همسر شهید رمضانی که مهمان یک برنامه تلویزیونی بود گفت: نه به اعدام چی؟! هیچ وقت این هشتگ برایم معنادار نشد. چطوری یک آدم در چشمانت نگاه می کند و بنزین را می ریزی؟ آیا اعدام جبران یکی از آن جسارت ها می شد؟ به گزارش همشهری آنلاین، همسر شهید رمضانی بیان کرد: در مراسم اعدام حضور داشتم و شنیدم شخصی که می خواست اعدام شود، گفت یک لیوان آب به من بدهید. جگرم خیلی سوخت. مگر در ذبح اسلامی آب دادن به موجودی که قرار است ذبح شود واجب نیست؟ بلانسبت شهدا و همسرم، وقتی حیوان را می خواهند ذبح کنند آب می دهند. وی ادامه داد: آن شخص لیوان آب را خورد و گفت یک لیوان دیگر آب می خواهم. لیوان دوم را هم خورد. جگر من می سوخت؛ حسین من تشنه بود. شام نخورده بود. از قاتل پرسیدند در لحظه آخر چه چیزی دیدی؟ گفت توی صورتم نگاهم می کرد و من بنزین ها را روی بدنش ریختم و گفته بود من بچه دارم. خانمم منتظرم است.