عصر ایران- عصر یکشنبه ۳۱ خردادماه سال نهصد و پنجاه و پنجمین شب از مجموعه شب های مجله بخارا با همراهی خانه هنرمندان ایران و حضور حسین علیزاده به شب «استیون بلام» اختصاص یافت. پریسا احدیان گزاشگر بخارا گزیده ای از گفتار سخنرانان این شب را در اختیار عصر ایران قرار داده است. علی دهباشی/ رساله دکتری آقای بلام با عنوان «موسیقی در تماس: پرورش رپرتورهای شفاهی در مشهد، ایران» به موسیقی شمال خراسان اختصاص داشت. بلام از سال 1973 تا 1977 در دانشگاه ایلینوی تدریس کرد و سپس از 1977 تا 1987 در دانشگاه یرک تورنتو به تدریس پرداخت. جایی که برنامه موسیقی شناسی موسیقی معاصر را که قوم شناسی نیز بخشی از آن بود پایه گذاری کرد. تألیفات و تحقیقات او دو حوزه را دربرمی گیرد از یک سو سنت های موسیقیایی ایران به ویژه موسیقی خراسان از سوی دیگر مباحث نظری کاربردی و روش شناختی در موسیقی شناسی و قوم موسیقی شناسی در گستره ای جهانی." دیدار دکتر نورعلی برومند در دانشگاه ایلینوی و جایی که من دانشجوی دکترای موسیقی شناسی بودم سرآغاز دلبستگی من به موسیقی شعر و شعر-موسیقی در زبان فارسی شد. به عنوان دانشجوی فرهنگ های انسانی مایل بودم رساله ام را عمدتا بر گفت و گو با موسیقی دانان بنا کنم و موضوعاتی چون برداشت آن ها از تفاوت های میان گروه ها و نیز نقش های اجتماعی خودشان را بررسی کنم و تصمیم برای پژوهش در زمینه آواز در سه زبان شمال خراسان، ترکی و کرمانجی و فارسی از مطالعات دکتری من در تاریخ موسیقی اروپا برآمد. جایی که تفاوت های موسیقی آوازی فرانسوی و ایتالیایی و آلمانی مورد بحث قرار می گرفت. آمنه یوسف زاده / بلام در 1347 در خراسان کار میدانی کرده بود و با شماری از موسیقی دانان این منطقه که بخشی هایی از شناخته شده ترین نمایندگان آن ها هستند آشنایی عمیقی داشت. دقیقا ده سال بعد پروفسور بلام در هیئت داوران رساله دکتری من در دانشگاه حضور داشت از آن زمان به بعد دوستی و همکاریم با ایشان آغاز شد. من هرگز از آموختن کنار او خسته نشده ام. در سال 1401 پس از سال ها کار مشترک کتابی به زبان انگلیسی نوشتیم که انتشارات بریل در هلند منتشر کرد. ترجمه فارسی آن نیز چند ماه پیش با عنوان شاه اسماعیل و سه همسرش داستانی فارسی و ترکی با اجرای خنیاگران خراسان از سوی موسسه ماهور منتشر شد. چند سال پیش با موافقت خودش گزیده ای از مقاله هایش درباره خراسان و جهان ایرانی را برای ترجمه به فارسی و انتشار در قالب کتاب فراهم کردم و این کتاب در سال 1403 با عنوان شعرخوانی در شمال خراسان و فرهنگ های همجوار از سوی نشر ماهور منتشر شد. امروز برای من مایه خوشحالی است و افتخار است که در بزرگداشت انسانی سخن می گویم که نه تنها در عرصه علمی بلکه در منش آموزگاری سخاوتمند و انسانی عمیقا فروتن بود. حسین علیزاده/ ما در کشوری زندگی می کنیم که باید بجنگیم چون علیه موسیقی ما فشار بسیار است. می بینید که دانشگاه تهران چه وزنی داشته است که کسانی این چنین از