دولت مصر امسال اجازه برگزاری مراسمی برای سالروز مرگ شاه بر سر قبر او را نمیدهد. به گزارش همشهریآنلاین به نقل از تسنیم، ۵ مرداد ۱۳۵۹ محمدرضا پهلوی دومین و آخرین شاه پهلوی پس از ۱۸ ماه دربدری مُرد. بنا بر اظهارات مقامات رسمی ۵۶ میلیارد دلار از کشور خارج کرد و حتی این ثروت افسانه ای هم به کمکش نیامد. او یک بار دیگر در مرداد ۳۲ فرار کرده بود و در آن زمان بی پول بود. زمانی ثریا اسفندیاری از شاه پرسیده بود که چرا اینطور نسبت به جمع کردن ثروت حریص هستی و او گفته بود: "من نمی خواهم بعد از رفتن از ایران مانند ملک فاروق (شاه سابق مصر) در لاس وگاس مدیر قمار خانه و یا مانند کارول پادشاه سابق رومانی در امریکا دلال اتومبیل شوم." روزگار محمد رضا پهلوی اما بسیار رقت آور تر از این دو شاه بود. آوارگی در ۸ کشور و مرگ تدریجی از ۲۶ دی ۱۳۵۷ تا ۵ مرداد ۱۳۵۹. محمدرضا پهلوی ۲۶ دی ۱۳۵۷ از کشور گریخت. مقصد نهایی او بعد از فرار آمریکا بود اما در مصر توقفی ۵ روزه داشت. بعد از اقامت چند روزه در اسوان مصر، شاه دعوت نامه ای از ملک حسن دوم پادشاه مراکش دریافت کرد و فکر کرد که این دعوت هم جزئی از توصیه های امریکا برای آرام کردن او ضاع است. او به این دعوت پاسخ مثبت داد اما با ورود به مراکش شرایط تغییر کرد. ملک حسن که به اذعان بسیاری از تاریخ نویسان به طمع ثروت ۵۰ میلیاردی شاه او را به مراکش دعوت کرده بود با این پاسخ شاه روبرو شد که تمام ثروتش به صد میلیون هم نمی رسد. ملک حسن از دعوت خود پشیمان شد و بعد از انقلاب در ایران محترمانه عذر او را خواست و برای او روشن کرد که باید قبل از کنفرانس سران اسلامی که قرار بود در مراکش انجام شود، آنجا را ترک کند. شاه سوم اسفند ۱۳۵۷ نماینده ای به سراغ ریچارد پارکر سفیر آمریکا در مراکش فرستاد و اعلام کرد تمایل دارد به آمریکا سفر کند اما کارتر شخصاً به این تقاضا پاسخ منفی داد. دهم اسفند ۱۳۵۷ تا دهم فروردین ۱۳۵۸ شاه تلاش کرد مقصد جدیدی پیدا کند. او خیلی دوست داشت به کشورهای اروپایی مثل سوییس و انگلستان برود که در آنجا ملک شخصی داشت اما حتی فرانسه هم که به امام خمینی اجازه اقامت داده بود شاه را نپذیرفت. دوست نداشت به آفریقا برود زیرا تجربه تلخ تبعید پدرش در موریس را برای او تداعی می کرد. در آخر دوستان آمریکایی اش راکفلر و کیسینجر توانستند جزایر باهاما واقع در غرب اقیانوس اطلس در فاصله ای نه چندان دور از سواحل فلوریدا را برای اقامت شاه پیدا کنند.کشوری دارای ۷۰۰ جزیره،مستقل اما عضو جامعه مشترک المنافع انگلستان . مقامات باهاما پس از دریافت مبلغ قابل توجهیی شاه،همراهانش و ۳۶۸ چمدانش را پذیرفتند. اقامت شاه در باهاما پر خرج و پرنکبت بود. دولت باهاما هم به او اخطار کرده بود که حق ندارد هیچ تفسیری در مورد رویداد های ایران انجام دهد. با پیروزی محافظه کاران در انتخابات پارلمانی انگلستان و روی کار امدن مارگارت تاچر بارقه های امید در دل شاه زنده شد.