مجموعه ای از سوزناک ترین متن های نوحه شب دوم محرم را ارائه کرده ایم که می توانید برای مداحی مراسم روضه ایام محرم به کار ببرید. روز دوم ماه محرم مصادف با ورود کاروان امام حسین به کربلاست به همین مناسبت مجموعه ای از سوزناک ترین متن های نوحه شب دوم محرم را ارائه کرده ایم که می توانید برای مداحی مراسم روضه ایام محرم به کار ببرید. *** ستاره ها دونه دونه از آسمون میان رو زمین به روی دستای مهربون قمر ام البنین رسیده کاروونی از دل تبدار صحرا إنّا لِلّهِ روی لبهای فرزند زهرا شده ذکر ملائک یاحسین در عرش اعلی خیمه زده خورشید، میان اهل زمین دعای ختم المرسلین : فَاللّهُ خَيْرٌ حافِظاً / وَ هُوَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ (2) الهی سایه ات همیشه روی سرم بمونه نرو نکنه که اینجا همون زمینه میگیره از من تو رو الهی خواهرت زینب نباشه که ببینه تن پاک داداشم بی کفن روی زمینه گواهی میده قلبم قاتلم این سرزمینه دلم گرفته حسین، یه لحظه پیشم بشین نوحه سراییمو ببین فَاللّهُ خَيْرٌ حافِظاً / وَ هُوَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ (2) گریه نکن تو ستون صبری برای این خیمه ها با اشک تو بچه ها می گِـریَـن، میلرزه عرش خدا دیدی که راه رفتن رو به رومون بستن این بار نه دیگه راه برگشتن گذاشتن واسم ای یار خدای ما بزرگه غم نخور تا هست علمدار گریه نکن زینب، لطف خدارو ببین که گفته قرآن مبین : فَاللّهُ خَيْرٌ حافِظاً / وَ هُوَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ (2) ****** رسيد از ره كاروان آخر شد به پا محشر در دل زينب خداوندا دل پريشان است چون كه غمم گردد حاصل زينب شده برپا در دل صحرا خيمه هاي آل رسول الله زده زانو در بغل زينب مي كشد از دل صد فغان و آه بني هاشم اكبر و قاسم يك به يك گرد زينب كبري دعا گوي قافله باشد با دل سوزان حضرت زهرا امان اي دل اي دل اي دل بسوز اي دل اي دل اي دل ز محمل زينب فرود آيد پا گذارد بر زانوي عباس پناه طفلان همه باشد قامت سرو دلجوي عباس كنار گهواره ي اصغر نازنين دختر دارد آوايي بخواند با صوت خوش آوا ساده و زيبا ذكر لالايي علي لاي لاي علي لاي لاي علي لاي لاي امشب به فلک رود خروشم آوای عزا رسد به گوشم افتاده به سینه جنب و جوشم تا پیرهن سیه بپوشم من سینه زن حسین هستم در حلقۀ ماتمش نشستم مظلوم حسین جان خون دل ما دم حسین است تنها غم ما، غم حسین است این ماه محرّم حسین است هنگامۀ ماتم حسین است ما گریه و اشک و آه داریم ما پیرهن سیاه داریم مظلوم حسین جان هنگام عزا فرا رسیده سرو قد مصطفی خمیده رنگ از رخ فاطمه پریده سرها شود از بدن بریده این ماه عزاست ایهاالناس اُفتد ز بدن دو دست عباس مظلوم حسین جان ای فاطمه صاحب عزایت! دل عاشق دشت کربلایت چشمی! که بگریم از برایت اشکی که کنم روان به پایت من در جگرم شراره دارم داغ تن پاره پاره دارم مظلوم حسین جان یا فـاطمه رو به کربلا کن امشب به حسین خود دعا کن یاد سرِ از بدن جدا کن در مقتل خون، خدا خدا کن کن گریه برای نور عینت لب تشنه فدا شود حسینت مظلوم حسین جان بر سینه و سر بزن برادر این ماه ز تیغ و تیر و خنجر مقتول شود علیِّ اکبر لب تشنه و پاره پاره پیکر گردیده حسین کربلایی یا حضرت فاطمه کجایی؟ مظلوم حسین جان در سینه نفس شده شراره انگار که میکنم نظاره بر حنجر طفل شیرخواره گریم به گلوی پاره پاره ماه عطش است و قحط آب است شرمنده ز اصغرش رباب است مظلوم حسین جان حاج غلامرضا سازگار از دل صحرا رسیده این کاروان عمه ی سادات خوش اومدی خانم جان عَلَم وفا رسیده حرم خدا رسیده نگران و خسته زینب به کربلا رسیده اباالفضل رو مرکب می خونه زیر لب یا حسین یا زینب معلم صبر و ادب زینب زینب تویی عقیله العرب زینب زینب زینب زینب زینب این کویر خشک با گریه ها دریا شد خیمه ی ارباب تو آسمون برپا شد شده خیمهگاه اصحاب سپر بلای ارباب میگه هی رباب به زینب ببین چه دوریم از آب مدد کن خدایا که دوریم از دریا کمک کن یا زهرا سرچشمه ی حلم و حیا زینب زینب آیینه ی خون خدا زینب زینب زینب زینب زینب کربلا دَ باخ الوبدی حیران زینب گوز لری آغلار دیر حسین جان زینب غمی نن دوشوب عزایه گوزی قان گلیب نوایه اورگی یارالی زینب گلیب دِ کربلایه زینب ای پریشان غصه ده ورر جان حسینه جان قربان معلم صبر و ادب زینب زینب تویی عقیله العرب زینب زینب می بره ساقی به علقمه مشکا رو امر شاه اینه که پر کنن مشکا رو با اشاره ی علمدار همه حاضر و خبردار میگه زینبش خدایا ماه منو نگه دار سپاه دلاور به دور سرلشکر با ذکر یا حیدر قبلهی ساقی و علم زینب زینب تکیه گه اهل حرم زینب زینب معلم صبر و ادب زینب زینب تویی عقیله العرب زینب زینب زینب زینب زینب متن مداحی شب دوم محرم از مداحان اهل بیت کاروانی پر از نسیم سحر کاروانی ز خویش کرده سفر در قیام ، آیه های مصحف صبح در سجود، آینه برای سحر همه در دشت تازه تر از گل همه در باغ، میوه ی نوبر پدران از تبار ابراهیم مادران از قبیله هاجر آری از دودمان ابراهیم کعبه دل، بت شکن ، به دوش تبر هر یکی در مقام خود ساقی هر یکی درمرام خود ساغر در دل و جان کاروان اینک می تپد این نهیب، این باور: نکند شوکران شود معروف نکند نردبان شود منکر مرحبا بر سلاله کوثر هان فصل لربک وانحر در نزولش زمنبر ناقه خطبه خوان حماسه آن، خواهر شد عصا شانه علی اکبر پای عباس پله منبر تا نباشد ز بیم آشفته خواب آرام چند تا دختر پای عباس می شد بالش دشت احساس می شود بستر سرزمین، سرزمین گل ها بود پهنه عشق بود و پهناور ناگهان در هجوم باد فراق کنده شد برگه هایی از دفتر کاش دستان باد می شد خشک کاش می شد گلوی گل ها تر نکند علقمه، عمو را کشت که پدر می رود خمیده کمر کیست مردی که می رود میدان که ندارد به جز خودش لشگر و زنی روی تل برای نبی صحنه را می شود گزارشگر که بیا جای بوسه های شما شده سرشار بوسه خنجر می برند از تن حسین تو جان می برند از تن حسین تو سر آیه های کتاب آغوشت دارد از فوج زخم زیر و زبر آن طرف صحنه شگفتی هست نه! بسی صحنه هست شرم آور رفته از پای دختری خلخال رفته از دست مردی انگشتر می رود کاروان به کوفه و ش