نویسنده «بزرگتر از همه همه» با اشاره به پیوند داستان حضرت ابراهیم(ع) و رهبر شهید در این اثر، تأکید کرد: مصداقها تغییر میکنند، اما مسیر حق و سنتهای الهی در طول تاریخ ادامه دارد. خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ وادب، زهرا اسکندری: برخی آثار کودک، فراتر از یک داستان ساده، تلاشی برای پیوند دادن مفاهیم عمیق اعتقادی با دنیای ذهنی کودکان هستند. در این میان، کتاب «بزرگتر از همهی همه» نوشته سنا ثقفی، از جمله آثاری است که میکوشد مفاهیمی چون توکل، امید، شجاعت و اعتماد به خدا را نه از مسیر آموزش مستقیم، بلکه از دل روایت و قصه به مخاطب کودک منتقل کند. این اثر که بهتازگی ترجمه عربی آن نیز منتشر شده، توانسته مخاطبان تازهای در میان کودکان عربزبان پیدا کند و گامی در مسیر معرفی ادبیات کودک ایران به فراتر از مرزهای کشور بردارد. «بزرگتر از همهی همه» با تصویرگری زهراسادات موسویان و انتشار در نشر مهرستان، دو روایت مستقل را در کنار یکدیگر قرار داده است؛ روایتی از حضرت ابراهیم(ع) و ایستادگی او در برابر نمرود، و داستانی معاصر که با الهام از زندگی رهبر شهید انقلاب اسلامی، مفهوم مقاومت و اتکای به خداوند را برای کودکان بازگو میکند. ویژگی قابل توجه این کتاب، ساختار متفاوت آن است؛ دو داستان از دو سوی کتاب آغاز میشوند و در میانه، به جمله مشترک «خدایی که از همه، همهی همه بزرگتر است» میرسند؛ جملهای که هسته اصلی هر دو روایت را شکل میدهد. ترجمه عربی این اثر نیز نشان میدهد که مفاهیمی مانند ایمان، شجاعت و امید، محدود به یک جغرافیا نیستند و میتوانند با زبان قصه، با کودکان فرهنگها و جوامع دیگر نیز ارتباط برقرار کنند. از سوی دیگر، انتخاب روایتهای کودکانه به جای بیان مستقیم مفاهیم اعتقادی، این کتاب را به اثری تبدیل کرده که علاوه بر مخاطبان کودک، میتواند زمینه گفتوگوی والدین و مربیان با کودکان را نیز فراهم کند. به همین مناسبت و همزمان با انتشار نسخه عربی «بزرگتر از همهی همه»، با سنا ثقفی، نویسنده این اثر، به گفتوگو پرداختیم تا درباره شکلگیری ایده کتاب، روایت دوگانه آن، تجربه ترجمه به زبان عربی و ظرفیت ادبیات کودک برای انتقال مفاهیم اعتقادی با او سخن بگوییم. * امروز کودکان با انبوهی از محتوای تصویری و دیجیتال روبهرو هستند. یک کتاب داستان چگونه میتواند همچنان بر ذهن و تخیل آنها اثر بگذارد؟ به نظر من، کارکرد واژه، کلمه و کتاب هرگز از میان نمیرود و تاریخ انقضا ندارد. همانگونه که در طول سالها رسانههای مختلف با قالبها و فناوریهای تازه ظهور کردهاند، اما کتاب نیز همچنان جایگاه و کارکرد خود را حفظ کرده است. بهویژه کتاب کودک که رسانهای چندوجهی به شمار میرود؛ زیرا هم روایت کلامی و هم روایت تصویری را بهطور همزمان در اختیار مخاطب قرار میدهد. تجربه مطالعه کتاب در مقایسه با رسانههایی مانند انیمیشن یا محتوای دیجیتال، از سرعت کمتری برخوردار است، اما تجربهای متفاوت، عمیقتر و