«ای اهل حرم، میر و علمدار نیامد» از مشهورترین نوحههای تاسوعاست؛ مرثیهای که با روایت شهادت حضرت عباس(ع) آغاز شد، اما در گذر زمان به بخشی از حافظه جمعی ایرانیها تبدیل شد. خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: با فرارسیدن تاسوعای حسینی، بسیاری از هیئتهای عزاداری در ایران با نوحهای آغاز میشوند که طی دهههای گذشته به بخشی از حافظه جمعی شیعیان تبدیل شده است؛ نوحهای که با عبارت «ای اهل حرم، میر و علمدار نیامد» شناخته میشود و در میان عزاداران، بیش از هر چیز با نام حضرت عباس(ع) و لحظه بازنگشتن علمدار کربلا گره خورده است. در بسیاری از شهرهای ایران، شب و روز تاسوعا با نوای این شعر همراه میشود. دو بند آغازین آن به صورت دمهای سریع و دستهجمعی خوانده میشود و کمتر هیئتی را میتوان یافت که این نوحه در آن شنیده نشده باشد. اگرچه سراینده این شعر به صورت قطعی مشخص نیست، اما همین ناشناخته بودن شاعر، چیزی از جایگاه آن در میان مراثی عاشورایی کم نکرده است. این شعر، روایتی از لحظهای است که اهل حرم چشمانتظار بازگشت عباس بن علی(ع) بودند؛ انتظاری که با خبر شهادت علمدار سپاه امام حسین(ع) به پایان رسید. شاید به همین دلیل است که عبارت «علمدار نیامد» در طول سالها از محدوده یک مرثیه فراتر رفته و به عبارتی برای بیان اندوه فقدان و از دست دادن تبدیل شده است. روایتی که شاعرش در میان روایتها گم شد درباره سراینده نوحه «ای اهل حرم، میر و علمدار نیامد» روایتهای مختلفی وجود دارد. منبع مکتوب مشخصی که سرایش آن را به فرد معینی نسبت دهد، در دست نیست. برخی پژوهشگران آثار آیینی معتقدند این شعر سروده حاج مرزوق، مداح عراقیتبار ساکن تهران است که در سال ۱۳۲۹ شمسی درگذشت. گروهی دیگر، حاج اکبر ناظم را سراینده آن میدانند. در روایتی دیگر، نام میرزا عبدالله خداداد، شاعر و نوحهسرای تهرانی که با تخلص «دیوانه» شعر میسرود، مطرح شده است. با این حال، زمان دقیق سرایش شعر و نام قطعی شاعر آن همچنان مشخص نیست. شاید همین گمنامی، شباهتی ناخواسته با بسیاری از نوحههای قدیمی پیدا کرده باشد؛ اشعاری که در گذر زمان، از شاعر جدا شدند و به زبان مردم پیوستند. نوحه «ای اهل حرم» نیز امروز بیش از آنکه به نام سرایندهاش شناخته شود، با حس مشترکی شناخته میشود که در میان عزاداران ایجاد میکند. از دمهای تاسوعا تا حافظه جمعی هیئتها بخشهای آغازین این شعر، سالهاست که به صورت دمهای دستهجمعی در هیئتها خوانده میشود: «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد علمدار نیامد، علمدار نیامد سقای حسین سید و سالار نیامد علمدار نیامد، علمدار نیامد» به گفته حسن رشیدی، از مداحان تهران، در نسخه اصلی شعر، مصرع دوم به صورت «سقای حرم سید و سالار نیامد» بوده است، اما در طول سالها و با تکرار در مجالس عزاداری، واژه «حرم» جای خود را به «حسین» داده و شکل امروزی شعر در میان مردم رایج شده است. روضهای که با انتظار آغاز میشود ویژگی برجسته این نوحه، روایت انتظار است. برخلاف بسیاری از مراثی که مستقیماً به شهادت حضرت عباس(ع) میپردازند، این شعر از چشمانتظاری اهل خیمه سخن میگوید؛ لحظهای که هنوز امید بازگشت علمدار وجود دارد و ناگهان خبر شهادت او فرا میرسد. همین ویژگی باعث شده است که این شعر، تنها روایتی از یک واقعه تاریخی نباشد، بلکه بیانگر حسی انسانی باشد؛ حس انتظار برای بازگشت کسی که امیدها به او بسته شده بود. متن کامل نوحه «ای اهل حرم، میر و علمدار نیامد» میخوانیم: ای اهل حرم میر و علمدار نیامد علمدار نیامد، علمدار نیامد سقای حسین سید و سالار نیامد علمدار نیامد، علمدار نیامد از خیمه رسد واعطشا از لب طفلان در علقمه شد کشته عمو با لب عطشان دستی که زده بوسه بر آن ساقی کوثر با نیزه و شمشیر جدا گشته ز پیکر رخصت بده از داغ شقایق بنویسم از بغض گلوگیر دقایق بنویسم میخواهم از آن ساقی عاشق بنویسم نمنم به خروش آیم و هقهق بنویسم دل خون شد و از معرکه دلدار نیامد ای اهل حرم میر و علمدار نیامد در هر قدمت هر نفست جلوه ذات است وصف تو فراتر ز شعور کلمات است در حسرت لبهای تو لبهای فرات است عالم همه از این همه ایثار تو مات است از علقمه با دیده خونبار نیامد ای اهل حرم میر و علمدار نیامد سقا تویی و اهل حرم چشم به راهت دلها همه مست رجزگاه به گاهت هرچند تو بودی و عطش بود و جراحت دلواپس طفلان حرم بود نگاهت سقای ادب جلوه ایثار نیامد ای اهل حرم میر و علمدار نیامد افتاد نگاه تو به مهتاب دلش ریخت وقتی به دل آب زدی آب دلش ریخت فرق تو شکوفا شد و ارباب دلش ریخت با سجده خونین تو محراب دلش ریخت صد حیف که آن یار وفادار نیامد ای اهل حرم میر و علمدار نیامد انگار که در علقمه غوغا شده آری خونبارترین واقعه برپا شده آری در بزم جنون نوبت سقا شده آری دیگر پسر فاطمه تنها شده آری این قافله را قافلهسالار نیامد ای اهل حرم میر و علمدار نیامد ای علقمه از عطر تو لبریز برادر ای قصه دست تو غمانگیز برادر بعد از تو بهارم شده پاییز برادر برخیز حسین آمده برخیز برادر عباسترین حیدر کرار نیامد ای اهل حرم میر و علمدار نیامد وقتی یک نوحه، فراتر از یک مرثیه میشود شاید راز ماندگاری این شعر در همین نکته نهفته باشد؛ اینکه مخاطب تنها روایت شهادت حضرت عباس(ع) را نمیشنود، بلکه با مفهوم فقدان و از دست دادن روبهرو میشود. گویی این شعر، زبان داغی است که قرنها از عاشورا گذشته اما هنوز میتواند با احساسات مردم در دورههای مختلف ارتباط برقرار کند. عبارت «میر و علمدار نیامد» تنها توصیف بازنگشتن عباس بن علی(ع) نیست؛ این جمله در حافظه جمعی عزاداران، به نشانهای از فقدان و نبودن تبدیل شده است. شاید به همین دلیل است که با گذشت دههها، این نوحه نه تنها در تاسوعا، بلکه در سوگهای بزرگ و لحظههای اندوه جمعی نیز بار دیگر شنیده میشود. اگر راز ماندگاری برخی نوحهها را در توانایی آنها برای عبور از مرز زمان جستوجو کنیم، «ای اهل حرم، میر و علمدار نیامد» را می