اولین بازی ایران در جام جهانی را باید «نبرد پرچم ها» نام گذاری کرد. نبردی که الزاما به معنای عدم تشویق تیم ملی یا حتی تسلط یک اپوزیسیون خاص بر فضای ورزشگاه نبود. رویداد۲۴ | بازی ایران و نیوزیلند در جام جهانی ۲۰۲۶ فقط یک مسابقه فوتبال نبود. برای بسیاری از ایرانیان، بهویژه در لسآنجلس، این بازی به صحنهای تبدیل شد که در آن شکافهای سیاسی، خاطرههای جمعی، نمادهای ملی و احساس تعلق به ایران، همزمان کنار هم قرار گرفتند. بیرون ورزشگاه، گروههایی از مخالفان سیاسی تلاش کردند فضای مسابقه را به صحنه تقابل سیاسی تبدیل کنند؛ اما روایت چند شاهد عینی نشان میدهد داخل ورزشگاه، با همه تنشهای ابتدایی، در نهایت حمایت از تیم ملی بر فضای سیاسی غلبه کرد. بیرون ورزشگاه؛ تلاش سلطنت طلبان برای تسلط بر فضا لسآنجلس یا آنطور که بسیاری از ایرانیان میگویند «تهرانجلس»، سالهاست یکی از مراکز اصلی تجمع ایرانیان خارج از کشور، بهویژه مخالفان جمهوری اسلامی، شناخته میشود. به همین دلیل، از ابتدا قابل پیشبینی بود که بازی ایران در این شهر، آن هم پس از ماههایی پرتنش بعد از دی ماه و جنگ، فقط یک رویداد ورزشی باقی نماند. چند شاهد عینی گزارش کردهاند که پیش از آغاز مسابقه، در چند نقطه بیرون ورزشگاه، گروههایی از سلطنتطلبان و مخالفان جمهوری اسلامی تجمع کرده بودند. بر اساس این روایتها، برخی از این افراد به تماشاگرانی که با پیراهن تیم ملی، پرچم رسمی ایران یا نشانههای حمایتی از تیم وارد محوطه ورزشگاه میشدند نزدیک میشدند، شعار میدادند، فیلم میگرفتند و در مواردی با فریاد و الفاظ توهینآمیز با آنها برخورد میکردند. یکی از روایتهای منتشرشده از بیرون ورزشگاه، متعلق به تریتا پارسی است. او از برخورد تند و آزار کلامی با یک زن سالخورده ایرانی حکایت کرده است؛ زنی که ظاهراً به دلیل همراه نداشتن نماد سلطنتی یا استفاده نکردن از پرچم مورد نظر آن گروه، هدف توهین با بدترین الفاظ قرار گرفته بود. ویدئویی که تریتا پارسی منتشر کرده چنان رکیک است که قابل انتشار در این گزارش نبود. در روایت دیگری نیز آمده که برخی از این افراد حتی با کسانی که صرفاً برای حمایت از تیم ملی آمده بودند، برخوردی خشن و تحقیرآمیز داشتند. این تصاویر، اگرچه تمام واقعیت جامعه ایرانیان خارج از کشور را نشان نمیدهد، اما نشان میدهد بخشی از فضای بیرون ورزشگاه با تلاش برای حذف نمادهای دیگر و تحمیل یک روایت سیاسی خاص همراه بوده است. اقلیتی پرسروصدا، اما نه مسلط با وجود این تنشها، مجموعه روایتهای شاهدان عینی نشان میدهد تعداد افرادی که تلاش میکردند فضای بیرون ورزشگاه را به نفع یک جریان سیاسی خاص مدیریت کنند، بسیار محدود بوده است. یکی از شاهدان نوشته است که بخش زیادی از آنها حتی بیرون ورزشگاه مانده بودند و بلیت ورود نداشتند. شاهد دیگری نیز گفته جمعیت کسانی که بیرون ورزشگاه فحاشی میکردند، حدود چند ده نفر بود و نتوانستند فضای اصلی مسابقه را در