در صد و چهل و سومین روز تقابل، جنگ از تمرکز صرف بر هرمز عبور کرد و به زنجیرهای از محاصرهها، حملات متقابل و پیامهای دیپلماتیک همزمان تبدیل شد. آمریکا برای نهمین شب پیاپی به ایران حمله کرد و دامنه اهداف از سواحل جنوبی فراتر رفت؛ تبریز در شمالغرب هدف قرار گرفت و به نیروگاه هستهای در حال ساخت دارخوین نیز مستقیماً حمله شد. همزمان، یک کشتی یونانی در تنگه هرمز پس از اصابت پرتابه دچار آتشسوزی شد و خدمه آن ناچار به ترک شناور شدند. در سطح منطقهای، ایران حملات به تأسیسات و پایگاههای مرتبط با آمریکا در کویت و بحرین را ادامه داد و انصارالله یمن نیز در پاسخ به حمله به فرودگاه صنعا، محاصره دریایی عربستان را اعلام کرد. با این حال، تبادل پیام با آمریکا از مسیر میانجیها هنوز ادامه دارد. حمله به دارخوین و گسترش میدان پس از اینکه آمریکا حمله به نیروگاه در دست ساخت دارخوین را در دستور کار قرار داد و از خط قرمز جدیدی در جنگ عبور کرد، با حمله به تبریز نشان داد الگوی جغرافیایی روزهای اخیر جنگ هم در حال تغییر است. در روزهای گذشته فشار اصلی بر جنوب ایران، جزایر، بنادر و مراکز مرتبط با هرمز متمرکز بود؛ اما هدف قرار گرفتن شمالغرب کشور پیام داد که واشنگتن ممکن است جنگ را از محدوده جنوب خارج کند. از نگاه ایران، این روند همان چیزی است که درگیری را از «تقابل محدود» به «جنگ تمامعیار» نزدیک میکند. هرمز؛ مرکز بحران انرژی با وجود گسترش حملات، هرمز همچنان مرکز ثقل بحران باقی ماند. آتش گرفتن یک کشتی در نزدیکی آبهای عمان و نجات خدمه آن نشان داد امنیت کشتیرانی هنوز به حالت عادی بازنگشته است. قیمت نفت برنت نیز بار دیگر از مرز ۹۰دلار گذشت؛ نشانهای از اینکه بازارها ناامنی هرمز را نه یک تهدید لفظی، بلکه واقعیتی عملی میدانند.در همین فضا، سخنگوی وزارت خارجه ایران بار دیگر تأکید کرد مسئولیت مدیریت آینده هرمز با ایران است و این موضوع باید در گفتوگو با عمان و کشورهای منطقه پیگیری شود. بنابراین، ایران همچنان هرمز را نه آبراهی زیر حفاظت آمریکا، بلکه بخشی از حق حاکمیتی و بازدارندگی ملی خود میبیند. پایگاههای آمریکا در تیررس ایران پاسخ منطقهای خود را نیز ادامه داد. سپاه از وارد کردن ضربات سنگین به تأسیسات آمریکا در بحرین و کویت خبر داد؛ از آشیانههای تعمیر پهپاد در فرودگاه الصخیر بحرین تا تأسیسات مرتبط با Task Force ۵۹ در بندر سلمان و بخشهایی از پایگاه عریفجان در کویت.حمله به ایران از شبکه پایگاههای آمریکا، پاسخ به همان شبکه را در پی خواهد داشت. کشته شدن دو نظامی آمریکایی در اردن و گزارشها درباره زخمی شدن دهها نیروی دیگر نیز نشان داد جنگ برای واشنگتن دیگر فقط عملیات از راه دور نیست؛ نیروهای آمریکا در منطقه مستقیماً هزینه میدهند. یمن؛ محاصره در برابر محاصره تحول مهم دیگر، اعلام محاصره دریایی عربستان از سوی انصارالله یمن بود. این تصمیم پس از حمله به فرودگاه صنعا و جلوگیری از فرود پرواز ایرانی اعلام شد. سخنگوی نظامی انصارالله گفت: محاصره با محاصره پاسخ داده میشود و این اقدام از لحظه صدور بیانیه، اجرایی است. اهمیت این رخداد در آن است که بحران هرمز اکنون به بابالمندب و دریای سرخ نیز پیوند میخورد. اگر عربستان در منطق انصارالله بخشی از محاصره هوایی و دریایی یمن باشد، مسیرهای دریایی آن نیز به هدف پاسخ تبدیل میشود. این یعنی جنگ دیگر فقط در خلیج فارس جریان ندارد؛ حلقههای آن در حال گسترش به کل جغرافیای انرژی و کشتیرانی منطقه است. ایستگاه صد و چهل و سوم؛ دیپلماسی زیر آتش جنگ وارد مرحلهای دوگانه شده است؛ از یک سو، آمریکا حملات خود را گسترش میدهد و از سوی دیگر، پیامهایی از مسیر میانجیها رد و بدل شده و دیپلماسی در کنار دفاع، فعال است. تفاهمنامه شاید هنوز در کانالهای پشت پرده و با اصرار میانجیها، نفس بکشد، اما در میدان زیر آتش است. تا وقتی هرمز ناامن، پایگاههای آمریکا در تیررس و یمن در وضعیت محاصره متقابل باشد، دیپلماسی نه مسیر پایان جنگ، بلکه بخشی از مدیریت جنگ خواهد بود.