تحلیلگر مسائل بینالملل معتقد است: «پیروزی به این مفهوم است که شما بتوانید محیطی را برای ایران فراهم کنید که مردم بتوانند با آرامش خاطر بخوابند، با آرامش خاطر صبح از خواب بیدار شوند و با آرامش خاطر دنبال توسعه انسانی، توسعه اقتصادی و توسعه کشور در همه ابعاد باشند؛ این میشود پیروزی. نه اینکه بخواهند از شهری به شهری پرواز کنند بگویند هواپیما نیست، این که پیروزی نیست! یا بخواهند از جایی به جایی بروند، خدای نکرده زیرساختها به گونهای زده شود که بنزین نداشته باشی بروی، یا الان وضع سوخت جوری باشد که نیاز به هزینههای ارزی فراوان داشته باشد و سالی ۵ میلیارد دلار سوخت وارد کنی تا مردم در داخل ایران بسوزانند؛ اینها پیروزی نیست.» به گزارش خبرآنلاین، حسین علایی، نخستین فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران و تحلیلگر مسائل بینالملل، در گفتوگو با خبرآنلاین به تشریح ابعاد و پیامدهای «جنگ ۴۰ روزه» آمریکا و اسرائیل علیه ایران و «تفاهمنامه ۱۴ بندی» پس از آن پرداخته و تأکید میکند که هدف اصلی واشنگتن و تلآویو از آغاز این جنگ، براندازی و تغییر نظام در ایران بوده است. به گفته وی، دشمنان با تصور اینکه مردم زیر فشار تحریمها و جنایات جنگی (نظیر انهدام ۱۳,۵۰۰ هدف و حمله به مراکز غیرنظامی) عصیان خواهند کرد وارد میدان شدند، اما با حضور مردم در صحنه و شکست در دستیابی به اهدافشان، در نهایت خود آمریکاییها مجبور به درخواست آتشبس شدند. علائی با ارزیابی مثبت از متن تفاهمنامه اخیر، آن را دستکم ۷۰ درصد (و در نگاهی دقیقتر صددرصد) به نفع ایران میداند و میافزاید که ایران بدون دادن هیچگونه امتیاز اساسی، توانسته لغو تحریمهای نفتی و پتروشیمی، آزادسازی منابع ارزی، جلب مجوز سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری و از همه مهمتر «پایان جنگ در ایران و لبنان» را تضمین کند. وی نگرانیهای موجود در داخل کشور را نه ناشی از محتوای تفاهمنامه، بلکه برخاسته از سابقه بدعهدیهای تاریخی آمریکا (مانند بیانیه الجزائر و برجام) دانسته و بر لزوم هوشیاری در برابر مکر دشمن تأکید میکند. فرمانده پیشین نیروی دریایی سپاه همچنین با رد برخی دیدگاههای غیرواقعبینانه مبنی بر لزوم تداوم جنگ برای فرسایش آمریکا، به تبیین مفهوم واقعی «پیروزی» پرداخته و آن را در «برقراری صلح، امنیت و بسترسازی برای توسعه همهجانبه کشور» معنا میکند. وی با اشاره به تسلط کامل جغرافیایی و حقوقی ایران بر تنگه هرمز و امکان بهرهگیری از ظرفیتهای حقوقی و محیطزیستی آن، تصریح میکند که کشورهای منطقه نیز در جریان این نبرد متوجه شدند وجود پایگاههای آمریکایی حامی امنیت آنها نیست. در نهایت، علائی صهیونیستها را بزرگترین بازنده این توافق دانسته و خواستار بسیج تمامی ظرفیتهای ملی برای اجرای کامل تفاهمنامه و خنثیسازی تحرکات اسرائیل شده است. در ادامه متن کامل گفتوگوی خبرآنلاین را با حسین علایی، نخستین فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و تحلیل گر مسائل بینالملل مطالعه میکنید. آمریکاییها برای امضای تفاهمنامه نیامدهبودند *** ما در ایران در مواجهه با پایان جنگ با دو طیف کاملاً دور از هم مواجهیم؛ عدهای این تفاهمنامه را فرصتی میبینند برای اینکه خصومت ایران و آمریکا برای همیشه پایان پیدا کند و مشکلات حل شود، و عدهای دیگر انتقاد میکنند و میگویند این تفاهمنامه فرصتی برای تنفس آمریکاست تا پس از بازیابی قدرت، مجدداً جنگ را علیه ایران از سر بگیرد. نظر شما در این باره چیست؟ برداشت آنها با توجه به تحریمهای گسترده چنددهساله علیه ایران و با این جنگ عظیمی که انجام دادند، این بود که مردم آنچنان تحت فشار قرار میگیرند که از درون دست به عصیان خواهند زدآمریکا با آغاز این جنگ ۴۰ روزه به دنبال این نبود که تفاهمی با ایران امضا کند، بلکه هدف اصلی آنها تغییر نظام جمهوری اسلامی در ایران بود. آمریکاییها به دنبال آن بودند که بتوانند حاکمیت و سیطرهای را که در دوران رژیم شاه بر ایران برقرار بود، دوباره بازگردانند و نظام ایران را تحت کنترل و مدیریت مستقیم خود بگیرند. این حرفی بود که ترامپ صراحتاً میزد. رژیم اسرائیل نیز از قدیم به دنبال تغییر نظام ایران بود و معتقد بود که مسائل اسرائیل حل نمیشود مگر اینکه نظام در ایران عوض شود؛ آنها حتی جایگزین را هم تعیین کرده بودند. آنها پسر شاه را پیش از ماجرای طوفانالاقصی به اسرائیل بردند؛ در آنجا او با اسرائیلیها بیعت کرد، کلاه یهودی بر سرش گذاشتند و او را کنار دیوار ندبه بردند. اسرائیل هزینههای بسیار زیادی انجام داد تا بتواند در درون ایران التهاب ایجاد کند و به ظاهر نشان دهد جریانی در داخل ایران حضور دارد که از تغییر استقبال میکند و فرد مورد نظر اسرائیل را هم فرد مناسبی میداند و به دنبال این بود که او را بر سر کار بیاورد. آنها واقعاً برای این کار برنامهریزی و نقشهکشی کرده بودند. خب، پس از جنگ ۱۲ روزهای که سال گذشته انجام شد، آنها به این نتیجه رسیدند که اقدامات لازم برای تغییر نظام به وجود نیامده است. انتظاری که داشتند تا مردم به خیابانها بیایند و از جنگ متجاوزانه آمریکا و اسرائیل استقبال کنند، رخ نداد. از این رو راه افتادند به دنبال برنامههای بعدی، تا اینکه به جنگ ۴۰ روزه رسیدند. آمریکاییها وقتی فهمیدند با جنگ به خواستههایشان نمیرسند درخواست آتشبس کردند حملات آمریکا و اسرائیل بدتر از حملات مغولها در حافظه تاریخی مردم ایران باقی ماند، ولیکن هیچکس نمیگوید آمریکا و اسرائیل پیروز شدنددر جنگ ۴۰ روزه، آمریکا و اسرائیل با برطرف کردن تمام ضعفهایی که در جنگ ۱۲ روزه داشتند، با برنامهای جامعتر، با اهدافی بسیار بزرگتر و با برنامهریزی برای تخریب زیرساختهای ایران وارد میدان شدند. خب میدانید آمریکاییها اعلام کردند که ۱۳,۵۰۰ هدف را در ایران منهدم کردهاند که البته بعضی از این اهداف، جنایت جنگی و فاجعه بشری است؛ مثل حمله به مدرسه میناب در روز