فعال رسانهای اصولگرا گفت: آقای شهید ایران با تلفیق ایرانیت و اسلامیت، ایران را قدرتمند کرد، قطعاً به علت تسلط بر فرهنگ، ادبیات و تاریخ ایران و نیز تسلط بر مذهب و دین به عنوان یک فقیه، توانستند این آشتی را بین دو مقوله ایران و اسلام ایجاد کنند. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، وداع با رهبر شهید ایران در حالی امروز دوشنبه ۱۵ تیر برگزار شد که ایرانیان چهار ماه است که جلوه بینظیری از مقاومت و ایستادگی را برابر زیادهخواهی دشمنان به نمایش گذاشتهاند و حالا در این مراسم تاریخی گرد هم میآیند تا با تشییع پیکر رهبر شهید که حیات و شهادتش الگوی مقاومت بود، با راه آن بزرگمرد مکتبساز میثاق ببندند. ایرنا نوشت: راه و مکتبی که نه تنها پس از چند دهه غبار زمان و گذر حوادث آن را به حاشیه نبرده است بلکه در هر پیچ تاریخی جان تازهای گرفته و خوانش جدیدی از آن آرائه شده است تا در مسیر صعب حفظ «استقلال» و «آزادی» کشور چراغی راهی برای آیندگان باشد. در ایام تشییع پیکر آقای شهید ایران، در خبرگزاری جمهوری اسلامی برآن شدیم تا با شخصیتهای سیاسی، صاحبان فکر و اندیشه به گفت و گو بنشینیم و به واکاوی میراث فکری آن رهبر شهید بپردازیم. آنچه در ادامه میآید، مشروح گفت و گو با محمد مهاجری فعال سیاسی اصولگرا است. **** اسلامیت و ایرانیت دو مولفه بزرگ در اندیشه رهبر شهید بود، ایشان چگونه توانستند، این دو مولفه را در هم آمیزند و از دل آنها به «تمدن ایرانی – اسلامی» دست پیدا کنند؟ رهبر شهید به دلیل آشنایی بسیار عمیقی که با ادبیات فارسی داشتند و به دلیل اهمیتی که به تاریخ ایرانی میدادند، توانسته بودند یک ایران فرهنگی مقتدر را شکل دهند و آن ذهنیت را در جامعه به عینیت تبدیل کنند. برای همین است که میبینید ایشان، با تسلطی که بر ادبیات فارسی داشتند، خیلی خوب توانستند، مردم ایران را مردمی وطندوست و کاملاً ایرانی بار بیاورند. یادم نمیرود، زمانی که ایشان رئیسجمهور بودند، در اوایل دهه ۶۰، کنگرهای برای بزرگداشت حافظ در شیراز برگزار شده بود و ایشان در آنجا سخنرانی کردند، بسیاری از اساتید ادبیات آن زمان که در آن جلسه حضور داشتند، باور نمیکردند که یک روحانی، که به هر حال رشد یافته حوزه علمیه است تا این اندازه بتواند بر ادبیات ایران، بهخصوص حافظ، تسلط و آشنایی داشته باشد. در کنگره بزرگداشت حافظ بسیاری از اساتید ادبیات باور نمیکردند که یک روحانی تا این اندازه بتواند بر ادبیات ایران، تسلط داشته باشد. این امر توانسته بود از آیتالله خامنهای یک چهره کاملاً مسلط به فرهنگ ایرانی بسازد و هرگز آن دوگانگی را که بعضیها در ذهن خودشان ایجاد کرده بودند مبنی بر اینکه بین «ایرانیت» و «اسلامیت» یک افتراقی وجود دارد و حتی این دو در تضاد با همدیگر قرار دارند را از بین برد. ایشان توانست ذهنیت جامعه را به یک ذهنیت سالم به جهت همراهی ایرانیت و اسلامیت تبدیل کند. یکی از موفقیتهای رهبری شهید در حوزه