در روزنامههای فرانسه من را «پلنگ» خطاب میکنند. این موضوع بسیار زننده و رنجشآور است. من میخواهم یک زن باشم نه یک حیوان وحشی. امیرمهدی نادری| خبرگزاری خبرآنلاین؛ مردادماه در تقویم سیاسی ایران، یادآور یکی از جنجالیترین تصمیمهای دولت ملی است؛ تصمیمی که قرار بود دست پرنفوذترین زن دربار پهلوی را از سیاست کوتاه کند، اما در عمل او را به یکی از پیامرسانان پنهان کودتای ۲۸ مرداد بدل ساخت. دهم مرداد ۱۳۳۱، دکتر محمد مصدق، اشرف پهلوی، خواهر دوقلوی شاه را به همراه مادرش تاجالملوک از ایران اخراج کرد؛ اقدامی که یک سال بعد به یکی از پیچیدهترین صفحات تاریخ معاصر ایران انجامید. این گزارش بر پایه اسناد و خاطرات منتشرشده، مروری است بر این پرونده؛ از چرایی اخراج تا چگونگی بازگشت مرموزی که زمینهساز سقوط دولت ملی شد. دوران کودکی من اغلب به تنهایی میگذشت. شمس که اولین بچه و دختر مورد علاقه خانواده بود. برادرم را هم (که) اولین پسر و ولیعهد بود، همه دوست داشتند و من خیلی زود احساس کردم که بیگانهای بیش نیستم. تولد دوقلوها و حس بیگانگی روز چهارم آبان ۱۲۹۸ در تهران، تاجالملوک، همسر رضاخان، دو فرزند دوقلو به دنیا آورد: پسری به نام محمدرضا و دختری که نخست زهرا نام گرفت و بعدها اشرف خوانده شد. رضاخان تولد این دوقلوها را خوشیمن میانگاشت، چراکه کمتر از یک سال بعد با کودتای ۱۲۹۹ به قدرت رسید؛ اما این خوشیمنی در عمل بیشتر نصیب پسر خانواده شد. اشرف سالها بعد در خاطراتش نوشت «با آن که این همه بچه در خانواده ما وجود داشت، دوران کودکی من اغلب به تنهایی میگذشت.شمس که اولین بچه و دختر مورد علاقه خانواده بود. برادرم را هم (که) اولین پسر و ولیعهد بود، همه دوست داشتند و من خیلی زود احساس کردم که بیگانهای بیش نیستم و باید خود جایی باز کنم» او تحصیلات ابتدایی را در مدرسه زرتشتیان تهران گذراند و زبان فرانسه را نزد مادام ارفع آموخت، اما حتی دوران دبیرستان را به پایان نرساند. در سال ۱۳۱۷ رضاشاه دو داماد برای دخترانش برگزید؛ شمس، خواهر بزرگتر، فریدون جم را برگزید و علی قوام به اشرف رسید. ازدواجی تحمیلی که به گفته خودش یک هفته تمام گریهاش انداخت و سالها بعد با طلاق پایان یافت. ازدواج دوم او با احمد شفیق، کارمند مصری، نیز چندان دوام نیاورد؛ همان نامی که سالها بعد در پرونده یک سفر سری نقشی کلیدی پیدا کرد. در کسان خانواده، اشرف پهلوی همهکاره است. نفوذ غریبی در برادر تاجدار خود دارد. مداخله ایشان در تعیین سفرا، وزرای مختار و وزرا و سایر مقامات مؤثر است. کانون قدرت در سایه سلطنت آنچه اشرف را از دیگر زنان خاندان سلطنتی متمایز میکرد، اشتهای سیریناپذیرش برای مداخله در سیاست بود. در سالهای ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۹ او به یکی از کانونهای ثقل قدرت در ایران بدل شد. محفل هفتگیاش که «دوره» نام داشت، میزبان درباریان، روزنامهنگاران، شاعران و روشنفکران بود. قاسم غنی، نویسنده و سیاستمدار آن