یک نویسنده گفت: جنگ رمضان تنها در صورتی میتواند درست روایت شود که سیاستگذاری فرهنگی به سمت تکصدایی شدن حرکت نکند و اجازه دهد روایتهای متنوع از آن شکل بگیرد. خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: ادبیات جنگ برای نوجوانان زمانی ماندگار میشود که روایتش تنها به میدان نبرد محدود نباشد و بتواند زندگی آدمهای عادی را در دل روزهای بحرانی به تصویر بکشد. رمان «باغ کیانوش» نوشته علیاصغر عزتیپاک از جمله آثاری است که با تکیه بر ماجراجویی، تعلیق و فضای روستایی، تصویری متفاوت از جنگ را برای مخاطب نوجوان روایت میکند؛ روایتی که در آن ترس، دوستی و مسئولیتپذیری در کنار فضای جنگ قرار میگیرد. داستان این کتاب در یکی از روستاهای اطراف همدان میگذرد و ماجرای دو نوجوان به نامهای حمزه و عباس را دنبال میکند که تصمیم میگیرند در شبی که اهالی روستا سرگرم عروسی پسر کیانوش هستند، وارد باغ او شوند و میوه بچینند. اما نقشه آنها با حضور ناگهانی کیانوش بههم میریزد و همزمان سقوط یک خلبان عراقی در نزدیکی باغ، مسیر داستان را وارد ماجرایی تازه میکند. خلبان عراقی، کیانوش و عباس را گروگان میگیرد و حمزه برای خبر کردن اهالی روستا فرار میکند. از همینجا، داستان علاوه بر فضای پرهیجان خود، بر همدلی و همراهی شخصیتها در برابر دشمن نیز تأکید میکند؛ جایی که اختلافها و شیطنتهای نوجوانانه جای خود را به همکاری و اتحاد میدهد. این رمان که توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده، طی سالهای انتشار با استقبال مخاطبان همراه شد و به چاپ چهل و دوم رسید. موفقیتی که در ادامه زمینه ساخت فیلمی سینمایی با همین نام را نیز فراهم کرد. بخش اول این مصاحبه را با عنوان حذف «باغ کیانوش» توسط اسرائیل/ مسئله جهاد نیست، دفاع از خانه است از نظر گذراندید. در ادامه بخش دوم این مصاحبه را میخوانیم: * زمانی که مشغول نگارش کتاب «باغ کیانوش» بودید، آیا از ابتدا به این مسئله فکر میکردید که اثر بتواند فراتر از مرزهای ایران دیده شود؟ بازخوردی که از این اثر دریافت کردید به چه صورت بود؟ من مخاطب را محدود به جغرافیا یا زمان نمیبینم. دستکم در ذهنم تلاش میکنم داستانهایم بهگونهای نوشته شوند که بتوانند در هر نقطهای از جهان و در هر دورهای از تاریخ خوانده شوند یعنی هم به «زمان» و هم به «مکان» فکر میکنم. البته اینکه نتیجه نهایی تا چه حد موفق از آب دربیاید، بحث دیگری است؛ اما اصل این است که چنین نگاهی و چنین ارادهای در فرآیند نوشتن برای من وجود دارد و نسبت به آن آگاه هستم و آن را دنبال میکنم. از آنجا که «باغ کیانوش» بهصورت کتاب منتشر شده و در ادامه نیز بازتاب رسانهای در خبرگزاریهای داشته است، عمده بازخوردهایی که دریافت کردهام از مخاطبان ایرانی بوده است. فرصت گفتوگو با طیف متنوعی از خوانندگان را داشتهام؛ بهویژه در سفرهایی که به مراکز استانها، چه پیش از تولید فیلم و چه پس از آن انجام شد. بر اساس آماری که در اختیار دارم، پیش از اقتباس سینمایی حدود ۳۹ هزار نسخه از کتاب منتشر شده بود و پس از آن، شمارگان اثر به حدود ۸۹ هزار نسخه رسید که بخشی از آن همزمان با اکران فیلم منتشر شد در مجموع، تا جایی که اطلاع دارم، نزدیک به ۹۰ هزار نسخه از این کتاب به فروش رسیده است. در گفتوگوهایی که با خوانندگان داشتم، هم رضایت وجود داشته و هم نقد؛ طبیعی است که هیچ اثری خالی از ضعف نیست و «باغ کیانوش» نیز از این قاعده مستثنا نیست با این حال، در ارزیابی کلی، هم مخاطبان و هم خود من از مسیر اثر رضایت نسبی داریم، هرچند نقاط قابل بهبود نیز در آن قابل انکار نیست. در این اثر، جنگ در سه لایه زمانی گذشته، حال و آینده بازتاب پیدا کرده است؛ بهگونهای که تجربه جنگ در روایت، هم از نسل پیشین منتقل میشود، هم در زمان حال جریان دارد و هم به آینده امتداد پیدا میکند از این منظر، جنگ بهعنوان یک واقعیت تاریخی و انسانی، امری مقطعی تلقی نمیشود بلکه در بستر زندگی نسلها تداوم دارد. نگاه من در نوشتن داستانها بر این اصل استوار است که مخاطب صرفاً یک گروه محدود یا جغرافیای خاص نیست، بلکه داستان باید قابلیت خوانده شدن در هر زمان و هر مکان را داشته باشد به همین دلیل تلاش میکنم روایتها به گونهای شکل بگیرد که با تجربههای انسانی در نقاط مختلف جهان قابل درک و ارتباط باشد. * به نظر شما نویسندگان حوزه کودک و نوجوان برای اینکه آثارشان صرفاً به مرحله نگارش محدود نماند و بتوانند در فرآیند ماندگاری، دیدهشدن و حتی تبدیل شدن به تولیدات فرهنگی دیگر نقش داشته باشند، علاوه بر مهارت نویسندگی به چه توانمندیها و مهارتهای دیگری نیاز دارند؟ در فرآیند داستاننویسی، توجه به مخاطب و شناخت گروه سنی از بدیهیات این حوزه است، اما آنچه اهمیت اساسی دارد این است که مسائل بنیادین جوامع نباید در روایتها نادیده گرفته شود. مثلا جنگ، فقر، کار، عشق و مرگ از موضوعات اصلی و بنیادین زندگی انسان هستند و ادبیات نمیتواند نسبت به این پدیدهها بیتفاوت باشد بهویژه در آثاری که برای کودکان و نوجوانان نوشته میشود، باید نوعی آگاهی نسبت به واقعیتهای پیرامونی وجود داشته باشد؛ من معتقدم حتی اگر مخاطب بهصورت کامل متوجه مفهوم جنگ نباشد، نویسنده وظیفه دارد او را نسبت به چنین شرایطی آگاه کند. پیش از اقتباس سینمایی حدود ۳۹ هزار نسخه از کتاب منتشر شده بود و پس از آن، شمارگان اثر به حدود ۸۹ هزار نسخه رسید که بخشی از آن همزمان با اکران فیلم منتشر شد در مجموع، تا جایی که اطلاع دارم، نزدیک به ۹۰ هزار نسخه از این کتاب به فروش رسیده است * به نظر شما یک شخصیت داستانی باید چه ویژگیهایی داشته باشد تا قابلیت اقتباس در قالبهای دیگر و تولید محصولات فرهنگی جانبی را پیدا کند؟ شخصیت خنثی در داستان ماندگار نمیشود؛ روایت زمانی در ذهن مخاطب تثبیت میشود که شخصیت واجد انگیزه، جهت و کنش روشن باشد شخصیتهایی که بیهدف یا فاقد کشش درونی هستند، معمولاً