باشگاه خبرنگاران جوان - دکتر ماجد عبدالله، از فرماندهان ارشد مقاومت در غزه در یادداشتی به مناسبت اولین سالگرد شهادت شهید سردار محمدسعید ایزدی(حاج رمضان) نوشت: هنگامی که در غزه با تهاجمی وحشیانه و سرشار از کینههای تلمودی و رفتارهای نازیگونه روبهرو بودیم و در هر لحظه انتظار میکشیدیم که بمبهای سنگین ویرانگر و سوزان بر سرمان فرود آیند با اندوهی عمیق اخبار حمله صهیونیستی-آمریکایی را به کشوری مسلمان دنبال میکردیم؛ کشوری که در کنار ما ایستاد و پشتیبان و مدافع ما در برابر ظلم صهیونیستی و استکبار آمریکایی بود. دشمن در آن جنگ، خانهها را ویران میکرد، انسانها را میکشت و امکانات را نابود میکرد. درحالیکه اخبار هدف قرارگرفتن دانشمندان، فرماندهان نظامی و سیاستمداران آن کشور را دنبال میکردیم، ناگهان در میان این بزرگان، نام مردی به گوشم رسید. دلم لرزید و ذهنم آشفته شد؛ با خود گفتم: آیا ممکن است او باشد؟ به درگاه خدا دعا میکردم که چنین نباشد و این حالت مرتب تکرار شد، اما ساعتی بعد، حقیقت آشکار شد. خبری سنگین به سنگینی نقش او در پشتیبانی از مقاومت در طول بیش از سه دهه. شاید خواننده بپرسد: این مرد کیست؟ او مردی است که بیست سال پیش شناختم؛ کسی که خودش را در راه خدا وقف کرد و یک عمر برای قدس و فلسطین مشغول جهاد بود. گواهی میدهم که اهل اخلاق و دیانت بود؛ عمیق میاندیشید، با نگاه بلند برنامهریزی میکرد، در سکوت زیرساخت ایجاد میکرد و مداوم در مبارزه بود. دشمن صهیونیستی هرگز از او غافل نشد و از تعقیب او دست نکشید. او همان کسی بود که روزی، استوار بر کوههای جنوب سوریه ایستاده بود و با چشمانش به فلسطین مینگریست و زبان حالش این بود که «به اذن الله میآییم.» سپس در ساحل ناقوره در لبنان، با شجاعت ایستاد و فریاد زد: «آهای اشغالگران! رؤیاهایتان را نابود خواهیم کرد.» همواره در حال بررسی و پیگیری بود؛ گاه در دمشق و گاه در بیروت و همه برای قدس و فلسطین؛ تا توانست معجزاتی بیافریند که یادش را پس از رفتنش جاودانه ساخت. آری، گفته شاعر راجعبه او صدق میکند: «وکن رجلاً إن أتوا بعده... یقولون مرّ و هذا الأثر / چنان مردی باش که پس از تو گویند... گذشت و این اثر از او باقی مانده» او مردی بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیتالله سید علی خامنهای (رضواناللهتعالیعلیه) دوستش داشت و جایگاهی ویژه برای او قائل بود. بارها از او و کارهایش در پرونده فلسطین ستایش کرد و تا زمان شهادتش او را در این سمت نگاه داشت. اگر مردی بزرگ نبود، هرگز به چنین جایگاهی نمیرسید. او همان کسی بود که شهید بزرگوار حاج قاسم سلیمانی به او اعتماد کرد و او را یار و امین اسرار خویش در پروندههای مقاومت در فلسطین، لبنان، عراق و یمن قرار داد. او همان کسی بود که دشمن را تعقیب کرد و دشمن نیز در تعقیب او بود؛ تا سرانجام به او دست یافت. (خدا او را مشمول رحمت وسیع خویش فرماید.) سردار سعید ایزدی (حاج رمضان) در ۲۱ ژوئن ۲۰۲۵ در