کاترین اشتون در شماره تابستانه مجله The World Today با تکیه بر تجربه خود در هدایت مذاکرات هستهای میان ایران و غرب، به بررسی شرایط فعلی میان ایران و آمریکا و مذاکرات جاری پرداخته و نوشت: یکی از مهمترین عوامل موفقیت مذاکرات برجام را مرحلهای موسوم به «دور بدون غافلگیری» توصیف کرد. در آن مذاکرات، همه موضوعات از ابتدا روی میز قرار داشت؛ از میزان ذخایر اورانیوم غنیشده و راکتور آب سنگین اراک گرفته تا رفع تحریمها و آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کاترین اشتون، مسئول پیشین سیاست خارجی اتحادیه اروپا و رئیس تیم مذاکرات هستهای منتهی به توافق برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، در تحلیلی درباره توافق جدید میان ایران و آمریکا تاکید کرد که هرچند اعلام توافق برای پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز گامی مهم و امیدوارکننده است اما هنوز مسائل اساسی و تعیینکننده این بحران حل نشده و بدون آنها امکان دستیابی به صلحی پایدار وجود نخواهد داشت. بنابر روایت ایرنا، متن کامل این یادداشت را در زیر میخوانید: ایالات متحده و ایران از دستیابی به توافقی برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز خبر دادهاند. اعلام این توافق، گامی رو به جلو محسوب میشود. با این حال، هنوز ابهامات بسیاری وجود دارد. قطعات پازلی که میتواند به پایان جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران منجر شود، همچنان پراکندهاند. اگر این قطعات بهدرستی در کنار هم قرار گیرند، آنچه اهمیت دارد نه اندازه یا شکل هر قطعه، بلکه تصویری است که در نهایت شکل میگیرد؛ تصویری که نشان دهد مسائل اصلی حلوفصل شده و هیچ خلأیی باقی نمانده است. اما کنار هم قرار دادن این قطعات و تبدیل توافقی که آخر هفته اعلام شد به توافقی پایدار، مستلزم آن است که همه طرفها دقیقاً بدانند هدف نهاییشان چیست. ابهام درباره دلایل آغاز جنگ، در کنار نبود شفافیت یا انسجام درباره اهداف آن، رسیدن به چنین توافقی را دشوارتر کرده است. ضروری است که تهران و واشنگتن بر سر این موضوع به توافق برسند که کدام قطعات این پازل میتواند توافقی را شکل دهد که در نهایت به صلحی پایدار منجر شود و اسرائیل نیز نتیجه آن را بپذیرد. در غیر این صورت، هر توافقی در بهترین حالت شکننده خواهد بود و در بدترین حالت، اساساً امکان تحقق نخواهد داشت.در مورد مهمترین موضوع، یعنی برنامه هستهای ایران و توانایی این کشور برای دستیابی به سلاح هستهای ــ موضوعی که بارها از سوی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در اولویت قرار گرفته است ــ نشانههایی وجود دارد که این مسئله قرار است در قالب توافق چارچوب مورد بحث قرار گیرد. همین قطعه مهم و تعیینکننده پازل، محور اصلی مذاکرات «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) بود. تیم متشکل از شش قدرت جهانی ــ چین، روسیه، ایالات متحده، فرانسه، بریتانیا و آلمان ــ تنها یک هدف را در مذاکرات با ایران دنبال میکرد: ایجاد اطمینان از اینکه برنامه هستهای تهران تنها اهداف صلحآمیز دارد. سایر موضوعات، از حقوق بشر گرفته تا نقش نیروهای نیابتی ایران در منطقه، هرچند اهمیت داشتند، قرار بود در مراحل بعدی بررسی شوند؛ اما در عمل هیچگاه چنین نشد. بسته شدن تنگه هرمز، پیامد جنگ بود؛ بنابراین حل این مسئله بهتنهایی، به ریشههای اصلی جنگ نمیپردازد. پازلی که ما در آن زمان در حال تکمیلش بودیم، باید نشان میداد ایران در حال ساخت بمب هستهای نیست. سرانجام، برجام در سال ۲۰۱۵ به توافق رسید و تا زمانی که دونالد ترامپ در نخستین دوره ریاستجمهوری خود در سال ۲۰۱۸ آن را ناکافی دانست و عملاً از بین برد، این توافق کارآمد بود. اما در پازل جدید، نخستین گام باید پاسخ دادن به یک پرسش اساسی باشد: توافقی پایدار قرار است کدامیک از اهداف جنگی را که از ۲۸ فوریه آغاز شد، محقق کند؟ واضحترین پاسخ در شرایط کنونی، بازگشایی کامل تنگه هرمز و ازسرگیری جریان انتقال کالا و انرژی است. این درگیری آثار جهانی بر جای گذاشته و اگر بهسرعت مهار نشود، میتواند موجب افزایش بیشتر قیمتها، کمبود کالا و مشکلات اقتصادی گستردهتری شود. از این رو، تمرکز توافق چارچوب بر بازگشایی تنگه هرمز اقدامی مثبت و قابل استقبال است. با این حال، نباید فراموش کرد که بسته شدن این تنگه نتیجه جنگ بود، نه علت آن؛ بنابراین حل این موضوع، بهتنهایی پاسخگوی مسئله اصلی نخواهد بود. پیشنهادهایی که میان آمریکا و ایران مطرح شده، هر بار از سوی یکی از دو طرف بهعنوان غیرواقعبینانه، کماهمیت یا هر دو، با تمسخر رد شده است؛ وضعیتی که جهان را با نگرانی نظارهگر این روند کرده است. ضروری است که تهران و واشنگتن بر سر این موضوع به توافق برسند که کدام قطعات این پازل میتواند توافقی را شکل دهد که در نهایت به صلحی پایدار منجر شود و اسرائیل نیز نتیجه آن را بپذیرد. در غیر این صورت، هر توافقی در بهترین حالت شکننده خواهد بود و در بدترین حالت، اساساً امکان تحقق نخواهد داشت. دور بدون غافلگیری یکی از مهمترین بخشهای مذاکراتی که در نهایت به توافق برجام منجر شد، مرحلهای بود که ما آن را «دور بدون غافلگیری» مینامیدیم. همین مرحله بود که امکان داد مذاکرات از توافق موقت برنامه اقدام مشترک در سال ۲۰۱۳ به توافق نهایی برجام در سال ۲۰۱۵ برسد و بتوانیم دو سال بعد، صفت بسیار مهم «جامع» را به نام این توافق اضافه کنیم. مذاکرات برجام به این دلیل موفق شد که با دقت، حوصله و تمرکز بر جزئیات پیش رفت. اگر قرار است مذاکرات کنونی نیز به صلحی پایدار منجر شود، باید همین مسیر را طی کند. به همان اندازه مهم، این بود که فهرست موضوعات کامل و مشخص بود.در آن مرحله، تیم مذاکرهکننده دقیقاً مشخص کرد که چه موضوعاتی قرار است مورد بحث قرار گیرد؛ از میزان ذخایر اورانیوم غنیشده گرفته تا راکتور آبسنگین اراک، و از نحوه رفع تحریمها تا بازگرداندن داراییهای توقیفشده ایران. ایران در ابتدای مذاکرات حتی مجبور نبود اعلا