روایت های غم انگیز روز عاشورا و ذکر مصیبت های روز دهم محرم مصیبت عظمایی است که در روضه روز عاشورا ذکر میشود. نمونه های روضه روز عاشورا صوتی، متن روضه روز عاشورا، متن روضه امام حسین در ظهر و عصر عاشورا را در این مطلب دنبال کنید. یکی از اعمال روز و شب عاشورا روضه خوانی و خواندن شعر عاشورا است. در روضه روز عاشورا وقایع روز دهم محرم الحرام سال ۶۱ هجری قمری و مصیبت هایی که بر امام حسین و یارانش رفت ذکر می شود. با مجموعه متن روضه روز عاشورا (روز دهم محرم) و دو فایل صوتی زیبا و جانسوز همراه ما باشید. فایل صوتی روضه روز عاشورا روضه خوانی روز عاشورا سعید حدادیان روضه روز عاشورا مرحوم کوثری پیشنهاد: شعر شهادت حضرت زینب و شعر شام غریبان را نیز می توانید در ستاره بخوانید. متن روضه روز عاشورا دید زینب چو برادر تنهاست بهر یاری برادر برخاست دو جگر گوشۀ خود را طلبید به موی هر دو پسر شانه کشید روی بر حجت داور آورد هر دو را نزد برادر آورد از تو سر در ره حق باختن است سهم من سوختن و ساختن است دو جگر گوشه من منتظرند خبر از ما سوی مادر ببرند ای برادر تو دوای دردم با چه رویی به حرم برگردم این دو گل هست به دوران ثمرم هدیه بفرست به سوی پدرم گفت ای خواهر غم پرور من بس بود داغ علی اکبر من گفت ای نور دو چشمان من ای که هستی سرو سامان من قافله ابی عبدالله از مدینه به سوی مکه حرکت کرد ، چند منزل نگذشته بود یک وقت دید دو سوار دارند می آیند، ابی عبدالله فرمود : عباسم برو ببین دو سوار که می باشند دید بچه های زینب اند ، آورد خدمت امام حسین ، زینب هم آمد ، خوشحال شد ، روز عاشورا هم بچه ها را آورد نزد برادر ، برادر اجازه بده محمد و عون هم به میدان بروند ، همین جا که اجازه داد زینب خوشحال شد ، بچه ها را بدرقه کرد اما وقتی عزیزانش (محمد و عون) شهید شدند. زینب از خیمه ها بیرون نیامد مبادا چشمش به صورت برادر بیفتد برادر خجالت بکشد. همه صدا بزنید حسین . ای به یک روز مادر دو شهید وی فدای دو نازنین پسرت ای که در طول کمتر از یک روز ماند هفتاد و دو داغ بر جگرت ♦♦♦♦ ← متن روضه روز عاشورا → ای از ازل به مهر تو دل آشنا حسین وی تا ابد لوای عزایت به پا حسین امواج اشک از سر هفت آسمان گذشت وقتی که کرد جسم پاک تو در خون شنا حسین حسرت برم به مختصری که آخرین نفس روی تو دید و خنده زد و گفت یا حسین لحظات آخر عمر نظام رشتی بود وضو می گیرد ، این عاشق ابی عبدالله به دخترش می گوید: دخترم دستت در دست من باشد هر وقت من سید الشهدا را زیارت کردم دست تو را فشار می دهم مرا بلند کن که من جلوی حضرت خوابیده نباشم. لحظاتی می گذرد ناگهان دست دخترش را فشار می دهد با بصیرت کامل به حضرت سلام می کند و از دنیا می رود . خون تو آب غسل و کفن گرد رهگذر تشییع توست زیر سم اسبها حسین هر کسی از دنیا برود بدنش را تشییع می کنند، دفن می کنند خانواده اش را دلداری می دهند اما کربلا، عجب تشییعی کردند پسر فاطمه را ، عصر عاشورا ده نفر داوطلب شدند