کارشناس مسائل بینالملل با بیان اینکه تنگه هرمز اهرم خوبی است که در اختیار داریم اما برای مدیریت آن نیاز به اجماع سازی و کار تخصصی داریم، گفت: میتوان ساز و کاری طراحی کرد که سهم ایران در اداره، رفتوآمد و تجارت در تنگه هرمز بیشتر شود اما نمیتوان مدعی اداره انحصاری این آبراه بینالمللی شد. رحمان قهرمانپور کارشناس مسائل بینالملل در تحلیل خود از ضرورت وجود یک نگاه منطقی و حقوقی در چارچوب جنگ یا صلح نسبت به مساله تنگه هرمز، اظهار کرد: به هر حال تمام دولتها برای اداره کشورشان، هم به تحریک احساسات و هم به سیاستگذاری عقلانی نیاز دارند، به ویژه در شرایط جنگی که احساسات یا شرایط ملیگرایانه مذهبی تقویت میشود. همان وضعیتی که بعد از حمله روسیه به اوکراین اتفاق افتاد در ایران نیز بعد از جنگ 40 روزه، شکل گرفت. وی افزود: سیاستگذاری در این فضا باید به گونهای باشد که فضای احساسی و عقلانی از یکدیگر تشخیص داده شوند؛ وزارت امور خارجه وظیفهاش عقلانی فکر کردن است نه احساسی، اما فکر میکنم این مرز بهم ریخته و بعضا برخی گروهها و افراد از وزارت امور خارجه انتظار دارند نقش یک سازمان تبلیغاتی را ایفا کند که این موضوع با اصل کار این نهاد دیپلماتیک تعارض دارد. این کارشناس مسائل بینالملل با تاکید بر اینکه در موضوع تنگه هرمز دو نوع نگاه ضروری است، افزود: وجود یک شرایط احساسی میتواند پشتوانه سیاستگذاری و مشارکت جمعی را به دنبال داشته باشد و در فرآیند جمعی بنا به ضرورت کمک کند؛ اما نهاد یا دستگاه تخصصی باید بتواند کار خود را به درستی انجام دهد تا ابزاری برای چانهزنی و کسب قدرت در اختیار داشته باشد. زمانی که این مرز بهم میریزد، کسانی که عواطفشان تحریک شده یا نگاه عاطفی دارند، فکر میکنند نهاد تشخیصی کار خود را به درستی انجام نمیدهد، در حالی که نهادهای مدنی میتوانند میان این فضای احساسی و آنچه وجود دارد، نقش ایفا کنند، البته که نمیتوانیم هیچکدام از اینها را حذف کنیم، ضمن اینکه در سیاستگذاری باید ترکیب مناسبی از اینها برای تحقق اهداف مورد استفاده قرار گیرد. وی در پاسخ به این سوال که برخی کارشناسان بر این باور هستند که باز یا بسته کردن تنگه هرمز و نداشتن یک توافق مهم درباره مدیریت این آبراه بینالمللی، ممکن است آن را از یک ابزار بازدارنده به یک تهدید و چالش برای ایران تبدیل کند؟ گفت: بله این ارزیابی و تحلیل درست است. اما قبل از اینکه بگوییم در این رابطه چه باید کرد، باید ببینیم چه کار میتوانیم انجام دهیم؟ قهرمانپور افزود: عمان یکی از اصلیترین دوستان و شرکای ایران از سال 1353 تا کنون بوده است، اما اکنون نمیتوانیم با عمان بر سر اداره مشترک تنگه هرمز به یک توافق برسیم و چنین موضوعی در سیاست بینالملل دارای پیام سیاسی خاص خودش است، در حالی که باید بتوانیم از اتحادها دوست بسازیم و قدرت نظامی و اقتصادی داشته باشیم تا خواستههای خود را به کرسی بنشانیم. این کارشناس مسائل بینالملل ادامه داد: اصلیترین سوال برای متخصصان روابط بینالملل این است که چطور میشود قدرت یک کشور را بیشتر کرد؟ به هر حال قدرتیابی مهمترین مولفه نظام بینالملل است و بزرگترین جنگهای بینالملل برای قدرتیابی یک کشور و یا ضعیفتر کردن کشور دیگر رخ داده است. بنابراین قبل از چه باید کرد و چه ابزارهایی داریم؛ ابزارهایی که به نظرم عمدتا سلبی بوده و ایجابی نیستند. مثلا میگوییم از اینجا عبور نکنید، اگر نه مورد هدف قرار میدهیم، خُب از این مسیر عبور نکنند پس از کدام مسیر عبور کنند؟ چه کار باید کرد از کجا و چه مسیری باید عبور انجام شود؟ متاسفانه پاسخ این سوالات را نمیدانیم. معتقدم باید پیوستگی میان قدرت نظامی و قدرت دیپلماتیک و به نوعی بین این دو یک پاسکاری وجود داشته باشد، اگر نه هیچ کشوری به صرف قدرت نظامی نمیتواند حاکمیت خود را در تنگه هرمز برای طولانی مدت افزایش دهد. وی خاطرنشان کرد: مساله بنیادین این است که تنگه هرمز اهرم خوبی است؛ اما نیازمند اجماع سازی و کار تخصصی است ولی متاسفانه تا این لحظه چنین چیزی وجود ندارد. این کارشناس مسائل بینالملل در پاسخ به این سوال که در مساله تنگه هرمز و مشخصا در ارتباط با عمان و فشاری که از سوی آمریکا و دیگر کشورهای عربی وارد میشود، چگونه باید کار را مدیریت کرد و چه موانعی بر سر راه عمان برای همراهی با ایران وجود دارد؟ گفت: افکار دولتها در سیاست بینالملل تابع قدرت و منافعشان است؛ به کویت و بحرین حمله میکنیم ولی به ترکیه یا عربستان حمله نمیکنیم! طبیعی است این دو قدرتشان بیشتر است، همین مساله در مورد رفتارهای عمان با ما نیز صدق میکند، طبیعتا عمان در چنین شرایطی به سمت بازیگری که قدرت بیشتری دارد، میرود. قهرمان پور ابراز عقیده کرد که عمان در بلند مدت به این فکر میکند که قدرت آمریکا در منطقه افزایش مییابد و توانایی بیشتری در رسیدن به اهداف دارد؛ بنابراین ضمن دوستی و احترام به ایران تلاش میکند در این دو راه، جانب آمریکا را بگیرد و نتیجه این میشود که به سازمان ملل نامه میزند و میگوید با گرفتن هر نوع عوارض در تنگه هرمز مخالف است. وی در پاسخ به این سوال که با این وجود درباره موضوع مدیریت تنگه هرمز توسط ایران که در یادداشت تفاهم اسلامآباد به آن صریحا اشاره شده، چه باید کرد، روشن است که آمریکا با وجود پذیرش مدیریت ایران، با تحت فشار قرار دادن عمان، تفاهم را دور میزند؟ گفت: در ماده 5 تفاهمنامه اسلامآباد اشاره صریحی به اینکه ایران «انحصارا» مدیریت تنگه هرمز را در اختیار داشته باشد، نشده است، از این رو شاید از این زاویه طرفهای مقابل تفاسیر خودشان را در توجیح این رفتار داشته باشند. به علاوه طبق کنوانسیون حقوق دریاها امکان کنترل تنگهها به صورت یک طرفه و انحصاری وجود ندارد. این کارشناس مسائل بینالملل در ادامه با توصیه به مسوولان و دیپلماتهای درگیر در مذاکرات با ایران به ویژه در رابطه با تنگه ه