تمام دنیا جذب آن می شدند به خصوص آقای بلام. البته تعدادی از این دوستان را داریم که نگاهی استثمارگرایانه به موسیقی ایران داشتند و وقتی به کشورهای جهان سوم (به قول خودشان) می آمدند، فکر می کردند حالا می توانند برای موسیقی آن مملکت تعیین تکلیف کنند. بلام یک انسان و فرشته است که وقتی می آید می خواهد با هم نوع خودش زندگی کند و با هنر او شریک شود. اگر کسانی مثل بلام بودند که آن سوی آب ها به دفاع از فرهنگ و هنر و اصولا ایرانی که به آن می بالیم می پرداختند، بیشتر موسیقی ملت ها را به هم نزدیک می کردند و این موسیقی نیز خود ملت ها را به هم نزدیکتر می کرد. آن ها که موسیقی ایران را به دو شکل نگاه کردند آن هایی بودند که واقعا شیفته موسیقی می شدند و هم به علم موسیقی آگاه بودند و در نهایت هموطنان ما می شدند و دوم افرادی که متاسفانه فضا را دچار مشکل می کردند. بلام کسی است که با فرهنگ ما محرم شد و موسیقی و هنر اساسا همین کار را می کنند یعنی مرزها را برمی دارند. نصرالله پورجوادی/ موسیقی را می شود از دو نگاه مطالعه کرد: یکی علم موسیقی و دستگاه ها و دیگری از منظر شنونده. موسیقی بدون شنونده یک امر خنثی است. موسیقی ما را به کنه وجودمان می برد تا آن خود حقیقی و ایزدی را دریابیم. چه فرقی هست میان شنیدن موسیقی عرفانی با شنیدن موسیقی به طور معمول؟ عرفا معتقدند که وقتی موسیقی ما را به سوی عالم مینو هدایت می کند که آن را با گوش عبرت بشنویم. باید صاحب دیده عبرت بود تا آن موسیقی را شنید و از طریق آن به زیبایی مطلق الهی راه پیدا کرد. شاهد در موسیقی همین است. یعنی شما بتوانید از گیتی به مینو راه پیدا کنید. موسیقی یی که بتواند فرد را از گوش سر به گوش سِر برساند. محمدرضا درویشی/ بلام یک فرهنگ شناس بزرگ بود که وسعت نگاهش نه فقط به ایران و ردیف موسیقی دستگاهی و شمال خراسان بلکه به حوزه های فرهنگی آسیا از آسیای جنوب شرقی، غربی تا مرکزی گسترش داشت. آقای بلام در ابتدای پیشگفتار یکی از کتاب هایش جمله ای کلیدی دارد و می گوید وقتی از من می پرسند که چگونه با موسیقی آشنا شدی می گویم از طریق شعر. بلام علاوه بر زبان انگلیسی به زبان های دیگری نیز تسلط داشت و معتقد بود برای مطالعه موسیقی آسیایی به ویژه ایرانی آشنایی با زبان عربی ضرورتی انکار ناپذیر است. یکی از کتاب های ایشان با عنوان شعرخوانی در شمال خراسان نمونه ای از نگاه جامع و عمیق اوست. بلام در کتابش تنها به موسیقی نمی پردازد بلکه به شعرخوانی، روایتگری، سنت های شفاهی، شاهنامه خوانی و ... نیز توجه می کند. تأکید بر ارتباط انسانی میان ملت ها از بخش های دیگر اندیشه او بود. حتی در یکی از نوشته هایش آورده که چرا کشور من ایالات متحده آمریکا حاضر نیست رابطه ای انسانی با ایران برقرار کند؟ چراکه حتی اگر توافق های سیاسی و اقتصادی میان دولت ها شکل بگیرد آنچه ماندگار است ارتباط انسانی و فرهنگی میان ملت هاست. بابک خضرائی/ بلام در مقاله «شاه ختایی؛یک نام و چندگونه»