خبرآنلاین؛ علیرضا بیرانوند در واکنش به گفتوگویی که موضوع اصلی آن عملکرد تیم ملی بود ــ هرچند با کنایههایی شخصی نیز همراه شد ــ از محدوده فوتبال خارج شد و اتهاماتی سیاسی و حیثیتی را متوجه علی دایی کرد. او در حالی تمام حمله خود را بر دایی متمرکز کرد که کریم باقری نیز مستقیماً سخنانش درباره ساخت مجسمه امیر قلعهنویی را به سخره گرفته بود. انتساب نادرست بخشی از پیام نوروزی سال گذشته دایی به فضای جنگ اخیر و اصلاحنشدن آن، بر حساسیت ماجرا افزوده است. اکنون مسئله فقط رفتار یک بازیکن نیست؛ نهادهای مسئول باید مانع تبدیل انگزنی سیاسی به ابزاری برای بیاعتبارکردن منتقدان در فوتبال ایران شوند. اختلافنظر و حتی مجادله میان اهالی فوتبال، اتفاقی تازه یا لزوماً نگرانکننده نیست. بازیکنان، مربیان و پیشکسوتان حق دارند درباره نتایج تیم ملی، انتخاب بازیکنان، شیوه مربیگری و اظهارات یکدیگر داوری کنند. فوتبال بدون نقد و تضارب آرا، بخشی از پویایی خود را از دست میدهد. اما ماجرای اخیر علیرضا بیرانوند و علی دایی از جایی نگرانکننده شد که پاسخ به سخنانی با موضوع و زمینه ورزشی، از محدوده فوتبال خارج شد و به عرصه اتهامهای سیاسی و حیثیتی پا گذاشت؛ عرصهای که در شرایط جنگی کشور، هر کلمه آن میتواند پیامدهایی فراتر از یک مشاجره شخصی داشته باشد. از نقد تیم ملی تا کنایه به بیرانوند علی دایی در گفتوگویی با عادل فردوسیپور، درباره عملکرد تیم ملی و تصمیمهای امیر قلعهنویی صحبت کرد. او نتایج تیم ملی را دستاوردی بزرگ ندانست و از انتخاب بازیکنانی انتقاد کرد که باوجود حضور در فهرست تیم، فرصت بازی پیدا نکردند. در بخش دیگری از گفتوگو، صحبت به اظهارنظر بیرانوند درباره ساختن مجسمه امیر قلعهنویی رسید. کریم باقری با لحنی کنایهآمیز گفت بیرانوند میتواند مجسمه را بسازد و در خانه خودش قرار دهد. علی دایی نیز با عبارت «نگو علیرضا، بگو دکتر بیرانوند» به مدرک تحصیلی او طعنه زد و سپس گفت انسانها با عملکرد، ارزشها و داشتههایشان بزرگ میشوند، نه با ساختن مجسمه. برای داوری منصفانه باید میان دو بخش سخنان دایی تفکیک قائل شد. بخش اصلی گفتوگوی او، نقدی فوتبالی درباره نتایج تیم ملی و عملکرد کادر فنی بود؛ اما عبارت «دکتر بیرانوند» نقد فنی محسوب نمیشود و طعنهای شخصی است. بیرانوند حق داشت نسبت به آن اعتراض کند یا لحن دایی و باقری را نامناسب و تحقیرآمیز بداند. بااینحال، داشتن حق پاسخ به معنای موجهبودن هر نوع پاسخی نیست. بیرانوند میتوانست درباره نتایج تیم ملی، کارنامه مربیگری دایی، عملکرد قلعهنویی یا حتی لحن کنایهآمیز آن گفتوگو سخن بگوید؛ اما راه دیگری را انتخاب کرد. چرا فقط علی دایی هدف قرار گرفت؟ نکته قابلتأمل دیگر این است که بیرانوند از کنار سخنان کریم باقری عبور کرد و حمله تند خود را فقط متوجه علی دایی ساخت. این در حالی است که کنایه باقری درباره ساخت مجسمه، مستقیمتر از سخنان دایی به اظهارنظر بیرانوند مربوط میشد. باقری بود که گفت بیرانوند مجسمه قلعهنویی را بسازد و در خانهاش بگذارد؛ اما در پاسخ منتشرشده، نه مواضع او زیر سؤال رفت و نه هدف اتهامی سیاسی قرار گرفت. تمام تمرکز استوری بر دایی، سابقه اجتماعی او و مواضعش در تحولات سیاسی قرار داشت. البته از این انتخاب نمیتوان بدون سند، وجود برنامه یا انگیزهای پنهان را نتیجه گرفت. ممکن است بیرانوند طعنه «دکتر بیرانوند» را آزاردهندهتر دانسته یا سخنان دایی را بهدلیل جایگاه و دامنه بازتاب آن مهمتر تلقی کرده باشد. بااینحال، تفاوت آشکار در نحوه مواجهه با دو منتقد، پرسشی مشروع ایجاد میکند: چرا پاسخ فوتبالی به باقری کنار گذاشته شد، اما درباره دایی، اختلاف به حوزهای کاملاً سیاسی کشیده شد؟ این انتخاب گزینشی، بهویژه با توجه به سابقه حملات سیاسی به علی دایی، بخشی مهم از ماجراست و نمیتوان آن را در تحلیل نادیده گرفت. عبور از پاسخ فوتبالی و ورود به میدان اتهام بیرانوند در استوری خود، بهجای پاسخدادن به اصل انتقاد، مواضع سیاسی و اجتماعی دایی را هدف گرفت. او با استفاده از تعابیری سنگین، دایی را در کنار کسانی قرار داد که به ادعای او آرزوی بمباران ایران را داشتهاند. چنین عباراتی دیگر پاسخ به یک نقد فوتبالی یا حتی واکنش به یک طعنه شخصی نیست. قراردادن یک چهره شناختهشده در کنار حامیان حمله به ایران، اتهامی سیاسی و حیثیتی است که در فضای جنگی میتواند در ذهن مخاطب، معنایی بهمراتب سنگینتر از یک جدال رسانهای پیدا کند. ناراحتی یا عصبانیت ممکن است علت این واکنش را توضیح دهد، اما آن را توجیه نمیکند. هر چهره عمومی حق دارد از خود دفاع کند؛ ولی دفاع از خود با طرح اتهامهای اثباتنشده علیه دیگری یکسان نیست. نقلقولی که یک سال جابهجا شد بخش حساستر استوری بیرانوند، استناد او به پیام نوروزی علی دایی بود. بیرانوند مدعی شد دایی در میانه جنگ، تنها از پیروزی نور بر تاریکی سخن گفته است؛ درحالیکه عبارت مورد استناد به پیام نوروزی سال ۱۴۰۴ دایی مربوط میشود، نه پیام سال ۱۴۰۵ و فضای جنگ اخیر. دایی در پیام نوروزی ۱۴۰۵، ضمن اشاره به داغداربودن مردم، از امید، روزهای روشن و آرزوی ایرانی آباد، آزاد، به دور از جنگ و خونریزی و برخوردار از رفاه و آرامش سخن گفته بود. اما عبارت مورد اشاره بیرانوند به پیام نوروزی سال ۱۴۰۴ بازمیگردد؛ پیامی که در آن دایی ابراز امیدواری کرده بود نور جایگزین تاریکی، خرد جایگزین جهل، شادی جایگزین غم، سفرههای پر جایگزین تنگدستی و صلح و آرامش جایگزین ناآرامی شود. در زمان انتشار آن پیام، جنگ اخیر آغاز نشده بود. بنابراین، پیوندزدن عبارت سال ۱۴۰۴ با موضع دایی در میانه جنگ، فقط اشتباهی در ذکر تاریخ نیست؛ زمینه معنایی سخنان او را نیز تغییر میدهد. بخش مهمی از استدلال بیرانوند بر همین انتساب نادرست بنا شده است. تعمد یا اشتباه؛ در هر دو صورت قابلانتقاد بدون وجود سند نمیتوان حکم داد که این جابهجایی آگاهانه انجام شد