اندیشه همراه کردن «ایرانیت» و «اسلامیت» است از طرفی ایشان به عنوان یک مرجع تقلید و فقیه - بهخصوص فقیه نواندیش - توانسته بودند از فقه حکومتی به اعلای درجه خودش، به لحاظ علمی و عملی، برخوردار باشد. رهبری شهید توانسته بود اسلامیت را در حد اعلای خودش بشناسد و این اسلام و آن فرهنگ ایرانی را با همدیگر به نوعی ممزوج کند که کاملاً همراه و همگن باشند. به نظر من، یکی از موفقیتهای رهبری شهید در حوزه اندیشه، همین همراهی و همگونی «ایرانیت» و «اسلامیت» است. فرهنگ ایرانی و فرهنگ اسلامی چه ویژگیهای مشترکی دارند که رهبر شهید توانستند این دو را با همدیگر ممزوج کنند؟ فرهنگ ایرانی و فرهنگ اسلامی کاملاً این قابلیت را دارند که تفکرات مختلف را در خودشان بگنجانند و هضم بکنند؛ یعنی هیچکدام از این دو فرهنگهای متصلب و متعصبی نیستند. البته اینکه میگوییم این فرهنگها متصلب و متعصب نیستند، قرائتی است که شاید در ۵۰ سال گذشته ارائه شد و شخص رهبری شهید هم در این زمینه تأثیر بزرگی داشتند. بنابراین به نظر شما علت اینکه جامعه ایرانی همچنان یک جامعه متکثر باقی مانده و خرده فرهنگهای مختلف در دل آن امکان زیست یافتهاند؛ این است که فرهنگ ایرانی و اسلامی متصلب نیستند؟ فرهنگ ایرانی از هزاران سال قبل وجود داشته است اما روزبهروز بالندهتر شده و توانسته خود را ماندگار کند. شاید کمتر فرهنگی مانند فرهنگ ایرانی وجود داشته باشد که ماندگاری خودش را در تاریخ اثبات کرده باشد؛ آن هم ماندگاری قدرتمند. امروزه شاید یکسری فرهنگها یا خرده فرهنگها وجود داشته باشند که فقط به صورت ظاهری، نمادی از آنها وجود دارد، اما فرهنگ ایرانی و خرده فرهنگهای آن ریشهدار هستند. فرهنگ ایرانی توانسته، بدون اینکه تعارضی بین خودِ فرهنگها به وجود بیاید، آنها را ادامه دار کند. ذات ایرانیِ مسلمان میتواند فرهنگهای گوناگون را در کنار هم قرار دهد و بالنده کند ما در کشورمان قومیتهای مختلفی داریم که فرهنگهای مختلفی دارند؛ فرهنگها، اگر درست مدیریت نمیشدند، میتوانستند با یکدیگر به تعارض برسند، اما ذات ایرانی و ذات ایرانیِ مسلمان یا بهتر است بگویم نژاد ایرانی مسلمان، به گونهای توانسته این فرهنگها را کنار همدیگر قرار دهد و همه را بالنده کند بدون اینکه در تضاد و تعارض با هم قرار بگیرند یا اصلاً با یکدیگر بجنگند. توجه ویژه رهبر شهید به مفهوم «ایرانیت» - به عنوان یک امر ملی - در کنار «اسلامیت» شاید به مذاق برخی از قشری مسلکها خوشایند نباشد، همانطور که زمانی فلسفه خواندن امام خمینی (ره) و فرزند شهیدشان به مذاق آنها خوشایند نبود. رهبر شهید چطور توانستند از نظر تئوری این افراد را قانع کنند؟ آن گروههایی که دنبال ایجاد تعارض بین ایرانیت و اسلامیت بودند در دههای گذشته تقریباً توان خودشان را از دست دادند. بخش بزرگی از این مساله به خاطر انقلاب ایران بود؛ یعنی انقلاب ایران توانست نوعی آشتی بین فرهنگ ایرانی و اسلامی و شیعی و بین فرهنگ خودِ مذاهب مختل