افزایش تلفات و تخریب گسترده در پایگاههای نظامی آمریکا، بهویژه تأیید هلاکت دستکم ۳ نظامی این کشور، حتی رسانههای عمدتاً خط مقدم جریان اصلی را نیز واداشته است تا صراحتاً به قدرت نظامی ایران اذعان کنند. به گزارش سرویس جهان مشرق، آمریکا در جریان تهاجم تروریستی که از اسفندماه علیه خاک مقدس ایران آغاز کرد، علاوه بر یکی از بزرگترین کارزارهای نظامی و لجیستیک تاریخ، بزرگترین کارزار دروغ و سانسور سیستماتیک تاریخ را هم راه انداخته است. جدای از دروغگویی پیوسته و مستمر شخص ترامپ و تیم او و رسانههای جریان اصلی تحت کنترل صهیونیزم جهانی دربارهی اهداف و روند این تهاجم تروریستی، آمریکاییها به شدت و حدّت درباره تلفات سنگین نیروهای آمریکایی و نابودی دهها، بلکه صدها، میلیارد دلاری منافع و داراییهای آمریکا در طول این جنگ هم دروغ می گویند. با این حال، در پی سلحشوریهای روزافزون نیروهای مسلح کشورمان، در هدف قراردادن دقیق، مستمر و نقطهزن پایگاهها و محلهای تجمع تروریستهای آمریکایی، که طبق منابع میدانی و گزارشهای دقیق، دهها تن از نیروهای آمریکایی را در اردن، سوریه، عراق، کویت و بحرین به دیار عدم فرستاد، بالاخره پنتاگون و رییسجمهور کذاب آمریکا مجبور به اذعان به هلاکت سه نیروی دیگر ارتش تروریست رژیم آمریکا شد. در عین حال، در حالی که فیلمها و تصاویر واضح ماهوارهای از انهدام دقیق مقرها و تجهیزات آمریکایی از سوی ایران منتشر شده است، همچنان دروغ بزرگ «رهگیری بخش عمدهی موشکها و پهپادهای ایران»، لقلقهی زبان رسانههای صهیونیستی آمریکاست. با این وجود، میزان تلفات و انهدام در لانههای تروریستی آمریکا، به ویژه تایید خبر هلاک دستکم سه تروریست این کشور، حتی این رسانههای عمدتا کذّاب را نیز واداشته تا در گزارشها و مقالات خود، به قدرت ایران و خطرات بالای ادامهی این جنگ علیه جان نیروهای تروریست آمریکایی اذعان کنند. گزارش زیر، از نشریهی آمریکای «Vox»(۲۱ ژوئیه) یکی از همین مصادیق است که جدای از تکرار لحن تبلیغاتی معمول رسانههای جریان اصلی و البته تفرعن و تبختر استعماری و استکباری حاکم بر آن، صریحا درباره احتمال تلفات بالای نیروهای آمریکایی در ادامه جنگ به دست قدرتمند ایران اعتراف می کند. حتی با وجود اینکه تنش میان آمریکا و ایران بار دیگر در آستانه تشدید قرار دارد، مذاکرات دیپلماتیک به بنبست خورده، و مقامات آمریکایی و اسرائیلی بار دیگر با ایده تغییر رژیم در ایران عشقبازی میکنند، بهگفته گزارشها، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، همچنان بهشدت از اعزام نیروی زمینی به ایران خودداری میکند. چنین اقدامی خطر تلفات سنگین آمریکایی و کشاندن جنگی را به مرکز گفتمان عمومی به همراه دارد که بسیاری از آمریکاییها، حتی اگر مخالف آن باشند، تا حد زیادی آن را از ذهن خود زدودهاند. اما این، بهطور غمانگیزی، به این معنا نیست که نظامیان آمریکایی درگیر در این درگیری لزوماً در امان هستند. چند روز گذشته مرگبارترین روزها برای نیروهای آمریکایی از زمان اجرای آتشبس اولیه در آوریل بوده است. روز جمعه، دو نظامی آمریکایی در اثر حمله موشکی به پایگاهی در اردن کشته شدند که دومین بار در دو روز بود که موشکهای ایران موفق به اصابت مستقیم به این پایگاه میشدند. روز شنبه، سومین نظامی آمریکایی در جریان انفجار کنترلشده یک پهپاد تهاجمی سرنگونشده ایرانی در عراق کشته شد. در مجموع، از آغاز عملیات «خشم حماسی» در فوریه، دستکم ۱۷ نظامی آمریکایی کشته شدهاند. آمریکا در واکنش تلافیجویانه، شدت حملات خود به مواضع ایران را افزایش داد و از جمله، پایگاه موشکی در تبریز را هدف قرار داد که واشنگتن آن را مبدأ حمله به پایگاههایش در اردن میداند. در مقابل، ایران طی روزهای اخیر با شلیک موشک و پهپاد، اهدافی در بحرین، کویت و قطر را نشانه رفته و همزمان، چندین کشتی تجاری را در تنگه هرمز هدف حملات خود قرار داده است؛ تنگهای که تردد دریایی در آن بار دیگر به حالت تعلیق درآمده است. ایران ممکن است قویتر از آنچه فکر میکردیم باشد. سه نظامی آمریکایی در هفته گذشته کشته شدند و ریسکها فقط در حال افزایش هستند. اگر توانایی ایران در بستن تنگه، بزرگترین غافلگیری این جنگ بوده باشد، توانایی آن در تهدید اهداف زمینی در سراسر منطقه، از جمله زیرساختهای انرژی و پایگاههای نظامی آمریکا، با موشک و پهپاد، احتمالاً دومین غافلگیری بزرگ است. این نشان میدهد که هرچه این درگیری طولانیتر شود، ریسکهای متوجه نیروهای نظامی آمریکا و متحدانش از سوی تلافیهای ایران ممکن است بیشتر شود، حتی اگر ترامپ هرگز به «عملیات زمینی» متعهد نشود. رئیسجمهور کوشیده است این جنگ را بهگونهای جلوه دهد که در آن خطر مرگ و ویرانی فقط متوجه یک طرف است، و قطعاً ایران خسارت بسیار بیشتری متحمل شده است. اما در این جنگ تاکنون غافلگیریهای متعددی رخ داده و ریسکهای متوجه نیروهای نظامی آمریکا ممکن است بیشتر از آن چیزی باشد که چند ماه پیش تصور میشد. ریسک فزاینده برای نیروهای آمریکایی در غرب آسیا ارتش آمریکا در روزهای آغازین جنگ، نیروها و تجهیزات خود را از پایگاههای مستقر در کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس (از جمله بحرین، امارات و قطر) به سمت غرب، یعنی اردن و اسرائیل، منتقل کرد؛ مناطقی که محدودیتهای محلی کمتری دارند و فاصلهشان از پرتابگرهای موشکی ایران بیشتر است. اما تصاویر ماهوارهای و گزارشهای بعدی نشان داد که حملات ایران در مرحلهٔ نخست جنگ، خساراتی به این پایگاهها وارد کرده بود که بهمراتب فراتر از آمار اعلامشدهٔ آن زمان بود. هرچند پایگاههای دورتر آمریکا ممکن است هدفگیری دشوارتری داشته باشند، اما بی تردید همچنان در برد موشک ها و پهپادهای شاهد ایران قرار دارند. برخی تحلیلگران نیز معتقدند که این جابه جایی، با متمرکز کردن پرسنل و تجهیزات آمریکایی در نقاط کمتر، ممکن است آسیب پذیری های تازه ای ایجاد کرده باشد. حملهی موشکی که روز جمعه ستوان تایل