نوع مواجهه ایشان با روحانیت، ترکیبی از دلسوزی، همدلی و نقد بود. ایشان از یک سو، عمیقاً نسبت به آینده روحانیت شیعه احساس مسئولیت میکردند و معتقد بودند این نهاد باید همچنان نقش تاریخی و تمدنی خود را در جهان اسلام حفظ کند و مرجع اثرگذاری فکری و فرهنگی باقی بماند. روزنامه ایران گفتگوئی را با ابوالحسن نواب، عضو جامعه روحانیت مبارز منتشر کرده است: در روزهایی که مراسم تشییع رهبر شهید به یکی از مهمترین رویدادهای اجتماعی کشور تبدیل شده است، حجتالاسلام والمسلمین ابوالحسن نواب، عضو جامعه روحانیت مبارز در گفتوگو با روزنامه ایران به بررسی ابعاد شخصیتی، فکری و مدیریتی ایشان پرداخت. وی با تأکید بر نقش رهبر انقلاب در شکلدهی به گفتمان مقاومت، تبیین جایگاه روحانیت، تقویت استقلال کشور و پیوند میان ایرانیت و اسلامیت، حضور گسترده مردم در مراسم تشییع را نشانهای از انسجام ملی و جایگاه ویژه ایشان در حافظه تاریخی ملت ایران توصیف کرد. مردم ایران با حضور گسترده در مراسم تشییع رهبر شهید، صحنهای کمنظیر را رقم زدهاند. این حضور را چگونه ارزیابی میکنید؟ به اعتقاد من، مردم ایران امروز صرفاً در مراسم تشییع یک شخصیت سیاسی یا یک مسئول حکومتی حضور پیدا نکردهاند؛ بلکه در واقع بخشی از تاریخ، هویت و تمدن معاصر خود را بدرقه میکنند. وقتی از شخصیتی سخن میگوییم که بیش از سه دهه در جایگاه رهبری نظام جمهوری اسلامی قرار داشته و پیش از آن نیز دو دوره ریاست جمهوری را تجربه کرده است، در حقیقت درباره بخش قابل توجهی از تاریخ معاصر ایران سخن میگوییم. 37 سال رهبری کشور، همراه با هشت سال ریاست جمهوری، به معنای دههها حضور مستمر در عالیترین سطوح تصمیمگیری و هدایت جامعه است. طبیعی است که چنین دورهای، صرفاً یک مسئولیت اداری یا سیاسی تلقی نشود، بلکه به بخشی از حافظه تاریخی یک ملت تبدیل گردد. از همین رو، مراسم وداع و تشییع را باید فراتر از یک آیین تشییع دانست؛ این مراسم، بدرقه یکی از اثرگذارترین شخصیتهای تاریخ معاصر ایران است. در طول این سالها، ایشان کوشیدند اندیشهای را دنبال و ترویج کنند که محور اصلی آن، مقاومت در برابر باطل، مقابله با استکبار و ایستادگی در برابر سلطهطلبی قدرتهای جهانی بود. این گفتمان، به باور من، به تدریج از مرزهای ایران و حتی جهان اسلام فراتر رفت و به یک فرهنگ و ادبیات جهانی تبدیل شد. بسیاری از ملتها و جریانهای استقلالخواه، این اندیشه را به عنوان الگویی برای حفظ استقلال و هویت خود مورد توجه قرار دادند. یکی از مهمترین ویژگیهای این رویکرد، مقابله با نظام یکقطبی حاکم بر جهان بود؛ نظمی که تلاش میکرد یک قدرت، یک فرهنگ و یک الگوی سیاسی را بر همه ملتها و فرهنگهای جهان تحمیل کند. از نگاه ایشان، جهان نباید در انحصار یک قدرت قرار گیرد و ملتها حق دارند مسیر مستقل خود را انتخاب کنند. به اعتقاد من، همین نگاه زمینهساز تحولاتی شد که بعدها در عرصه بینالمللی شاهد آن بودیم. من بر