اختیار بگیرند. در اسلایدهای منتشرشده از روایت وحید عابدینی، فعال اصلاح طلبی که در ورزشگاه لس آنجلس حاضر بود نیز تأکید شده که «مشاهدات من چنین تصویری را تأیید نمیکند»؛ یعنی برخلاف روایتهایی که گاه در فضای فارسیزبان شبکههای اجتماعی ساخته میشود و ایرانیان خارج از کشور را یکدست و حامی یک جریان سیاسی مشخص نشان میدهد، آنچه در میدان دیده شده، تصویری بسیار متکثرتر بوده است. کنترل امنیتی پرچم ها یکی از نکات مهم در روایتهای منتشرشده، نحوه کنترل ورودی ورزشگاه بود. به گفته شاهدان، نیروهای امنیتی و انتظامات هنگام ورود، افراد را کنترل میکردند تا فقط پرچم رسمی ایران وارد ورزشگاه شود. با این حال، برخی تماشاگران پرچم شیر و خورشید را نیز وارد ورزشگاه کرده بودند. همین موضوع نشان میدهد فضای ورزشگاه از نظر نمادهای سیاسی کاملاً یکدست نبود. برخی با پرچم رسمی ایران آمده بودند، برخی نماد شیر و خورشید همراه داشتند و برخی بدون نشانه سیاسی خاصی، صرفاً برای تماشای مسابقه و حمایت از تیم ملی در ورزشگاه حاضر شده بودند. اما نکته مهمتر این است که داشتن نمادهای متفاوت لزوماً به معنای تقابل در داخل ورزشگاه نبود. به گفته شاهدان، بسیاری از کسانی که پرچم شیر و خورشید در دست داشتند نیز در نهایت تیم ملی را تشویق کردند و در لحظاتی کنار دیگر هواداران با شعار «ایران، ایران» همراه شدند. داخل ورزشگاه؛ حمایت از تیم ملی غالب شد روایتها نشان میدهد داخل ورزشگاه، برخلاف فضای ملتهب بیرون، فضای غالب حمایت از تیم ملی ایران بود. یکی از شاهدان نوشته است: «جو کلی استادیوم با فاصله معنادار، جو حمایتی از تیم بود و ورزشگاه بعد از دو گل ایران منفجر شد از شادی.» در روایت دیگری آمده که در چند دقیقه ابتدایی مسابقه، فضا کمی سنگین و نامطمئن بود. سکوها ناهماهنگ بودند، شعارها پراکنده بود و بخشی از جمعیت بیشتر نظارهگر بود تا همراه. در زمان پخش سرود ملی نیز صدای همخوانی و همزمان صدای هو کردن شنیده شد، اما به گفته شاهدان، بخش بزرگی از جمعیت صرفاً نظارهگر بود. اکثر جمعیت با سرود ملی همخوانی نکردند؛ هو نکردند اما همخوانی هم در کار نبود، اما آنچه از منظر شاهدان عینی مسلم بوده این است که همراهی گستردهای با شعارهای سیاسی دیده نمیشد. با گذشت زمان، فضای ورزشگاه تغییر کرد. هرچه بازی جلوتر رفت، تشویقها منسجمتر شد و پس از گلهای ایران، شور و هیجان سکوها بالا گرفت. برخی شاهدان نوشتهاند که بازیکنان از داخل زمین به تماشاگران اشاره میکردند که بلندتر تشویق کنند و سکوها با شور بیشتری پاسخ میدادند. در دقایق پایانی، حتی افرادی با پرچمهای متفاوت کنار هم تیم ملی را تشویق میکردند. نمادها متفاوت بود، اما نام ایران مشترک ماند یکی از مهمترین نتایجی که از مجموعه این روایتها به دست میآید، فاصله میان تصویر رسانهای و واقعیت میدانی است. در فضای شبکههای اجتماعی، گاه تصویری از ایرانیان خارج از کشور ارائه میشود که گویی همه