خرمآباد- از خرمآباد تا بروجرد، از کوهدشت تا الیگودرز، هزاران شمع روشن میشود؛ برای یادآوری شبی که کودکان داغدار کربلا در میان آتش و اندوه، راه خود را در دل تاریکی جستوجو میکردند. خبرگزاری مهر- گروه استانها: غروب عاشورا در لرستان، شبیه هیچ غروب دیگری نیست. خورشید که پشت کوههای زاگرس پنهان میشود، صدای دهلها آرام میگیرد. طوقها فرود میآیند. دستههای عزاداری که از صبح در خیابانها جاری بودند، کمکم سکوت را به شهر بازمیگردانند. اما این پایان عزاداری نیست؛ آغاز فصل دیگری از اندوه است. شام غریبان از راه میرسد. در خرمآباد، زنانی با چادرهای سیاه و شمعهایی لرزان در دست، آرام آرام از کوچههای قدیمی عبور میکنند. در بروجرد، مردم پس از یک روز عزاداری سنگین، در سقاخانهها و حسینیهها گرد هم میآیند. در روستاهای دورافتاده لرستان نیز چراغهای خانهها کمنورتر از همیشهاند و صدای روضه از هر سو شنیده میشود. این شب، شب فریاد نیست؛ شب نجواست؛ شبی که مردم میکوشند خود را به غروب دهم محرم سال ۶۱ هجری برسانند؛ همان شبی که خیمهها سوخت، کودکان آواره شدند و کاروان اهلبیت(ع) در میان بیابانی تاریک و بیپناه ماند. فلسفه برگزاری شام غریبان نیز یادآوری همین غربت و آوارگی است؛ به همین دلیل در بسیاری از نقاط ایران و از جمله لرستان، این مراسم با سکوت، روشن کردن شمع و حرکت آرام عزاداران همراه است. لرستان؛ سرزمین آیینهای سوگ لرستان را بسیاری با آیین گلمالی میشناسند؛ آیینی که در صبح عاشورا اوج اندوه مردم این دیار را به نمایش میگذارد. اما شام غریبان روی دیگر همین روایت است. اگر گلمالی، فریاد غم عاشورا باشد، شام غریبان زمزمه همان اندوه است. در بسیاری از شهرهای استان، مردم پس از پایان مراسم عصر عاشورا، شمع به دست میگیرند و در فضایی آکنده از سکوت و مرثیه، مسیرهای مشخصی را طی میکنند.روضهها آرامتر میشوند و نوحهها بیشتر بر مصائب کودکان و زنان داغدار کربلا تمرکز دارند. در برخی محلات قدیمی خرمآباد، خانوادهها هنوز رسم دارند در آستانه خانههای خود شمع روشن کنند؛ گویی هر خانه، بخشی از کاروان اسیران کربلا را میزبانی میکند. روایتها باید راه را باز کنند در میان انبوه آیینهایی که هر سال در کوچهها و میدانهای لرستان جان میگیرند، شاید مهمترین پرسش این باشد که چرا بسیاری از این میراثهای فرهنگی هنوز آنگونه که باید در سطح ملی و جهانی شناخته نشدهاند؟ مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی لرستان، پاسخ این پرسش را در یک واژه خلاصه میکند: «روایت». عطا حسنپور معتقد است آیینهایی چون گلمالی، چهلمنبر، سقاخانههای سنتی و دیگر مناسک عاشورایی لرستان، صرفاً مراسمهایی مذهبی نیستند؛ بلکه بخشی از حافظه تاریخی و هویت فرهنگی مردمانی هستند که قرنهاست باورهای خود را در قالب این آیینها به نسلهای بعد منتقل کردهاند. او به مهر میگوید بسیاری از کشورها توانستهاند با تکیه بر روایتهای جذاب فرهنگی و خلق رویدادهای مؤثر، برای داشتههای خود برندهای جهانی بسازند؛ در حالی که ما هنوز بخش مهمی از ظرفیتهای فرهنگی و آیینی خود را آنگونه که شایسته است روایت نکردهایم. به گفته حسنپور، آیینهایی مانند چهلمنبر و گلمالی لرستان، علاوه بر جنبههای اعتقادی و معنوی، از منظر مردمشناسی، فرهنگ عامه و گردشگری فرهنگی نیز اهمیت ویژهای دارند. آیینهایی که در دل خود داستان، نماد، باور و تجربه زیسته چندین نسل را حمل میکنند و میتوانند برای مخاطبان خارج از مرزهای ایران نیز جذاب و قابل فهم باشند. مدیرکل میراثفرهنگی لرستان با اشاره به ثبت ملی بخشی از این آیینها تأکید میکند که ثبت در فهرست میراث ناملموس، تنها نخستین گام برای حفاظت از این سرمایههای فرهنگی است و مرحله مهمتر، معرفی درست و روایت حرفهای آنها برای افکار عمومی است. او معتقد است اگر پیرامون این آیینها جشنوارهها، نشستهای تخصصی، تولیدات رسانهای و رویدادهای فرهنگی طراحی شود، علاوه بر حفظ و انتقال میراث معنوی، زمینه حضور پژوهشگران، گردشگران و علاقهمندان فرهنگ ایرانی نیز فراهم خواهد شد. حسنپور همچنین به جایگاه تاریخی مسیرهای زیارتی غرب کشور اشاره میکند و میگوید این مسیرها در طول قرنها محل عبور زائران عتبات عالیات بودهاند و بسیاری از آیینهای مذهبی منطقه نیز در همین بستر تاریخی شکل گرفتهاند. ظرفیتی که میتواند در کنار آیینهای عاشورایی، تصویری جامعتر از فرهنگ دینی و تاریخی غرب ایران ارائه دهد. او تأکید میکند که آیینهای عاشورایی لرستان تنها متعلق به یک استان نیستند؛ بلکه بخشی از میراث فرهنگی ایران به شمار میروند و اگر روایت شوند، میتوانند به زبان مشترکی برای معرفی فرهنگ، هویت و معنویت ایرانی در عرصه جهانی تبدیل شوند. شمعهایی که حافظه جمعی را روشن نگه میدارند روشن کردن شمع مهمترین نماد شام غریبان است. شمع در فرهنگ عاشورایی، تنها یک وسیله روشنایی نیست؛ نمادی از امید، ایمان و یادآوری رنجهای بازماندگان عاشوراست. در روایتهای مردمی، این شمعها یادآور کودکانی هستند که پس از آتش گرفتن خیمهها در تاریکی شب سرگردان بودند. در لرستان، این نماد معنایی عمیقتر نیز پیدا کرده است. هر شمع، روایت یک حاجت، یک نذر، یک دلتنگی یا یک عهد است. بسیاری از زنان سالخورده استان معتقدند شمع شام غریبان تنها برای سوگواری روشن نمیشود؛ برای زنده نگه داشتن پیوندی است که نسلها با عاشورا برقرار کردهاند. شبی که هر سال تکرار میشود اما تکراری نیست یکی از بانوان عزادار خرمآبادی که بیش از چهار دهه در مراسم شام غریبان شرکت میکند، میگوید: از کودکی دست مادرم را میگرفتم و به این مراسم میآمدم. وی ادامه میدهد: آن زمان که بچه بودم شاید معنای بسیاری از اتفاقات را نمیفهمیدم، اما حالا هر سال که شمعی روشن میکنم، احساس میکنم بخشی از یک روایت بزرگ هستم؛ روایتی که از مادربزرگهایمان به ما رسیده و باید به فرزندانمان منتقل ش