مرتضی طلایی گفت: ما انتقام خون رهبر شهیدمان را در این نمیبینیم که مثلاً بخواهیم ترامپ یا نتانیاهو را از بین ببریم. چنین مقایسهای اساساً خطاست و نباید اینگونه موضوعات را تقلیل داد. نیلوفر مولایی: بالاخره بامداد امروز شورای عالی امنیت ملی در بیانیهای پایان جنگ ایران و آمریکا را اعلام کرد و نهایت یادداشت تفاهم اولیه ایران و آمریکا از سوی اسلام آباد منتشر شد. اما نکته مهم این است که از زمانی که خبر توافق تهران و واشنگتن رسانهای شد، تندروها و دلواپسان خلاف تصمیمات نظام اقدام به شعارهای تند و تیز علیه مقامات ارشد کشور کرده و حتی برای نشان دادن اعتراضات خود به خیابان هم آمدند. در همین راستا، مرتضی طلایی، رئیس پلیس پیشین تهران بزرگ، در گفت و گویی با خبرگزاری خبرآنلاین درباره اقدام تندروها بیان کرد: «برداشت شخصی من این است که افکار عمومی مردم در سطح ملی، بهویژه کسانی که بالغ بر صد روز و شب در میادین و خیابانها حضور دارند، به صورت اقناعی مورد اطلاعرسانی قرار نگرفتهاند. حتی به نظر میرسد فراتر از آنکه درباره اصل مذاکرات، نتایج مذاکرات، توافقات و مفاد توافقات اطلاعرسانی و اقناعسازی صورت گیرد، ما حتی در خصوص اصل مذاکره نیز نتوانستهایم جامعه را قانع کنیم که چرا باید مذاکره کنیم.» این چهره سیاسی اصولگرا گریزی به ماجرای فتح خرمشهر در جنگ تحمیلی ایران و عراق زد و گفت: « حدود شش سال از هشت سال دفاع مقدس، همزمان درگیر جنگ و مذاکره بودیم. اکنون نیز شرایط به همین شکل است. میدان جنگ، میدان نظامی و میدان دیپلماسی از یکدیگر جدا نیستند. هر مذاکرهای الزاماً به معنای تسلیم شدن در برابر دشمن نیست؛ همانگونه که مقاومت نیز الزاماً به معنای جنگطلبی نیست.» وی همچنین گفت: «ما انتقام خون رهبر شهیدمان را در این نمیبینیم که مثلاً بخواهیم ترامپ یا نتانیاهو را از بین ببریم. چنین مقایسهای اساساً خطاست و نباید اینگونه موضوعات را تقلیل داد.» مشروح گفت و گوی مرتضی طلایی، رئیس پلیس پیشین تهران بزرگ، را در ادامه در خبرآنلاین می خوانید؛ ************************ * از زمان مطرح شدن توافق و تفاهم اولیه ایران و آمریکا، شاهد حملات شدیدی از سوی برخی جریانهای سیاسی به تیم مذاکره کننده، دولت و به خصوص آقایان قالیباف و عراقچی هستیم، علت این مخالفتها و تندرویها از نگاه شما چیست؟ علت این مخالفتها به این موضوع بازمیگردد که اخبار مربوط به این مسئله بیشتر از کانال طرف مقابل به اطلاع مردم میرسد. به عبارت دیگر، افکار عمومی در حال حاضر اخبار مربوط به مذاکرات، موافقتنامهها و موضوعات مشابه را بیشتر از زبان طرف مقابل میشنود و کمتر شاهد ارتباط مستقیم، توضیح و اطلاعرسانی از سوی مسئولان داخلی بوده ایم. به نظر بنده، این یکی از علل اصلی، منشأ و مبدأ حواشیای است که امروز با آن مواجه هستیم. اگرچه برخی از اعتراضات هدایتشده و سازماندهیشده هستند و مشخصاً از سوی طیف های مختلف سیاسی انجام میشوند، اما اگر این موضوع را کنار