مبتنی بر تخیل برای کودک رقم میزند. از همین رو، معتقدم کتاب هیچگاه کارایی خود را از دست نخواهد داد و همچنان میتواند بر ذهن و تخیل کودکان اثرگذار باشد. ممکن است در مقاطع مختلف، بنا به شرایط اجتماعی، فرهنگی و میزان توجه خانوادهها به مطالعه، استقبال از کتاب کاهش یا افزایش پیدا کند، اما اصل ظرفیت و تأثیرگذاری کتاب همچنان پابرجاست و این رسانه هیچگاه جایگاه خود را از دست نخواهد داد. * شخصیت دوم کتاب کودکی است که در طول داستان با اتفاقاتی درباره رهبر شهید انقلاب اسلامی مواجه میشود. تبدیل یک شخصیت معاصر به قهرمان داستان کودک چه دشواریهایی داشت و چگونه میان واقعیت تاریخی و نیازهای ادبیات کودک تعادل برقرار کردید؟ به نظر من، آنچه میان یک ماجرای واقعی و نیازهای ادبیات کودک پیوند برقرار میکند، نوع نگاه به موضوع است. مهم این است که یک سوژه را با چه زاویه دیدی روایت میکنیم و بر کدام بخش از آن تمرکز داریم. همین شیوه مواجهه تعیین میکند که یک موضوع تا چه اندازه برای مخاطب کودک مناسب باشد. بر همین اساس، تقریباً هر موضوعی، حتی اگر در نگاه نخست جدی و پیچیده به نظر برسد، با نوع پرداخت و روایت مناسب میتواند به اثری قابل فهم و جذاب برای کودک تبدیل شود. در این کتاب نیز همین رویکرد دنبال شده است. موضوعاتی مانند موشک، جنگ یا شخصیت رهبر شهید انقلاب، شاید در نگاه بزرگسالانه، مفاهیمی خشک و صرفاً نظامی به نظر برسند، اما در دل همین موضوعات، ظرفیتهایی وجود دارد که میتوان آنها را با دغدغهها و جهان ذهنی کودکان پیوند زد. به باور من، رسالت ادبیات کودک دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند؛ اینکه بتواند زیباییها، وجوه انسانی و نقاط مشترک این مفاهیم را با دنیای کودک آشکار کند و آنها را در قالب روایتی متناسب با فهم و نیاز مخاطب کودک ارائه دهد. در نگارش این کتاب نیز تلاش شده است چنین نگاهی مبنای روایت قرار گیرد. * یکی از ویژگیهای کتاب، ساختار دوطرفه آن است که دو داستان در میانه به یک جمله مشترک میرسند. این ایده از کجا شکل گرفت و فکر میکنید چه تأثیری بر تجربه خواندن کودک میگذارد؟ ایده اصلی این کتاب، صرفاً روایت دو داستان در کنار یکدیگر نبود؛ بلکه هدف، نشان دادن امتداد یک مسیر واحد در طول تاریخ بود. از نگاه من، مسیر توحید و خداخواهی، همان مسیر حنیفی است که از حضرت ابراهیم(ع) آغاز شده و در مقاطع مختلف تاریخ، با مصادیق گوناگون ادامه یافته است. یکی از معاصرترین جلوههای این مسیر را نیز میتوان در ایستادگی رهبر شهید انقلاب مشاهده کرد. از یک سو، داستان حضرت ابراهیم(ع) و ماجرای گلستان شدن آتش، ظرفیتهای فراوانی برای خلق فضایی حماسی و تأثیرگذار برای مخاطب کودک دارد و میتواند مفاهیم توحیدی را به شکلی ملموس منتقل کند. از سوی دیگر، تلاش کردیم نشان دهیم که اگرچه زمان، مکان و شخصیتها تغییر میکنند، اما حقیقت این مسیر ثابت است. به همین دلیل، کتاب بهگونهای طراحی شده که با برگرداندن آن،