استاد حوزه علمیه قم با تشریح نقش محوری شهید بهشتی در تدوین قانون اساسی گفت که وی از آغاز انقلاب تلاش داشت اداره جمهوری اسلامی بر پایه اجتهاد مستمر و توجه به نیازهای روز جامعه استوار باشد. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، آیتالله محمد سروش محلاتی - پژوهشگر دینی -در نشست سالانه بزرگداشت شهید آیتالله دکتر بهشتی، ضمن عرض تسلیت ایام سوگواری سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) اظهار کرد: صحبت من درباره آقای بهشتی در قامت آخرین مجتهد نظام است. این عنوان، عنوان سنگینی است و من سعی میکنم در این فرصت مقداری از سنگینی این عنوان بکاهم و این واقعیت را هرچند واقعیت تلخی است توضیح دهم. قبل از شروع بحث اصلی باید اشاره کنم که بحث ما درباره مجتهد نظام است نه مجتهدین خارج از نظام. اینکه کسانی در جامعه ما و حوزههای علمیه از اجتهاد برخوردار هستند مورد انکار نیست. در حوزه قم، نجف و نقاط دیگر مجتهدین و فقهای زیادی وجود دارند ولی بحث ما در مورد مجتهد نظام است. به روایت ایسنا، وی افزود: نکته دوم این است که آیتالله بهشتی فقط مجتهد نظام نیست بلکه یک فقیه و مجتهد است که دارای آرای فکری و فتاوایی است. ما در این جلسه درباره آن آرای این بزرگوار که مرتبط با نظام نیست صحبت نمیکنیم. مثلا یکی از آرای خاص ایشان این است که هر مسلمانی که موظف است نماز اقامه کند بر او واجب است معنا و مفهوم جملاتی را که در نماز میخواند بداند. این را از واجبات نمازگزار میداند. معنای سوره حمد، معنای رکوع و سجود را باید بداند. این از آرا و فتاوای این بزرگوار است. به ادعای بنده بهشتی آخرین مجتهد نظام اسلامی است این پژوهشگر دینی تصریح کرد: اما آن جنبهای که مربوط به نظام است و نه آرای دیگر ایشان، مورد صحبت ما است. ادعای بنده در این گفتار این است که آخرین مجتهدی که نظام اسلامی ما داشته آیتالله بهشتی است. ما که میگوییم آخرین مجتهد بر اساس تحلیل خود آیتالله بهشتی است. شاید با تعاریف دیگر، مجتهدها فراوان باشند اما آنچه بهشتی مطرح میکرد این بود که مجتهد کسی است که با مراجعه به منابع اصلی یعنی کتاب و سنت و با توجه به شرایط مختلف اجتماعی، احکام اسلامی را میتواند استنباط کند. همانگونه که برای مجتهد، اطلاع عمیق از کتاب و سنت لازم است برای مجتهد، آگاهی کامل از رخدادها و حوادث هم لازم است. سروش محلاتی با اشاره به دوران تحصیل خود در زمان قبل از انقلاب اسلامی یادآور شد: آن زمان که ما در دبیرستان تحصیل می کردیم کتاب شناخت اسلام نوشته آیتالله بهشتی را در دبیرستان برای ما تدریس میکردند. آنجا خواندیم از ایشان که اجتهاد، شیوه سیال فهم احکام دینی است و همراه با پیدایش نیازمندیها و روابط روز پیش میرود. در همان دورهها مباحث حج در قرآن از ایشان مطرح بود و بعدها به چاپ رسید که مربوط به پیش از انقلاب است. جمهوری اسلامی نظامی بر پایه ایمان، عدالت و کرامت انسان است استاد حوزه علمیه قم با بیان اینکه فقه باید متحرک باشد و شهید بهشتی فقه متحرک است گفت: فقه باید بتواند بر اساس تحرک، تحول و دگرگونی در زندگی اجتماعی، احکامی که مبتنی بر سنت باشد را با توجه به نیازهای جهان ارائه دهد. اصل اجتهاد در اسلام گرهگشای نیازهای جدید است و دین را تازگی و حفظ اصالت الهی آن نگاه میکند. اینها اندیشههایی است که ایشان از پیش از این نظام داشتند و تبیین میکردند. وی خاطرنشان کرد: الان نمیتوان با تفسیر درباره این اصول و مبانی بحث کرد اما وقتی در سال ۱۳۵۷ انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و به فاصله چند ماه مجلسی برای تدوین قانون اساسی تشکیل شد، تابستان ۱۳۵۸ شهید بهشتی در مدیریت این مجلس و تدوین محتوای آن نقش موثری داشتند. نوبت به اصل دوم قانون اساسی رسید. این اصل دو بخش دارد؛ جمهوری اسلامی نظامی است بر پایه ایمان به خدای یکتا، وحی، عدالت، امامت و کرامت انسان. بخش دوم نظامی است بر راه اجتهاد مستمر فقهای جامعالشرایط و استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته بشری. آیتالله سروش محلاتی ادامه داد: شهید بهشتی اندوختههای فکری که قبل از انقلاب داشتند را از آغاز قانون اساسی، محوری برای تدوین قانون قرار دادند که بنا نیست در این نظام آرا و فتاوای پیشینیان به صرف اینکه فتوا است و در گذشته مسبوق به سابقه بوده مبنایی برای عمل قرار گیرد و جمهوری اسلامی بر مبنای اجتهاد مستمر اداره میشود. این پژوهشگر دینی با بیان اینکه تعبیر اصل دوم قانون اساسی همین اجتهاد مستمر است بیان کرد: شهید بهشتی یک تعبیر بهشتی میخواست در این اصل دوم بیاورد که متاسفانه بافت مجلس خبرگان چندان با او همراه نبود و آن تعبیر را نپذیرفت. یعنی به تایید اکثریت نرسید. آنچه بهشتی مایل بود در قانون اساسی بیاید دو پسوند برای اجتهاد بود؛ اجتهاد انقلابی و پویا. این دو در نهایت به اجتهاد مستمر رسید. ایشان توضیح می داد که چرا جمهوری اسلامی نیازمند اجتهاد انقلابی است و انقلابی را در برابر اجتهاد محافظهکارانه تعبیر میکرد. اجتهاد پویا را در برابر اجتهادی که در قید و بند آرای پیشینیان و فتاوای مشهور است و نمیتواند خود را از فتاوای گذشتگان رها کند میدید. میگفت برای اینکه جمهوری اسلامی داشته باشیم نیازمند فتاوای پویا هستیم. ایشان معتقد بود اگر اجتهاد به این معنا وجود نداشته باشد جمهوری اسلامی نمیتواند ادامه پیدا کند. اگر میخواهیم جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی بماند باید اجتهاد پویا داشته باشیم وی اظهار کرد: در یک زمانی بحث میشد که ایشان اجتهاد بسندهکننده به آرای فقهی گذشتگان را هم مانعی برای جمهوری اسلامی تلقی میکند. در حالی که ما آرام آرام به شرایطی رسیدیم از آرای پیشینیان درباره احکامی که حاضر نشدیم صرف نظر کنیم، بلکه حتی قالبها و شکلها و صورتها که ربطی هم به احکام اسلامی ندارد چنان برای ما قداست پیدا کرد که حاضرنبودیم از این قالبها بیرون بیاییم؛ چه رسد به اینکه از فتاوای گذشتگان بیرون بیاییم. آن وقت آیتالله بهشتی توضیح داد برای اینکه جمهوری اسلامی، جمهوری