چکیده ای از بیوگرافی اکبر عبدی نام اصلی: اکبر عبدی آقاباقر متولد : ۴ شهریور ۱۳۳۹ تهران، ایران پیشه : بازیگر سالهای فعالیت : ۱۳۵۰–اکنون فرزندان: 1 بیوگرافی اکبر عبدی اکبر عبدی آقاباقر، متولد ۴ شهریور ۱۳۳۹ در محله نازیآباد تهران، یکی از برجستهترین و محبوبترین بازیگران تاریخ سینمای ایران است. او با نام هنری «اکبر عبدی» شناخته میشود و بهخاطر تنوع نقشآفرینی، گریمهای پیچیده، بهویژه ایفای نقشهای زنانه و طنز منحصربهفردش، لقب «مرد هزارچهره» را از آن خود کرده است. عبدی دارنده دیپلم نمایشهای آماتوری (۱۳۵۸)، نشان درجه یک فرهنگ و هنر (معادل دکتری افتخاری) و دو سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از جشنواره فیلم فجر است. او بیش از شش دهه در تئاتر، سینما و تلویزیون فعالیت کرده و همچنان یکی از چهرههای تأثیرگذار هنر ایران باقی مانده است. کودکی، خانواده و اصالت اکبر عبدی در خانوادهای متوسط و پرجمعیت به دنیا آمد. پدرش، اهل روستای آقاباقر اردبیل، کارگر کارخانه چیتسازی بود و مادرش، سادات خانم، خیاط تهرانیالاصل. او یک خواهر و چهار برادر داشت که یکی از برادرانش، اصغر عبدی، در جنگ ایران و عراق جانباز شد؛ اصغر در سال ۱۳۶۳ در منطقه فکه از ناحیه پای راست و نخاع آسیب دید، شیمیایی شد و سرانجام در اسفند ۱۳۸۰ به شهادت رسید. از کودکی به بازیگری علاقه داشت. در ۱۲ سالگی (۱۳۵۱)، مادرش او را به کانون پرورشی فکری کودکان در نازیآباد برد تا با الفبای هنر آشنا شود. عبدی در نوجوانی همزمان با کار در تراشکاری و قالبسازی، در گروههای تئاتری آماتوری فعالیت میکرد و این تجربههای اولیه، پایهٔ ورودش به دنیای حرفهای هنر شد. ورود به دنیای هنر و شهرت اولیه عبدی در سال ۱۳۵۹ با تلهتئاتر «سنجابها» برای اولین بار جلوی دوربین رفت. همان سال با سریال «مثلآباد» وارد تلویزیون شد و در کنار چهرههایی چون آتیلا پسیانی، اسماعیل داورفر و حمید جبلی بازی کرد. اما نقطهٔ عطف شهرتش، سریال کودکانه «باز مدرسهام دیر شد» (۱۳۶۲) به کارگردانی حسین افصحی بود که نقش محسن، پسر بازیگوشی که همیشه دیر به مدرسه میرسید، او را به چهرهای شناختهشده تبدیل کرد. ورودش به سینما در سال ۱۳۶۳ با فیلم «جنجال بزرگ» آغاز شد. او خیلی زود با فیلمهای کمدی چون «مردی که موش شد»، «اجارهنشینها»، «گراند سینما» و «ای ایران» استعدادش را در ژانر طنز اثبات کرد. چهرهٔ خاص، صدای گرم و توانایی بالای گریمپذیری، عبدی را به یکی از پولسازترین بازیگران دهه ۷۰ و ۸۰ تبدیل کرد. اوج شهرت: نقشهای ماندگار و سیمرغها عبدی در نقشهای جدی نیز درخشید. اولین سیمرغ بلورینش را در سال ۱۳۶۸ (۲۹ سالگی) برای نقش غلامرضا، پسر معلول خانواده در فیلم «مادر» (علی حاتمی) دریافت کرد. دیالوگ معروف او در این فیلم «مادر مرد، از بس که جان ندارد» ، تیتر روزنامهها شد و همچنان در حافظه جمعی ایرانیان زنده است. دومین سیمرغ را در سال ۱۳۹۰ برای سریال «خوابم میآد» (رضا عطاران) به دست آورد. اما شاید ماندگارترین نقش او، عباس خاکپور در «آدمبرفی» (داوود میرباقری، ۱۳۷۳) باشد؛ مردی که برای گرفتن ویزای آمریکا لباس زنانه میپوشد و در هتل با زنی به نام دنیا (آزیتا حاجیان) آشنا میشود. این فیلم پرفروشترین اثر سال شد و عبدی را به اوج رساند. او بارها نقش زن ایفا کرد: پس از «آدمبرفی»، در «خوابم میآد»، «جنس لطیف»، «نقرهداغ»، «شبی با عبدی» و «خوابزدهها» (که دو نقش زن داشت) این سبک را ادامه داد. نقش بایرام در سهگانه «اخراجیها» (مسعود دهنمکی) با لهجه شیرین و گریم جذاب، یکی دیگر از نقاط قوت کارنامهاش بود. زندگی شخصی: عشق، ازدواج و خانواده عبدی در ۱۹ سالگی عاشق دختری ۱۸ ساله شد، اما به دلیل مخالفت خانواده، این رابطه به سرانجام نرسید. تنها ۲۰ روز پس از این شکست عشقی، با نینا، دخترخاله ۱۴ ساله محمدرضا شریفینیا ازدواج کرد. حاصل این ازدواج، دختری به نام المیرا است که گاهی در فیلمها و سریالها کنار پدرش بازی کرده است. عبدی اکنون پدربزرگ است و نوهای به نام سام دارد. بیماری، پیوند کلیه و ترک اعتیاد عبدی سالها با بیماریهای جدی دستوپنجه نرم کرد: دیابت، فشار خون بالا و نارسایی هر دو کلیه. او عمل پیوند کلیه انجام داد و دوران نقاهت را در ترکیه گذراند. شجاعانه اعتراف کرد که ۲۵ سال تریاک مصرف کرده و ۱۵ سال سیگار کشیده بود، اما از سال ۱۳۹۴ (پس از پیوند) کاملاً پاک زندگی میکند. در برنامه «جوکر» اعلام کرد که پس از ضبط، باید در بیمارستان بستری شود. علایق، اظهارات جنجالی و حاشیهها عبدی طرفدار دوآتیشه استقلال است و میگوید: «پرسپولیسیها اعتبار استادیومها هستند.» او سیاسی نیست و تأکید میکند: «هیچوقت رأی ندادم جز یکبار با مادرم در انتخابات مجلس و رأیگیری جمهوری اسلامی.» از خوانندگان مورد علاقهاش میتوان به معین، ابی، مرضیه، دلکش، ایرج، احسان خواجهامیری و همایون شجریان اشاره کرد. او اغلب با کراوات در محافل هنری حاضر میشود و میگوید: «کراوات برای من نظم ایجاد میکند و مرا مرتب نشان میدهد.» عبدی بارها حاشیهساز شد: • در اختتامیه جشنواره فجر ۱۳۹۱ از عدم دریافت سیمرغ برای «ای ایران» انتقاد کرد. • در برنامه «پارک ملت» (۱۳۹۰) از دستمزد پایین در «اخراجیها» گله کرد و شریفینیا را «پولدوست» خواند. • در برنامه زنده عید غدیر ۱۳۹۴، خاطرهای توهینآمیز از خواستگاری یک عرب سعودی از دخترش تعریف کرد که واکنشهای گستردهای برانگیخت. او بعداً گفت: «سوءبرداشت شده؛ اگر میدانستم زنده است، نمیگفتم.» تقدیرها و دستخط رهبر انقلاب عبدی هرگز با رهبر انقلاب دیدار نداشته، اما دستخط تشویقآمیز دریافت کرده است. درباره نقش روحانی در «رسوایی» (۱۳۹۱) نوشته شد: «در ۳۵ سال گذشته کسی به این خوبی نقش یک روحانی را بازی نکرده بود.» او در سال ۱۳۹۴ کلید طلایی شهر اردبیل را به پاس قدردانی از زادگاه پدریاش گرفت و در سال ۱۳۹۶ در افتتاحیه جشنواره فجر تقدیر شد. افتخارات