در روز ملی فناوری اطلاعات باید پرسید در یک سال گذشته چه کردهایم که سرمان در برابر خوارزمی پایین نباشد؟ امروز، ۲۲ تیرماه، در تقویم ایران به نام روز ملی فناوری اطلاعات ثبت شده است؛ روزی که به مناسبت زادروز محمد بن موسی خوارزمی، دانشمند ایرانی و یکی از پایهگذاران دانش الگوریتم، نامگذاری شده است. در دو-سه سال گذشته، سازمان نظام صنفی رایانهای کشور هر سال به این مناسبت رویدادی برگزار میکرد که فرصتی برای گردهم آمدن فعالان صنعت، طرح مسائل و البته ارائه تصویری از آینده فناوری اطلاعات در ایران بود. اما امسال این رویداد برگزار نشده و مسئولان صنفی و دولتی به انتشار یادداشت و تبریک این روز بسنده کردهاند. شاید بگویید برگزار نشدن یک مراسم اتفاق مهمی نیست. درست میگویید. اما این عدم برگزاری در شرایط فعلی میتواند نمادی از حالوهوای صنعت فناوری اطلاعات کشور باشد. امروز صنعت فناوری اطلاعات، بیش از آنکه به جشن گرفتن بیندیشد باید به فکر بقا، جبران خسارتها و عبور از بحرانهای پیدرپی باشد. اگر قرار باشد روز ملی فناوری اطلاعات را بهانهای برای مرور یک سال گذشته بدانیم، کارنامه چندان امیدوارکننده نیست. در حوزه ارتباطات سیار، توسعه نسل پنجم تلفن همراه عملاً متوقف مانده است. تعداد سایتهای فعال 5G همچنان در محدوده کمی بیش از ۲هزار سایت قرار دارد؛ رقمی که با نیازهای کشوری با این جمعیت و مساحت و این میزان مصرف داده و این همه وعده درباره اقتصاد دیجیتال فاصله زیادی دارد. از سویی، ارتباطات نسل پنجم که محقق نشود، توسعه شهر هوشمند، اینترنت اشیا، صنایع هوشمند و خدمات پیشرفته دیجیتال هم به تعویق میافتد و در واقع بخشی از ظرفیت آینده اقتصاد متبلور نخواهد شد. در زمینه ارتباطات موبایل، همچنان مشکل افت سرمایهگذاری و عدم بهروزرسانی زیرساخت حل نشده است. سال گذشته، هر بار که برق قطع میشد، ارتباطات موبایل نیز مختل میشد و حالا در تابستان ۱۴۰۵ با شروع دوره قطع برق، علاوه بر گرما باید انتظار قطع ارتباطاتمان را هم به دلیل فرسوده بودن باتری سایتهای ارتباطی بکشیم. در اینترنت ثابت نیز وضعیت بهتر نیست. با وجود تأکید فراوان بر توسعه فیبر نوری، رشد واقعی تعداد کاربران اینترنت ثابت تقریباً متوقف شده و حتی در برخی شاخصها کاهش داشته است. کارنامه اینترنت در یک سال گذشته، از این هم نگرانکنندهتر است. کشور در این دوره به دلایل مختلف از اعتراضات گرفته تا جنگ، حدود چهار ماه با قطعی و اختلال گسترده اینترنت مواجه بوده و در باقی روزها نیز فیلترینگ شدید، دسترسی کاربران و کسبوکارها به اینترنت جهانی را محدود کرده و چشمانداز کاهش محدودیتهای اینترنت بهرغم وعدههای رئیس جمهور چندان روشن نیست. در حوزه حکمرانی وضعیت روشن نیست. متولی فناوری اطلاعات در کشور دقیقاً کدام نهاد است؟ وزارت ارتباطات، شورای عالی فضای مجازی، وزارت صمت، معاونت علمی یا مجموعهای دیگر؟ تعدد نهادها لزوماً مشکل نیست، اما وقتی مسئولیتها همپوشان و پاسخگوییها مبهم میشود، نتیجه چیزی جز بلاتکلیفی فعالان و تصمیمهای متناقض نیست. در سال گذشته، شورای عالی فضای مجازی حتی تشکیل جلسه نداد؛ آن هم در شرایطی که بخش بزرگی از مسائل کشور، از امنیت سایبری و هوش مصنوعی تا اقتصاد پلتفرمی و دسترسی به اینترنت، به تصمیمهای این شورا مربوط میشود. مشکل سنگاندازی نهادهای مختلف پیش پای اقتصاد دیجیتال هم در یک سال گذشته همچنان لاینحل باقی ماند و از بانک و بیمه مرکزی گرفته تا وزارت بهداشت و شهرداری و سازمان تامین اجتماعی، هر کدام به بخشی از این اقتصاد نیمه جان نظر دارند و فضا را برای بازی بخش خصوصی تنگ میکنند. در چنین محیطی، عجیب نیست که سرمایهگذاری خطرپذیر نیز یکی از بدترین سالهای خود در چند سال اخیر را پشت سر گذاشته باشد. سرمایهگذار زمانی وارد یک بازار میشود که بتواند آینده آن را، دستکم تا حدی، پیشبینی کند. اما در اقتصاد دیجیتال ایران، نه وضعیت اینترنت روشن است، نه مقررات ثبات دارد، نه مسیر خروج سرمایهگذار مشخص است و نه چشمانداز بازار قابل ارزیابی دقیق. از سوی دیگر، اکوسیستم استارتاپی کشور هنوز با مسائلی ابتدایی اما حیاتی مانند خروج و عرضه اولیه عمومی دستوپنجه نرم میکند. سالهاست درباره ضرورت ایجاد مسیر خروج برای سرمایهگذاران و ورود شرکتهای مطرح اقتصاد دیجیتال به بورس صحبت میشود، اما همچنان نمونهها و تجربههای موفق اندکی در این زمینه وجود دارد. امنیت سایبری نیز یکی از نقاط تاریک کارنامه یک سال گذشته است. در همین مدت، چند حمله سایبری فلجکننده، از جمله حمله به سامانههای بانکی، اختلالهای گستردهای ایجاد کرد که آثار آخرین حمله همچنان در خدمات بانکی دیده میشود. این حملات نشان دادند که وابستگی زیرساختهای حیاتی به مجموعهای محدود از تأمینکنندگان، ضعف معماریهای پشتیبان، نبود شفافیت درباره منشأ و ابعاد حملات و آماده نبودن سازوکارهای ارتباط با مردم، همگی میتوانند یک مشکل امنیتی را به بحران عمومی تبدیل کنند. در زمینه هوش مصنوعی هم فاصله میان وعده و عمل همچنان زیاد است. از تدوین سند و راهاندازی مرکز و اختصاص بودجه سخن گفته شده، اما خروجی ملموس این وعدهها برای شرکتها، دانشگاهها و کاربران چه بوده است؟ البته ظرفیتهای کشور و برخی پیشرفتها را نمیتوان نادیده گرفت؛ اما بهوضوح مشخص است که این پیشرفتها آنقدر نبوده که در صنعت و فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران بهقدر کافی امیدآفرین باشد و بتوان به عنوان کارنامه در روز ملی فناوری اطلاعات، این دستاوردها را با افتخار مطرح کرد. به این ترتیب امروز، در روز ملی فناوری اطلاعات، پرسش اصلی این است که در یک سال گذشته چه کردهایم و حالا چه در چنته داریم که اگر نه در برابر مردم، دستکم در برابر خوارزمی که از روز تولدش برای نامگذاری این روز مایه گذاشتهایم، سرمان پایین نباشد؟ امسال، صنعت فناوری اطلاعات کشور بهانهای برای جشن گرفتن ندارد. اما میتوان همین روز را