تسکین روانی انجام شود، نمیتوان آن را کنشی عقلانی دانست. چنین رفتاری بیش از آنکه بر محاسبه استوار باشد، بر هیجان تکیه دارد. اما همه انتقامها از این سنخ نیستند. در اندیشه اسلامی نیز میان انتقام فردی و انتقام اجتماعی تفاوت روشنی وجود دارد. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، انتقام را تنها واکنشی احساسی نمیداند، بلکه میان ۲ گونه آن تفکیک میکند. نوع نخست، انتقامی است که انگیزه اصلی آن تشفی خاطر و تلافی شخصی است. در اینجا احساسات فردی محور تصمیمگیری است. اما نوع دوم، انتقامی است که برای حفظ جامعه، جلوگیری از گسترش ناامنی و جلوگیری از فروپاشی نظم اجتماعی انجام میشود. در این صورت، انتقام دیگر واکنشی شخصی نیست، بلکه ابزاری برای دفاع از منافع عمومی است. **** سعید جلیلی توضیح بدهد سیدمصطفی هاشمی طبا در شرق نوشته است: دکتر ســعید جلیلی در سخنرانی اخیرشــان در مشهد گفته اند که دغدغه اصلی رهبر شــهیدمان رفاه و آســایش مردم بوده است و بعد اضافه کرده اند که این امر با حالت «نه صلح نه جنگ» نمی تواند حاصل شــود. فرض بر این است که ایشان صادق الکالم و صادق الحدیث هستند و نظر رهبر شهیدمان را به درســتی منعکس کرده اند و می خواهیم بدانیم اگر با حالت «نه صلح و نه جنگ» رفاه، آسایش مردم حاصل نمی شــود، کدام حالت می تواند این رفاه و آســایش را به ارمغان بیاورد. طبیعی ا