بگذاریم، نکته مهمتر از همه، افکار عمومی جامعه است. افکار عمومی به صورت اقناعی مورد اطلاعرسانی قرار نگرفتهاند برداشت شخصی من این است که افکار عمومی مردم در سطح ملی، بهویژه کسانی که بالغ بر صد روز و شب در میادین و خیابانها حضور دارند، به صورت اقناعی مورد اطلاعرسانی قرار نگرفتهاند. حتی به نظر میرسد فراتر از آنکه درباره اصل مذاکرات، نتایج مذاکرات، توافقات و مفاد توافقات اطلاعرسانی و اقناعسازی صورت گیرد، ما حتی در خصوص اصل مذاکره نیز نتوانستهایم جامعه را قانع کنیم که چرا باید مذاکره کنیم. با کمال تأسف باید بگویم که ما مردم را به حضور در میدان دعوت کردیم، اما سیاستی روشن و مشخص و مدیریتی جامع و منسجم برای هدایت، نظارت و اعمال مدیریت بر میدان ارائه نکردیم. در نتیجه، هر کسی در این میدان هرگونه که خواست با مردم سخن گفت، هر فردی از منظر خود با افکار عمومی ارتباط برقرار کرد و اظهار نظر نمود؛ در حالی که لازم بود اصول خود را مورد توجه قرار دهیم. به زبان سادهتر، در حوزه دیپلماسی ما یک سری اصول و یک سری فروع وجود دارد. سه اصل عزت، حکمت و مصلحت از اصول بنیادین دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران هستند. این سه اصل خطوط قرمزی هستند که هیچکس حق عبور از آنها را ندارد. اما اینکه با طرف مقابل گفتوگو کنیم، مذاکره کنیم یا وارد چانهزنی شویم، از فروع محسوب میشود. ما نمیتوانیم صرفاً به دلیل اینکه نمایندگان کشور، وزارت امور خارجه یا آقای دکتر قالیباف مذاکره کردهاند، درباره آن قضاوت، تأیید یا محکومیت صادر کنیم. نه میتوانیم آن را محکوم کنیم و نه میتوانیم آن را تأیید کنیم؛ زیرا گفتوگو هنوز در حال انجام است. اجازه دهید برای روشن شدن موضوع، مثالی عرض کنم، پس از عملیات آزادسازی خرمشهر، چه در سطح جهانی و مجامع بینالمللی و چه در داخل کشور، عده زیادی توصیه میکردند که جمهوری اسلامی ایران آتشبس را بپذیرد و با صدام وارد مذاکره شود. اما در آن زمان حضرت امام(ره) به دو دلیل عمده این موضوع را نپذیرفتند. دلیل نخست این بود که هنوز عراقیها در بخشی از خاک کشور ما حضور داشتند و بخشی از سرزمین ایران در اشغال رژیم بعث عراق بود. دلیل دوم این بود که تا آن زمان قطعنامههای صادرشده از سوی سازمان ملل، متجاوز بودن رژیم بعث عراق و پرداخت غرامت را به رسمیت نمیشناختند و صرفاً بر آتشبس تأکید میکردند. حدود شش سال از هشت سال دفاع مقدس، همزمان درگیر جنگ و مذاکره بودیم بنابراین، منطقی و عاقلانه بود که در شرایطی که هم دشمن در خاک ما حضور دارد و هم مجامع جهانی حاضر نیستند تجاوز عراق را بپذیرند، جمهوری اسلامی بر مواضع خود ایستادگی کند. پس از عملیات بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر، طی مجموعهای از عملیاتها در مدت نسبتاً کوتاهی، خاک کشور از اشغال عراق آزاد شد و دیگر نیروهای عراقی در خاک ایران حضور نداشتند. با این حال، مسئله دوم، یعنی اعلام رسمی متجاوز بودن رژیم بعث عراق و پرداخت غ