صندوق تأمین اجتماعی پس از بیش از ۶۰ سال فعالیت، همچنان با پیامدهای سالها فساد، سوءمدیریت و اختلاس دستوپنجه نرم میکند؛ وضعیتی که بیشترین فشار آن بر کارگران و بازنشستگان وارد شده است. ایلنا نوشت: افلاس امروز تامین اجتماعی، نتیجهی بیبروبرگردِ اختلاسهای دیروز است؛ در طول دهههای گذشته، تامین اجتماعی همواره مرغ عزا و عروسی بوده که آقازادهها، نزدیکان به اصحاب قدرت و دولتها هر زمان که دلخواهشان بوده، بدون پاسخگویی به افکار عمومی، آن را سر بریدهاند و تن و جان آن را به نفع منافع شخصی تصاحب کردهاند. هیچ زمان طبقهی کارگر در جریان اتفاقات ناگواری که زیر پوست ملتهب تامین اجتماعی رخ داده، قرار نگرفته است؛ اختلاسها، سوءبرداشتها و دستاندازیها، در هالهای از محرمانگی پوشانده شده و همیشه مالکان اصلی صندوق یعنی کارگران و بازنشستگان، نامحرم تلقی شدهاند و از قضا همیشه همین صاحبانِ نامحرم بودهاند که در اقتصاد رانتی و رابطهای ایران، تاوانِ اشتباهات و سودجوییهای دیگران را پرداختهاند. وضع ناگوار بیمهشدگان امروز هم، بیش از ۶۰ سال بعد از تاسیس نهادی به نام صندوق تامین اجتماعی، بازهم این کارگران و بازنشستگان هستند که تاوان دههها فساد و اختلاس را میپردازند: «حقوق بازنشستگان بعد از سه ماه انتظار با جیبهای خالی، بین ۵ تا ۶ میلیون افزایش یافته؛ دریافتی یک کارگر بازنشستهی حداقلبگیر با ۳۰ سال کار، چیزی حدود ۲۰ میلیون تومان و در مواردی حتی کمتر است، یعنی کمتر از یک سوم خط فقر. کارگران و بازنشستگان در شهرهای کارگرنشین از جمله شوش خوزستان، سالهاست که مطالبهی ساخت و تکمیلِ یک مرکز درمانی ملکی را پیگیری میکنند؛ این پیگیریها همیشه با پاسخ منفی مقامات تامین اجتماعی مواجه شده است. سطح خدمات درمانِ تحت پوشش بیمه، به شدت در سالهای اخیر تنزل یافته؛ به گونهای که امروز بسیاری از داروها، خدمات کلینیکی و پاراکلینیکی و حتی آزمایش متداول ویتامین «D» از شمول بیمه پایه خارج شده؛ بازنشستگان با وجود صرف مبلغی هنگفت برای بیمه تکمیلی که از توان بسیاری از آنها خارج است، بازهم درمان مکفی و رضایتبخش ندارند. و…» همه اینها در حالیست که آخرین پیگیریها نشان میدهد، تأمین اجتماعی در بهترین شرایط و با فرض بازگشت کشور به شرایط عادی در سال جاری، ماهانه میتواند حدود ۹۰ هزار میلیارد تومان از محل وصول حق بیمه درآمد کسب میکند و کاستی نقدینگی را با سایر روشهای تامین مالی فراهم میکند؛ این در حالی است که فقط پرداخت مستمری بازنشستگان و مستمریبگیران به حدود ۱۴۰ هزار میلیارد تومان رسیده و سازمان علاوه بر آن، تعهدات گستردهای در حوزه درمان، بیمه بیکاری، حمایتهای کوتاه مدت و سایر خدمات بیمهای بر عهده دارد. سوال اینجاست که در این معادله، سود شرکتهای شستا کجاست؛ این همه سرمایهگذاری و واگذاری در طول سالیان دراز، چرا منفعت چندانی برای طبقهی کارگر نداشته و از آن مهمتر، چرا تامین اجتماعی به این حال و روز افتاده است؟ آیا اگر سوءبرداشتها، فسادها و اختلاسها در تاریخ متاخر این نهاد بیمهگر، در قالب یک ساختار رانتی و رابطهای رخ نمیداد، امروز بازنشستگان باید برای افزایش قانونی حقوق و مزایای قانونی خود این همه مرارت بکشند و در نهایت نیز با این پاسخ مواجه شوند که ببخشید منابع کافی نداریم؟! سوءبرداشتها و تصاحب مال غیر -بخوانید کارگران- کار را به اینجا رسانده و این در حالیست که پولها و منابع را «دیگران» بردهاند اما تاوان آن را «کارگران و بازنشستگان» میدهند، همانهایی که همواره به وظیفه خود در قبال این صندوق بیمهگر بدون وقفه و بیچون و چرا عمل کردهاند؛ هر ماه سی درصد از حقوق ناچیزشان را به این صندوق سپردهاند، تا پساندازی باشد برای روزهای پیری و از کارافتادگی. مروری بر فسادها و اختلاسهای تاریخی فقط کافیست به چند نمونه از این سوءبرداشتها، بدون توجه به تقدم و تاخیر تاریخی اشاره کنیم؛ اینها فقط چند نمونهی افشاشده است؛ بیشک در تاریخ چند دهه اخیر تامین اجتماعی، از این نمونههای تاسفبار بسیار یافت میشود: در شهریور ۱۴۰۴، مدیرعامل تامین اجتماعی از فساد ۴۰ میلیاردی یک مدیر بازنشسته تأمین اجتماعی خبر داد؛ حق مشاورههای کلانی که این مدیر سازمان گرفته، موجب شده چند کارفرمای بزرگ، قانون را دور بزنند و حق بیمهی کارگران خود را نپردازند. از این نوع فسادها و حقالعملکاریها که در نهایت به ضرر صندوق و بیمهشدگانِ آن تمام میشود، کم نیست. کمی در زمان عقبتر برویم؛ پیش از این، چندین گزارش تحقیق و تفحص از شستا و تامین اجتماعی بیرون آمده که به دادههای بسیار حیرتانگیزِ هیچ کدام از آنها در زمینه فساد و اختلاس، چندان توجهی نشده؛ گزارش تحقیق، فقط در حد یک گزارش و افشاگریِ بعضاً سیاسی باقی مانده است. برای نمونه، در یکی از آخرین این گزارشها مربوط به تخلفات قبل از سال ۱۴۰۰، «تلاش برای نپرداختن طلب ۴۰۰ میلیارد تومانی» در پرونده مربوط به شرکت دارویی «رسافارمد»، «تخلفات ۵۹ میلیون دلاری پتروشیمی غدیر»، «پرداخت مطالبه دو میلیون یورویی ویلموتس از جیب مردم»، «رشد آسانسوری متخلفان در نفت پاسارگاد»، «بدهی ۶۰ میلیارد تومانی پگاه رزمآوران از دهه ۸۰»، و «تخلفات گروهی در گروه صنعتی بارز» از جمله تخلفات عیان در مجموعه شستا عنوان شده است که علی خضریان نماینده مجلس و رئیس کمیته تحقیق و تفحص، آنها را رسانهای کرده است. ده سال قبل از آن در سال ۱۳۹۰، «سلیمان جعفرزاده» عضو کمیته تحقیق و تفحص از تامین اجتماعی مجلس از اختلاس یکهزار میلیارد تومانی در ۱۵۰ شرکت زیرمجموعه سازمان بازنشستگی و شستا خبر داده و گفته است: «اگر هیئت رئیسه مجلس از ادامه کار جلوگیری نمیکرد میتوانستیم بیش از سه هزار میلیارد تومان اسناد و مدارک تخلف در این شرکتها را اثبات کنیم». ولی گویا از افشای اسناد خیانت به داراییهای طبقهی کارگر و باز شدن دست اختلاسگران، احتمالاً به دلیل اشتراک منافع جلوگیری شده است! چوب