سفیر پیشین ایران در کویت و اردن میکوید: آینده روابط ایران با همسایگان به کیفیت تفاهم تهران-واشنگتن گره خورده است. به گزارش همشهری آنلاین به نقل از عصرایران محمد ایرانی، سفیر پیشین ایران در کویت و اردن، درباره چشمانداز مناسبات منطقهای ایران در دوران پس از جنگ و تفاهم نظراتی ارائه کرده است که در ادامه میخوانید. نکاهی به تفاهم ایران و آمریکا من از هر زاویهای که به این مسئله نگاه میکنم، معتقدم شرایطی فراهم شده است که بتوانیم از وضعیت ناشی از جنگ و سپس دورهای از آتشبس موقت که نه جنگ بود و نه صلح و در واقع نوعی وضعیت تعلیقی را ایجاد کرده بود، عبور کنیم. طبیعتاً درباره این تفاهمنامه، پرسشهای متعددی مطرح است؛ از جمله اینکه آیا همه خواستههای ما در آن لحاظ شده است یا خیر؟ آیا منافع و مصالح کشور را تأمین خواهد کرد یا نه؟ و اینکه آیا میتواند چشماندازی امیدوارکننده برای خروج کشور از بحران طولانیمدت با غرب و ایالات متحده و حرکت به سوی توسعه و سازندگی فراهم کند، یا اینکه صرفاً بخشی از فرآیند مدیریت بحران است که فعلاً در دستور کار قرار گرفته و در نهایت نیز ممکن است به تداوم همان تنشها، مشکلات و درگیریها منجر شود؟ آیا میتوان به مسیر پیش رو در ۳۰ تا ۶۰ روز آینده روز آینده خوش بین بود؟ به اعتقاد من، تدبیری که اکنون در پیش گرفته شده، تدبیری درست است. ایران با توجه به پیچیدگیهای روابط خود با آمریکا در سالهای گذشته، بهتدریج در شرایطی قرار گرفت که حتی در مناسبات با برخی کشورهای همسایه نیز با مشکلاتی مواجه شد و کشور از جنبههای مختلف در معرض نوعی محاصره سیاسی، اقتصادی و تحریمی قرار گرفت. افزون بر این، به دلیل برخی مخالفتها با روندهای بینالمللی، تصویر کشورمان در عرصه جهانی نیز تا حدی با چالشهایی مواجه شده بود. اکنون به نظر میرسد تلاشی جدی برای خروج از این وضعیت در جریان است. من این رویکرد را نوعی خردورزی و تدبیر دیپلماتیک میدانم؛ نشانهای از اینکه تهران به دنبال عبور از این مرحله و دستیابی به دستاوردهایی در جهت تأمین منافع و نیازهای کشور است. اگر بخواهم از همین منظر به موضوع نگاه کنم، باید بگویم در چنین شرایطی بیش از هر زمان دیگری لازم است که تیم مذاکرهکننده احساس کند از حمایت ملت برخوردار است. این صرفاً یک نمایش سیاسی نیست، بلکه ضرورتی ملی است که باید مورد توجه قرار گیرد. ما باید انسجام ملی را حفظ و تقویت کنیم و نشان دهیم که پایداری و مقاومتی که در جریان جنگهای اخیر خود را نشان داد، اکنون بهتدریج در حال به بار نشستن است. از این پس نیز همه آحاد ملت باید در کنار یکدیگر و با همدلی، همان مسیر آبادانی، توسعه و پیشرفت کشور را دنبال کنند؛ مسیری که به اعتقاد من، هدف اصلی و نهایی این تلاشهاست. آیا این تفاهم زمینه احیای روابط منطقهای را فراهم میکند؟ به نظر من باید قدری صبر کنیم و ببینیم توافق نهایی بین ایران و آمریکا حاصل می شود؟ چون حصول توافق نهایی و کیفیت آن بر مسیر روابط ایران و کشورهای عربی اثر مسثقیم دارد. در ارزیابی این توافق و روندی که در حال شکلگیری است، باید همه جوانب را بهصورت همزمان مدنظر قرار داد. ما نمیتوانیم صرفاً بر فرصتها تمرکز کنیم؛ بلکه لازم است تهدیدهای موجود، وضعیت داخلی کشور، میزان تابآوری اقتصادی، شرایط طرفهای مقابل و مجموعهای از عوامل دیگر را نیز در تحلیلهای خود لحاظ کنیم. به هر حال، این توافق اگر به دست آید، میتواند نقطهای مهم در تاریخ کشور ما باشد؛ ضمنا کشور باید بتواند از تبعات دو جنگ اخیر با سربلندی عبور کند. نکته دیگری که پیشتر نیز به آن اشاره کردم این است که ما هنوز در مرحله امضای تفاهمنامه قرار داریم و بسیاری از واقعیتهای مندرج در بندهای این توافق برای افکار عمومی روشن نشده است. همانطور که مشاهده میکنید، هر یک از طرفها روایت خاص خود را از مفاد توافق ارائه میکنند. در داخل کشور گفته میشود بخش قابل توجهی از مفاد مطرحشده در راستای تأمین منافع ایران است، اما در طرف مقابل و در رسانههای خارجی، روایتهای متفاوتی ارائه میشود. از این رو، به نظر من ضروری است که برای قضاوت نهایی قدری صبر کنیم. موضوع مهم دیگر این است که بسیاری از مسائل اصلی به مرحله مذاکرات فنی و بررسی جزئیات بازمیگردد. در واقع، بخش مهمی از سرنوشت توافق در همان دوره زمانی پیشبینیشده برای تدوین و تفسیر جزئیات مشخص خواهد شد. بنابراین آنچه امروز درباره آن سخن گفته میشود، بیشتر در حد یک تفاهم اولیه است و مباحث اصلی در مراحل بعدی مذاکرات تعیین تکلیف خواهد شد. در خصوص روابط منطقهای نیز باید همین ملاحظه را در نظر داشت. اگر برآیند مذاکرات و بررسی جزئیات توافق در این بازه زمانی به تثبیت شرایطی مثبت برای جمهوری اسلامی منجر شود و دستاوردهای ملموسی برای کشور به همراه داشته باشد که امیدواریم چنین باشد، طبیعتاً روند ترمیم روابط با کشورهای حاشیه خلیج فارس، که بیشترین تأثیر را از تحولات اخیر پذیرفتهاند، شکل و مسیر متفاوتی پیدا خواهد کرد. من از ابتدا معتقد بودم که بسیاری از مسائل منطقهای به نتایج این جنگ و نحوه خروج ایران از آن گره خورده است. اگر جمهوری اسلامی ایران بتواند از این فرآیند مذاکرات با آمریکا با حفظ جایگاه و اقتدار خود خارج شود، تصور میکنم بخش قابل توجهی از مشکلات ما با کشورهای منطقه نیز قابل حل خواهد بود. برای نمونه، در حال حاضر یکی از چالشی ترین مسائل ما در حوزه همسایگان جنوبی، روابط با امارات متحده عربی است. امارات در مقاطع مختلف مواضعی اتخاذ کرده که از نگاه ما چندان سازنده نبوده و حتی در برخی مراحل تلاشهایی برای افزایش فشارها علیه ایران صورت گرفته است. همچنین زمینه حضور و گسترش فعالیتهای اسرائیل در این کشور فراهم شد و این مسئله از منظر امنیتی برای ایران اهمیت ویژهای دارد. وابستگیها و پیوندهای اقتصادی گسترده میان ایران و امارات غیر قابل کتمان است. طی سالهای پس از انقلاب، امارات یکی از مهمترین