به گزارش همشهری آنلاین، در آخرین روز از مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۲۶، صعود تیم ملی ایران به یک معادله چندمجهولی گره خورد: هر نتیجهای جز تساوی در دیدار دو تیم الجزایر و اتریش، ایران را به مرحله حذفی میفرستاد. اما در نهایت، بازی با نتیجه مساوی ۳-۳ خاتمه یافت تا هر دو تیم حریف صعود کنند و ایران حذف شود. در پی این اتفاق، رسانهها و افکار عمومی در ایران، نحوه بازی دو تیم را محکوم کرده و برچسب «تبانی» و «بازی ناجوانمردانه» به آن زدند با این مانیفست که اتریش یا الجزایر باید صعود خود را فدای «عدالت فوتبالی» و شادی ملت ایران میکردند، اما تاریخ فوتبال و ریاضیات حاکم بر آن، داستان دیگری میگویند. انگیزه اضافی الجزایر برای نبردن! وقتی بازی به دقیقه ۶۰ رسید و نتیجه ۲ بر ۲ شد، هر دو تیم عملاً به خواستهشان رسیده بودند. اتریش با این نتیجه به عنوان تیم دوم صعود میکرد و الجزایر هم یکی از بهترین تیمهای سوم میشد. طبیعی بود که ریسک کمتر شود و هر دو تیم بیشتر مراقب باشند تا چیزی را از دست ندهند. اما داستان از جایی تغییر کرد که ریاض محرز در دقیقه ۹۰+۳ گل سوم الجزایر را زد.در نگاه اول، الجزایر برنده شده بود. اما واقعیت چیز دیگری بود. این گل، مسیر صعود الجزایر را تغییر میداد. دیگر خبری از رویارویی با سوئیس نبود و این تیم باید در مرحله بعد مقابل اسپانیا قرار میگرفت؛ شاید سختترین قرعه ممکن. الجزایر در واقع گلی زده بود که میتوانست حکم حذفش در بازی بعدی را امضا کند. در سمت مقابل، اتریش دیگر چیزی برای از دست دادن نداشت. این تیم با شکست، از جام جهانی کنار میرفت. بنابراین دو دقیقه پایانی را با تمام توان به دروازه الجزایر حمله کرد و اینجاست که یکی از عجیبترین تناقضهای تاریخ جام جهانی شکل گرفت.الجزایر میدانست اگر گل مساوی را دریافت کند، دوباره به رتبه سوم برمیگردد و به جای اسپانیا، با سوئیس روبهرو خواهد شد؛ حریفی که روی کاغذ شانس بسیار بیشتری برای عبور از آن وجود دارد. از آن سو، اتریش فقط با زدن گل میتوانست زنده بماند. نتیجه، همان چیزی شد که کمتر کسی انتظارش را داشت. ساسا کالایدزیچ در دقیقه ۹۰+۶ گل تساوی را زد؛ گلی که هم اتریش را از حذف نجات داد و هم مسیر صعود الجزایر را به قرعهای مطلوبتر تغییر داد. تعادل نش؛ چرا الجزایر و اتریش مقصر نیستند؟ با وجود همزمان شدن بازیها، چرا در جام جهانی ۲۰۲۶ دوباره شاهد چیزی شبیه به خیخون بودیم؟ پاسخ در «نظریه بازیها» (Game Theory) و مفهوم «تعادل نش» (Nash Equilibrium) نهفته است. در نظریه بازیها، وقتی بازیگران به نقطهای میرسند که تغییر استراتژی انفرادی به نفع هیچکدامشان نیست، بازی به تعادل میرسد. در دیدار اتریش و الجزایر یک نتیجه مساوی، صعود ۱۰۰ درصدی هر دو تیم را تضمین میکرد (یک موقعیت برنده-برنده مطلق). اما گر اتریش یا الجزایر برای پیروزی دست به حمله انتحاری میزدند، خود را در معرض ضدحمله، باخت و در نتیجه حذف قرار میدادند. از نظر عقلانیت ابزاری و منطق بقا، هیچ مربی یا بازیکنی منافع ملی، پاداشها و آینده فوتبالی کشورش را به خطر نمیاندازد تا صرفاً مدال افتخاریِ «بازی جوانمردانه» را از افکار عمومی ایران دریافت کند. این یک «توافق نانوشته عقلانی» برآمده از ریاضیات جدول است، نه تبانیِ پشت پرده. مغالطه فداکاری در ورزش حرفهای محکوم کردن الجزایر و اتریش توسط رسانههای ایرانی، ناشی از یک مغالطه احساسی است. «بازی جوانمردانه» به معنای عدم تقلب ،دوپینگ و تبانی است، نه انتحار تاکتیکی برای نجات یک تیم ثالث. حقیقت تلخ فوتبال حرفهای این است: تیمی که سرنوشت صعودش را به ساق پا و تصمیم دیگران گره بزند، محکوم به فناست. ایران صعود خود را در بازیهای گذشته و با دست خود از دست داده بود. سیستم مسابقات گاهی چنین خلاءهای استراتژیکی ایجاد میکند و در دنیای رئالیسم ورزشی، هر تیمی کلاه خودش را میچسبد. الجزایر که خود ۴۴ سال پیش قربانی بزرگ این محاسبات بیرحمانه بود، امروز در قامت یک بازیگر عاقل، همان کاری را کرد که منطق فوتبال حکم میکرد: درسی بزرگ برای فوتبال ایران که یاد بگیرد سرنوشت را باید در زمین خودی رقم زد، نه در زمین دیگران.