از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است. به گزارش مشرق، از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت. رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد. رسانه های عربی الجزیره در مقاله ای نوشت که در دور تازه تنش میان ایران و آمریکا، اردن بیش از گذشته در معرض خطر قرار گرفته است. به گفته نویسنده، برخلاف جنگ پیشین، ایران این بار علاوه بر اهداف نظامی آمریکا، زیرساختهای راهبردی اردن مانند بندر و فرودگاه عقبه را نیز هدف قرار داده و حمله به یک پایگاه میزبان نیروهای آمریکایی را نشانه تغییر راهبرد خود قرار داده است. نویسنده این اقدامات را تلاشی از سوی تهران برای نمایش حفظ توان بازدارندگی، گسترش دامنه فشار بر آمریکا و متحدانش و تحمیل معادله امنیتی جدید در منطقه میداند. از نگاه او، اردن میان فشارهای ایران و ابهام سیاستهای آمریکا گرفتار شده و تنها راه کاهش خطر را در دیپلماسی، حمایت از تلاشهای قطر برای برقراری آتشبس و احیای مذاکرات میبیند. همچنین نسبت به نقش دولت نتانیاهو در تشدید بحران ابراز نگرانی شده است. در پایان، مقاله تأکید میکند که اردن ضمن حفظ همکاری دفاعی با آمریکا، خواهان جلوگیری از جنگی تازه و حرکت به سوی راهحلهای دیپلماتیک برای پروندههای هستهای، تنگه هرمز و امنیت منطقه است. رأی الیوم در مقاله ای استدلال کرد که خاورمیانه در آستانه یکی از حساسترین مقاطع راهبردی خود قرار دارد؛ جایی که همزمان چندین بحران و جنگ در جریان است و رقابت میان ایران، آمریکا و اسرائیل از پرونده هستهای فراتر رفته و به نبردی بر سر نفوذ منطقهای، امنیت انرژی، بازدارندگی و توازن قدرت تبدیل شده است. نویسنده معتقد است تنگه هرمز دیگر تنها گذرگاه انتقال نفت نیست، بلکه به ابزار اصلی ایران برای اعمال فشار راهبردی بر اقتصاد جهانی و معادلات امنیتی منطقه بدل شده است. در این میان، زیرساختهای حیاتی کشورهای خلیج فارس به اهداف بالقوه جنگهای آینده تبدیل شدهاند. مقاله همچنین به شکافهای راهبردی میان کشورهای عربی، ملاحظات سیاسی و اقتصادی آمریکا، و تلاش ایران برای افزایش هزینههای سیاسی واشنگتن اشاره میکند. از سوی دیگر، اسرائیل ضمن حفظ آمادگی نظامی، از ورود مستقیم به جنگ گسترده پرهیز میکند. نویسنده نتیجه میگیرد که منطقه میان دو مسیر قرار گرفته است: دستیابی به توافقی جدید یا ورود به بحرانی که میتواند نقشه ژئوپلیتیکی خاورمیانه را دگرگون سازد. المیادین در مقاله ای بررسی کرد که آیا آمریکا توانایی اجرای عملیات زمینی در جنوب ایران را دارد یا خیر. نویسنده معتقد است که با وجود برتری هوایی و دریایی واشنگتن، شرایط جغرافیایی ایران، بهویژه رشتهکوههای زاگرس و وسعت سرزمین، هرگونه پیشروی زمینی را بسیار دشوار میکند. نویسند تأکید می کند که حتی اگر آمریکا بتواند در سواحل جنوبی ایران نیرو پیاده کند، این نیروها در معرض حملات موشکی، پهپادی و تاکتیکهای جنگ نامتقارن ایران قرار خواهند گرفت و ممکن است در یک جنگ فرسایشی گرفتار شوند. به باور نویسنده، هدف اصلی آمریکا از چنین عملیاتی، تسلط بر تنگه هرمز و تضمین امنیت عبور نفتکشهاست، اما ایران همچنان میتواند با اتکا به موقعیت جغرافیایی و توان نظامی خود، مسیرهای دریایی را مختل کند. مقاله نتیجه میگیرد که حمله به ایران یا حتی حفظ یک منطقه ساحلی هزینهای بسیار سنگین برای آمریکا خواهد داشت و احتمال گسترش درگیری به بابالمندب، خطوط انتقال انرژی و زیرساختهای ارتباطی جهانی نیز وجود دارد؛ موضوعی که میتواند پیامدهای اقتصادی گستردهای در سطح جهان ایجاد کند. رسانه های چین و روسیه وبسایت شبکه راشاتودی در گزارشی با عنوان «ایران و آمریکا از هماکنون در حال جنگ بعدی خود هستند» نوشت که تشدید دوباره درگیریها در خلیج فارس نشان میدهد هیچیک از دو طرف قادر به حل بحران از طریق ابزار نظامی نیستند و منطقه وارد چرخهای از تشدید تنش و آتشبسهای موقت شده است. به نوشته این گزارش، آمریکا حملات هوایی تازهای علیه ایران را آغاز کرده و تهران نیز با هدف قرار دادن مواضع و تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه، از جمله سامانههای ارتباطی و پدافندی، به این حملات پاسخ داده است. همزمان، انصارالله یمن نیز با حمله به اهدافی در عربستان، دامنه درگیری را گسترش داده است. این تحلیل معتقد است که پس از توافق موقت ماه ژوئن، تردد در تنگه هرمز همچنان با محدودیت روبهروست و هرچند دو طرف تمایلی به جنگ فراگیر ندارند، اما چون هیچیک نتوانسته دیگری را به شکست راهبردی وادار کند، امکان دستیابی به توافقی پایدار نیز وجود ندارد. به باور نویسنده، منطق نظامی، سیاسی و اقتصادی همگی به سمت ادامه تنش سوق پیدا کردهاند، اما نبود توان برای پیروزی قاطع، نوعی «بنبست راهبردی» ایجاد کرده است. در ادامه گزارش آمده است که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز حاضر به ورود مستقیم به جنگ با ایران نیستند، زیرا زیرساختهای حیاتی آنها در برابر حملات احتمالی بسیار آسیبپذیر است. همچنین، مسائل اساسی مانند آینده برنامه هستهای ایران، وضعیت دائمی تنگه هرمز و تضمینهای امنیتی همچنان حلنشده باقی ماندهاند. راشاتودی با تشبیه وضعیت کنونی به «گربه شرودینگر» استدلال میکند که جنگ بعدی ه