اظهارات اخیر علی تاجرنیا درباره بسته ماندن پنجره نقلوانتقالاتی استقلال، انتقادهایی را درباره نحوه مدیریت این باشگاه و مسئولیت مدیران در قبال وعدههایی که به هواداران میدهند، به دنبال داشته است. پنجره نقلوانتقالاتی باشگاه استقلال در تابستان ۱۴۰۵ باز نشد تا آبیها نتوانند به خریدهای جدید خود یعنی محمد خلیفه و بهرام گودرزی میدان بدهند و باشگاههای رقیب، به دلیل فسخ قرارداد یاسر آسانی از استقلال شکایت کنند. علی تاجرنیا مرد همهکاره استقلال که بیش از یک سال است بهعنوان سرپرست این باشگاه نیز فعالیت میکند، روز گذشته (سهشنبه) در جمع خبرنگاران گفت که تمام تلاش خود را کردند تا پنجره نقلوانتقالاتی باشگاه را باز کنند. او همچنین پذیرفت که قول دادن به هواداران برای باز کردن پنجره، اشتباه بوده و آن را ناشی از قولی دانست که وکیل باشگاه استقلال به او داده بود. نقل قولی از یکی از نخست وزیران سابق بریتانیا مشهور است که میگوید «یک رهبر خوب باید بتواند توصیه تمام متخصصان را بشنود، آنها را بسنجد و در نهایت، جمعبندی و تصمیم نهایی را اتخاذ کند.» حال پرسشی که در ذهن هر فردی با خواندن صحبتهای تاجرنیا ایجاد میشود، این است که مدیر یا سرپرست باشگاه چه وظیفهای در قبال اظهار نظرهای عوامل خود دارد؟ تاجرنیا با بررسی زیر و بم شرایط باید قولی بدهد که هواداران و کادر فنی را نسبت به اظهارات او بیاعتماد نکند. این اتفاق اما نیفتاد و سرپرست باشگاه استقلال با تکیه بر اطمینان خاطری که وکیل باشگاه به او داده، هواداران و سهراب بختیاریزاده را به باز شدن پنجره نقلوانتقالات امیدوار کرد. شاید وکیل باشگاه بگوید میتواند مشکل یک بازیکن محروم را حل کند؛ آیا استقلال بر مبنای قول او باید به یک بازیکن محروم بازی بدهد؟ اگر یک نفر بگوید مسی و رونالدو را به استقلال میآورد تاجرنیا باید باور کند و آن را بگوید؟ نا این کار البته فرار رو به جلو و گردن نگرفتن اتفاقات است کما اینکه او به عنوان رئیس هیئت مدیره و نماینده تام الاختیار هلدینگ در اتفاقات رخ داده در سال گذشته نیز دخیل بوده البته اگر قبول کند و زیر بار آن برود. سرپرست باشگاه استقلال که عنوان کرده بود «اشتباهی» به فوتبال آمده، در جملهای کلیدی گفت «اگر امروز از استقلال بروم، خوشحالتر هستم که فردا بروم»! اگر او واقعاً میپذیرد که حضورش در فوتبال کاملاً اشتباهی است، چرا نمیخواهد این اشتباه را از پیشانی استقلال پاک کند و از این باشگاه برود؟ چه اصراری به پافشاری روی اشتباهش دارد؟ مشخصاً هر کسی که از رفتن خوشحال میشود و در یک سال نیز اشتباهات متعددی مرتکب شود، از سِمت خود استعفا میکند و فرصت را در اختیاری مدیری دیگر قرار بدهد. چرا او هر بار خوشحالیاش را ۲۴ ساعت عقب میاندازد و از استقلال نمیرود؟