یک نویسنده گفت: این کتاب روایت تیمی دانشبنیان است که از دل یک مسجد شکل گرفت و با تکیه بر الگوهای بومی، برخلاف بسیاری از استارتاپها مسیر ماندن و موفقیت در ایران را انتخاب کرد. به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «پرواز دستهجمعی پرندهها» به قلم بهزاد دانشگر که به تازگی توسط انتشارات راهیار روانه بازار نشر شده، روایتی مستند و جذاب از شکلگیری، حرکت تیمی و موفقیت شرکت دانشبنیان «بهپویان» است؛ مجموعهای پیشرو در حوزه هوش مصنوعی که هسته اولیه آن از یک مسجد در مشهد شکل گرفت و امروز به یکی از ستونهای بهینهسازی مصرف انرژی در صنعت کشور تبدیل شده است. این اثر با تمرکز بر مفهوم «کار تیمی»، نحوه تبدیل یک همآفرینی مذهبی فرهنگی به یک ابرپروژه علمی را به تصویر میکشد. بهزاد دانشگر نویسنده کتاب «پرواز دستهجمعی پرندهها» در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به جرقه اولیه شکلگیری این تیم نخبگانی در یک بستر سنتی گفت: نقطه عطف این ماجرا، حضور یک روحانی خاص در مسجد بود که محور فعالیتهای فرهنگی نوجوانان به شمار میرفت. این روحانی به خاطر تجربه زیسته خودش در محیطهای دانشگاهی و علمی، فهم متفاوتی از مسائل جامعه و نیازهای روز کشور داشت. او متوجه شد این جوانها و نوجوانهایی که دور هم جمع شدهاند و در ظاهر مشغول بازی و فعالیتهای عادی مسجدی هستند، پتانسیل بالایی دارند؛ ظرفیتی که میتواند حلکننده گرههای بزرگ کشور باشد. او ادامه داد: این روحانی با همین نگاه، جوانان مسجد را تشویق کرد تا به جای کارهای پراکنده، یک شرکت دانشبنیان تاسیس کنند. او حتی دست روی یکی از حیاتیترین چالشهای ملی یعنی «بحران مصرف انرژی» گذاشت و به آنها مسیر مدیریت و ساماندهی این حوزه را نشان داد. برای من جالب بود که این جوانها با اینکه امروزه هرکدام به دانشمندان و نخبگان بزرگی در صنعت و دانشگاه تبدیل شدهاند، اما هنوز هم به حرفها و هدایتهای این روحانی باور دارند و این نشاندهنده ظرفیت و منش ویژه آن مربی است. رمز ماندگاری؛ عبور از منافع فردی به نفع آرمانهای جمعی نویسنده کتاب «پرواز دستهجمعی پرندهها» در پاسخ به این سوال که چرا این تیم بر خلاف بسیاری از استارتاپها، درگیر فروپاشی یا مهاجرت نشد، توضیح داد: مهمترین عامل، باور عمیق این بچهها به مسیری بود که انتخاب کرده بودند. آنها به آرمانهای انقلاب اسلامی و وظیفهای که در قبال خدمت به مردم داشتند، ایمان قلبی داشتند. همین ایمان و تعهد به توصیههای آن روحانی و از همه مهمتر، فرهنگ حمایت متقابل از یکدیگر باعث شد در بزنگاهها، از منافع زودگذر شخصی و مادی چشمپوشی کنند. آنها پای یک وظیفه بزرگتر ایستادند که حاصل یک شب نیست، بلکه فرآیندی زمانبر و ریشهدار در تجربه زیسته آنهاست که مخاطب با خواندن کتاب، درک عمیقتری از آن پیدا میکند. دانشگر با اشاره به چالشهای این شرکت در متقاعد کردن مسئولان برای استفاده از سامانه هوشمند انرژی گفت: یکی از بزرگترین موانع این جوانان، ساختار فکری مدیران ماست. متاسفانه بسیاری از مدیران کشور به دلیل عمر کوتاه مدیریتیشان که معمولاً چهارساله است، به پروژهها و منافع بلندمدت فکر نمیکنند و همه چیز را زودگذر میبینند. گاهی اوقات این نوع نگاه به پروژههای ملی و ماندگار ترجیح داده میشود. نکته دردناک دیگر این است که برخی از مسئولان، فهم جدی و عمیقی از علم، تکنولوژی و دستاوردهای آن ندارند. آنها ترجیح میدهند همه چیز را در سادهترین و سطحیترین شکل ممکن اداره کنند؛ همین نگاه سطحی، کار را برای جوانان و نوجوانانی که پیشرو هستند و جلوتر از زمان خود حرکت میکنند، بسیار سخت و فرساینده میکند. چرا نباید کپیِ «گوگل» و «اپل» باشیم؟ نویسنده کتاب «پرواز دستهجمعی پرندهها» به ضرورت مطالعه الگوهای بومی به جای کتابهای موفقیت غربی پرداخت و تاکید کرد: کتابهایی که در فضای غرب نوشته میشوند، الگوهایی را پیشنهاد میدهند که در همان اتمسفر و اکوسیستم قابلیت تکرار دارند. اما اگر ما میخواهیم در جامعه خودمان موفق شویم، باید روایتهایی را بخوانیم که قهرمانانش با همین اقتضائات، مشکلات و قوانین جامعه ایرانی دستوپنجه نرم کرده و راه خود را باز کردهاند. بهزاد دانشگر در پایان با اشاره به ریشه مهاجرت نخبگان گفت: درست به همین دلیل است که بسیاری از نخبگان ما به محض اینکه میخواهند الگوهای غربی (مثل مدل موفقیت اپل یا گوگل) را در ایران پیاده کنند، با اولین موانع داخلی روبهرو شده، سرخورده میشوند، از ایدههایشان دست میکشند و در نهایت تصمیم به مهاجرت میگیرند؛ چون آنها یاد نگرفتهاند که با اقتضائات و قوانین کشور خودشان چگونه کنار بیایند و موانع را برطرف کنند. کتاب «پرواز دستهجمعی پرندهها» نیامده تا یک موفقیت شیک و فانتزی در سیلیکونولی را روایت کند، بلکه مدل ایستادگی و موفقیت در زمینِ خودمان را آموزش میدهد.