او بسیار مشتاق بود که در انگلستان اقامت دائم داشته باشد و تاچر هم قبل از پیروزی انقلاب به او قول پناهندگی داده بود اما دولت انگلیس برای آنکه جنجالی پش نیاید، او را نپذیرفت. اواسط خرداد ۱۳۵۸ دولت باهاما از تمدید ویزای اقامت شاه در آن کشور خودداری کرد و شاه باز هم آواره برای یافتن پناهگاهی به دوستان آمریکایی اش متوسل شد. راکفلر و کیسینجر توانستند موافقت رئیس جمهور مکزیک را برای اقامت شاه در آن کشور جلب کنند. رابرت ارمائو که پست و مقام او مشخص نیست و بسیاری او را عامل سیا می دانند و همه کاره شاه علیل در آن روزها بود جایی در شهر توریستی کورناواکا در مجاورت مکزیکوسیتی برای اقامت شاه در نظر گرفت. شاه و فرح و سایر همراهان بیستم خرداد ۱۳۵۸ عازم مکزیک شدند و از جای وسیع و تازه خود در مقایسه با ویلای کوچک و ناراحت باهاما راضی به نظر می رسیدند. چهار هفته از اقامت در مکزیک گذشته بود که حال شاه وخیم شد. ارمائو یکی از پزشکان معروف نیویورک را برای معالجه شاه به مکزیک آورد و او علاوه بر سرطان پیشرفته و مالاریا، یرقان شدید شاه را تشخیص داد. سرانجام کارتر تحت فشار اطرافیانش ۲۹ مهر ۱۳۵۸ اجازه مسافرت شاه و همسرش را به امریکا با ویزای توریستی صادر کرد. شاه با یک هواپیمای کرایه ای شرکت گلف استریم به سمت نیویورک حرکت کر. فریده دیبا در مورد ورود به نیویورک این گونه می گوید:"موقعی که در یک فرودگاه ناشناس در فورت لادردیل فرود آمدیم هیچ کس را منتظر خود نیافتیم در فرود گاه فقط یک کارشناس امریکایی از اداره بازرسی مواد کشاورزی امریکا منتظرمان بود که همه وسائل ما را بازرسی کرد تا مطمئن شود از مکزیک گل وگیاه یا تخم سبزیجات و میوه همراه خود نیاورده ایم. محمدرضا در آن حال نزار و رنگ پریده که تب شدید هم آزارش می داد گفت : ببینید روزگار با ما چه کرد ؟ در همین امریکا ترومن ، اف کندی و کارتر به استقبال من می آمدند و فرش قرمز زیر پایم پهن می کردند." شاه در بیمارستانی وابسته به دانشگاه کورنل با نام مستعار دیوید نیوسام بستری شد. فرح هم در اتاقی در مجاورت همان اتاق ساکن شد که با یک در به هم وصل می شدند. شاه در این بیمارستان جراحی شد اما حتی جراحی هم حال او را بهتر نکرد. بعد از تسخیر لانه جاسوسی در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ آرامش کاذب و مقطعی را که شاه احساس می کرد از دست داد. این بار دولتمردان آمریکایی و علی الخصوص کارتر تلاش کردند شاه از آمریکا خارج شود تا بتوانندگروگان های خود را آزاد کنند. شاه که چاره ای دیگری نداشت ابراز تمایل کرد که به مکزیک برگردد اما وزارت خارجه امریکا از دادن ویزا به شاه خودداری می کند و آمریکایی ها تلاش می کنند پناهگاه دیگری برای شاه پیدا کنند. از سفرای امریکا در کشور های محل ماموریتشان خواسته شد که با دولت های محل ماموریت خود تماس بگیرند و از آنان بپرسند : آیا این لطف را در حق آمریکا می کنید که با پذیرفتن شاه سابق ایران در کشورتان به آزادی گروگان های آمریکایی کمک کنید؟ بیشتر کشورها صریحاً جواب رد دادند. تن