این باورم که پس از تثبیت این گفتمان، کشورهایی مانند چین و روسیه نیز با جدیت بیشتری وارد عرصه شدند و در کنار آن، سازمانهایی همچون سازمان همکاری شانگهای و گروه بریکس توانستند نقش مؤثرتری در معادلات جهانی ایفا کنند. این مجموعه تحولات، به تدریج از شدت هیمنه نظام یکقطبی کاست و جهان را به سمت نوعی موازنه جدید قدرت سوق داد. از این منظر، میتوان گفت آثار مدیریت و اندیشه ایشان تنها محدود به جغرافیای ایران نبود، بلکه در سطح منطقه و حتی نظام بینالملل نیز قابل مشاهده است. یکی از موضوعاتی که خود شما همواره درباره آن سخن گفتهاید، نگاه رهبر شهید به روحانیت است. شما چه مؤلفه های متمایزی را در نگاه ایشان به روحانیت قابل تأمل می دانید؟ درباره این موضوع پیشتر نیز مقالهای نوشتهام و معتقدم نوع مواجهه ایشان با روحانیت، ترکیبی از دلسوزی، همدلی و نقد بود. ایشان از یک سو، عمیقاً نسبت به آینده روحانیت شیعه احساس مسئولیت میکردند و معتقد بودند این نهاد باید همچنان نقش تاریخی و تمدنی خود را در جهان اسلام حفظ کند و مرجع اثرگذاری فکری و فرهنگی باقی بماند. در عین حال، این دلسوزی هرگز مانع نقد نمیشد. هر زمان احساس میکردند روحانیت به سمت جمود، خمودی، روزمرگی یا فاصله گرفتن از نیازهای زمان حرکت میکند، با صراحت نسبت به آن هشدار میدادند. ایشان معتقد بودند روحانیت باید همواره زنده، پویا، زمانشناس و پاسخگوی مسائل روز باشد و نباید در چارچوبهای بسته و ایستا متوقف شود. از نگاه ایشان، روحانیِ تراز، کسی است که علاوه بر دانش حوزوی، اهل تحقیق، پژوهش، نویسندگی، سخنوری و ارتباط مؤثر با نسلهای جدید باشد. روحانیت مطلوب، روحانیتی است که مسائل جامعه را بشناسد، با مردم زندگی کند و مسئولیت اجتماعی خود را فراموش نکند. اگرچه خود ایشان هرگز چنین تعبیری را درباره خویش به کار نمیبردند، اما بسیاری از شاگردان و علاقهمندانشان معتقد بودند که ایشان خود نمونهای از همین الگوی مطلوب بودند؛ شخصیتی که هم پژوهشگر بود، هم نویسنده، هم سخنران، هم اهل مطالعه و هم پیگیر مستمر مسائل فکری، فرهنگی و اجتماعی. همین ویژگیها سبب شده بود که در کنار جایگاه رهبری، همواره نقش یک معلم و اندیشمند را نیز ایفا کنند. اگر بخواهیم به شیوه مدیریت کشور در دوران رهبری ایشان اشاره کنیم، مهمترین ویژگیهای این دوره را چه میدانید؟ اگر بخواهیم عملکرد ایشان را در عرصه مدیریت کشور مرور کنیم، به نظر من چند محور اساسی بیش از همه قابل توجه است. نخست آنکه ایشان همواره بر استقلال کشور تأکید داشتند و معتقد بودند جمهوری اسلامی باید تا حد امکان در عرصههای مختلف، بهویژه در حوزههای راهبردی، به خودکفایی برسد. از همین رو، تقویت توان داخلی، افزایش ظرفیتهای دفاعی و حرکت در مسیر استقلال سیاسی، اقتصادی و امنیتی، از جمله سیاستهایی بود که بهطور مستمر دنبال میشد. محور دیگر، حمایت از جریان مقاومت بود. ایشان اعتقاد داشتند امنیت و اقتدار جمهوری اسلام