شهر قم، بر اثر تجاوز وحشیانه اسرائیل به ایران، در میانه جنگی که از ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ آغاز شده بود، به شهادت رسید. او با جسم خود این دنیا را وداع گفت؛ اما با اعمال و جهادش در محور مقاومت برای قدس و فلسطین جاودانه ماند. آشنایی من با او که به «مرد سایهها» شهرت داشت، در حدود سال ۲۰۰۵ در دمشق آغاز شد. او آن زمان بهعنوان هماهنگکننده روابط مقاومت شناخته میشد. این آشنایی و ارتباط سالها ادامه یافت تا آخرین دیدارم با او در سال ۲۰۲۲، در محله «حاره حرّیک» در ضاحیه جنوبی بیروت. دسترسی به او آسان نبود، زیرا دشمن او را برای خود «مرد خطرناک» میدانست. آن روز با جمعی از برادران گردانهای القسام، از غزه نزد او رفتم تا درباره برخی مسائل مهم مقاومت گفتوگو کنیم. آنجا یقینم نسبت به آنچه دربارهاش میدانستم بیشتر شد؛ مردی کمصحبت و پرکار، همواره مشغول ذکر، با نگاهی سرشار از دغدغه کار و شوق رسیدن به اهداف. آنچه توجهم را جلب کرد، عکسی بود بر در شیشهای سالن، کنار میز غذاخوری؛ عکسی که پدر او را همراه دکتر رنتیسی (رحمهالله) نشان میداد. با افتخار گفت: «این عکس در مرجالزهور گرفته شده» با همین یک جمله، باورم به سابقه اخلاص و صداقت علاقه عمیق او به فلسطین و مردمش بیشتر شد. متوجه شدم که حضورش در جمع تبعیدیان مرجالزهور برای حمایت و پشتیبانی بود، از طرف خودش و به نمایندگی از سپاه پاسداران و جمهوری اسلامی ایران. حضوری که با استقبال گرم و با وعدهای صادقانه برای حمایت همهجانبه از مقاومت و مجاهدان آن پایان یافت. تلاشهای حاج رمضان در پشتیبانی و توسعه منظومه مقاومت و نقش او در محور قدس حاج رمضان وقت خود را وقف خدمت به مجاهدین در عرصههای گوناگون کرد و شریکی حقیقی در پشتیبانی و یاری مقاومت فلسطین با همه گرایشهای آن بود. آثار حضور او در توسعه تواناییهای مقاومت در تولید و فناوری آشکار است؛ در زمینه موشکها و هدایت آنها و پهپادهای گوناگون. برنامهریزی و نظارت بر صدها دوره آموزشی نظامی برای پرورش و مهیاکردن رزمندگان برای گروههای مختلف فلسطینی، از کارهای او بود. او همان کسی بود که به راهاندازی پروژهای برای مقاومت فلسطینی در جنوب لبنان همت گماشت؛ پروژهای که ایدهاش بر گردآوردن ملیتهای گوناگون به سود طرح آزادی فلسطین متمرکز بود و آغازش با نیرویی فلسطینی شامل چند هزار رزمنده. نیروی «رضوان» حاصل اصرار او بر آمادهسازی حقیقی و پر تعداد نیروهای مقاومت بود؛ با آمادگی کامل برای انجام هر آنچه شرایط اقتضا کند. همچنین او در رشد دادن به ذهن نظامی مردان مقاومت، چه در داخل فلسطین و چه در خارج آن، سهم داشت. از مهمترین هماهنگیهای او در این زمینه، اهتمامش به راهاندازی «دوره فرماندهی و ستاد» برای فرماندهان نظامی و امنیتی در جنبش حماس بود؛ دورهای که نزدیک به دو سال ادامه یافت و آموزشدیدگان، تا پایان دوره، میان دمشق و تهران در رفتوآمد بودند. این دوره از حسنات و آثار ماندگار او بود. فراموش ن