روزگار، چنین توصیفش کرد: «در کسان خانواده، اشرف پهلوی همهکاره است. نفوذ غریبی در برادر تاجدار خود دارد. مداخله ایشان در تعیین سفرا، وزرای مختار و وزرا و سایر مقامات مؤثر است.» (خسرو معتضد، صفحه۱۷۸) در دوران نخستوزیری عبدالحسین هژیر، گزارشهای محرمانه امنیتی علاوه بر شاه و نخستوزیر، در نسخهای جداگانه برای اشرف نیز ارسال میشد. او در سال ۱۳۲۶ سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی را بنیان گذاشت؛ نهادی که در ظاهر خیریهای بود، اما به روایت منتقدان، در عمل به ابزاری سیاسی برای تثبیت نفوذش بدل شد. حتی از طریق فروش بلیتهای بختآزمایی سود سرشاری نصیب اشرف و همدستان وی میشد. اشــرف ســفری به آمریکا هم داشت که طی آن با ترومن رئیسجمهور آمریکا در قالب جلســه سران سازمان صلیب سرخ جهانی دیدار کرد. درست یک ساعت پس از آنکه مصدق نخستوزیر شد، برای من پیغام فرستاد که ظرف ۲۴ ساعت باید ایران را ترک کنم. چرا مصدق اشرف را اخراج کرد؟ با روی کار آمدن دکتر مصدق در اردیبهشت ۱۳۳۰، تقابل میان نخستوزیر ملی و خواهر شاه آشکارتر شد. اشرف به همراه مادرش جناح درباری مخالف دولت را سازمان داد، چهرههای مورد اعتماد خود را به مجلس شانزدهم فرستاد و تلاش کرد با رابط شدن میان شاه و قوامالسلطنه، زمینه تضعیف دولت ملی را فراهم کند. در آذر ۱۳۳۰، مصدق در نامهای به حسین علاء، وزیر دربار، علت تصمیمش به استعفا را ملاقاتهای اشرف با مخالفان دولت در خارج و مذاکرات محرمانه دربار با میدلتون، کاردار سفارت انگلیس، اعلام کرد. قضاوت نهایی پس از قیام خونین ۳۰ تیر ۱۳۳۱ رقم خورد. با پیدا شدن مدارک و اسنادی از ارتباط اشرف و ملکه مادر با اخلالگران و قوامالسلطنه، مصدق وارد عمل شد و دستور اخراج مادر و خواهر شاه را صادر کرد. خود اشرف در خاطراتش مدعی است «درست یک ساعت پس از آنکه مصدق نخستوزیر شد، برای من پیغام فرستاد که ظرف ۲۴ ساعت باید ایران را ترک کنم.» او همواره تأکید میکرد که کسی او را اخراج نکرده است. نکته مهم آن است که تصمیم مرداد ۱۳۳۱ پاسخی مستقیم به مداخلات بالفعل اشرف در داخل ایران بود. دولت مصدق بر اصل تفکیک وظایف میان سلطنت و حکومت تأکید داشت و فعالیت سازمانیافته یک عضو خاندان سلطنتی علیه دولت منتخب مجلس را نقض این اصل میدانست. فعالیتهای بعدی او در خارج از کشور و نقشش در آمادهسازی کودتا، پیامد این تصمیم بود، نه توجیهکننده آن. من میخواهم یک زن باشم نه یک حیوان وحشی. روزهای تبعید؛ از کاخ تا کازینو اشرف ابتدا راهی آمریکا و سپس فرانسه شد. روزنامهنگاران اروپایی که همهجا تعقیبش میکردند، لقب «پلنگ سیاه» را بر او نهادند؛ لقبی که چند ماه بعد در مصاحبهای با روزنامه فرانسوی «ایسیپاری» با رنجش به آن پاسخ داد: «در روزنامههای فرانسه من را پلنگ خطاب میکنند. این موضوع بسیار زننده و رنجشآور است. من میخواهم یک زن باشم نه یک حیوان وحشی. من تاکنون فکر میکردم که فرانسویها بیش از این مودب هستند. من زنی نیستم که به آسانی