با سم اسبها بر بدن مطهر حسین تاختند . سپس آمدند کوفه نزد ابن زیاد جایزه گرفتند باز آمدم ای همسفر ، ای تشنه کامم من زینبم پیروز بر گشته ز شامم با کودکان خسته ات باز آمدم من با یک دل پر غصه و زار آمدم من خواهم عزای روز عاشورا بگیرم شاید خدا لطفی کند اینجا بمیرم اینجا تنت را استخوان بشکسته دیدم بر سینه ات شمر لعین بنشسته دیدم دیدم نهاده خنجرش زیر گلویت آن لحظه دیدی من آمدم روبرویت روز اربعین اهل بیت وارد کربلا شدند ، مثل برگ خزان زده ، از بالای شترها روی زمین افتادند ، یکی می گوید: حسینم ، یکی می گوید: برادرم ، یکی می گوید : پسرم ، عمه سادات زینب روضه می خواند گفت: هُنا ذُبِحَ الحسینَ بِسَیفِ شمرٍ هُنا قَد تَرَّبُوا مِنُُهُ الجَبینا گفت : اینجا همان جائی است که شمر سر حسینم را جدا کرد ، اینجا همان جایی بود که پیشانی او را بر خاک زمین نهادند . هُنا العَباسُ فی یومٍ عَبوسٍ حِیالَ الماءِ قَد اَمسی رَهِینا ً (آمد کنار نهر علقمه ، زنها بیایید ، بنی اسد بیایید ، اینجا همان جایی است که روز عاشورا عباسم را جدا کردند) اینجا همان جایی است که روز عاشورا عباس را کنار فرات نگه داشته شد نگذاشتند به خیمه بیاید . هُنا ذَبَحوا لرَّضِیعَ بِسَهمٍ حِقدِ فَما رَحِمُوا الصّغارَ المُرضَعِینا همین جا بود با تیر کینه ، سر علی اصغر شیر خوار را بریدند ، حتی به کودکان شیر خوار رحم نکردند . هُنا مَزَقوا الخِیامَ و حَرِّ قُوها و َ قُسِّمَ فَیثُنا فِی الخائِنِینا همین جا بود که خیمه ها را آتش زدند، اموال ما را به غارت بردند اینک که ظهر روز عاشورا رسیده وقت وداع دختر و بابا رسیده فرزند زهرا سوی میدان شد روانه بهر ملاقات خداوند یگانه نا گه سکینه گفت بابا راز دارم راز دلی با تو بسوز و ساز دارم دیشب که راز دل به یاران باز گفتی سرّ سخن را تشنه لب اینگونه گفتی من گفته هایت را پدر جان گوش کردم جام بلا را تا به آخر نوش کردم از مرکبت یک لحظه شو بابا پیاده از رفتنت دل در شماره افتاده بابا تو خود گفتی از جور زمانه دشمن کشد ناز مرا با تازیانه روز عاشورا عزیز فاطمه دید ذوالجناح حرکت نمی کند نگاه کند ببیند، دخترش آمده (آی آنهایی که دختر دارید مجسم کنید منظره را وقتی می خواهید سفر بروید) پیاده شد امام حسین، سکینه را بغل کرد، دخترم برگرد ، با این اشکهایت قلب مرا آتش مزن ، سکینه برگشت در خیمه منتظر بود یک وقت صدای ذوالجناح به اهل خیام رسید سکینه از خیمه بیرون آمد ، دید ذوالجناح تنها برگشته ، صدای گریه این دختر بلند شد : وا محمّداه ،واغریباه ، واحسیناه ، وا جّداه ، ذوالجناح بابایم چه شد؟ صدا زد : یا جَوادُ هَل سُقِیَ اَبی اَم قُتِلَ عَطشاناً . ای اسب هنگامی که بابایم به میدان می رفت تشنه لب بود آیا پدرم را آب دادند یا لب تشنه شهید کردند ← متن روضه روز عاشورا → زینب بیا وقت وداع آخرم شد آمادۀ خنجر دگر این حنجرم شد ای خواهری که هر کجا یارم تو بودی از کودکی غمخوار و دلدارم تو بودی بنگر کنون نخل جدایی جان گرفته