فرض کنید ماههاست منتظر نوبت یک روانشناس خوب هستید. بالاخره جلسه اول را میگذارید، هزینه میدهید، و با خودتان فکر میکنید «از امروز قرار است کم کم اوضاع بهتر شود». اما بعد از چند جلسه، یک حس مبهم درونتان میگوید: «یک چیزی درست نیست.» شاید نتوانید دقیقا بگویید مشکل چیست. شاید فکر کنید «شاید من زیادی حساس هستم» یا «شاید این روش درمان همین باشد». اما نه. گاهی اوقات، مشکل از شما نیست. مشکل از تراپیست است. درست مثل هر حرفه دیگری، همه روانشناسان به یک اندازه ماهر و حرفهای نیستند. بعضی از آنها مرزهای اخلاقی را رعایت نمیکنند، بعضی مهارت کافی ندارند، و بعضی حتی میتوانند آسیبزا باشند. خبر خوب این است که شما به عنوان مراجع، حق دارید تشخیص دهید و حق دارید روانشناستان را عوض کنید. در اینجا ۳ نشانه هشداردهنده را با شما در میان میگذاریم. نشانههایی که اگر در اتاق درمان دیدید، میتوانید درمانگرتان را عوض کنید. 3 نشانه هشدار در اتاق درمان خیلی از مراجعان ماهها پیش یک تراپیست بد میمانند، چون نمیدانند خط قرمز کجاست. یا فکر میکنند «شاید این روش درمان همین باشد». اما نه. بعضی رفتارها در اتاق درمان هرگز قابل قبول نیستند، مهم نیست مدرک تراپیست چقدر بالا باشد. در ادامه، ۳ نشانه هشداردهنده که باید جدی بگیرید به شما گفته شده است: نشانه اول – تراپیستتان شما را قضاوت یا تحقیر میکند اتاق درمان قرار است برایتان پناهگاه باشد نه دادگاه. جایی که میتوانید از تاریکترین فکرهایتان بگویید بدون اینکه کسی به شما برچسب بزند. اما بعضی از تراپیستها نمیتوانند این مرز را حفظ کنند. شاید به شما بگویند «این فکرها که اصلا منطقی نیست»، «همه آدمها این مشکل را دارند، تو چرا انقدر حساسی؟» یا با لحن تحقیرآمیزی بخندند. شاید هم قضاوت پنهان داشته باشد؛ مثلا بعد از گفتن یک تصمیم عاطفی، تراپیست ابرو بالا بیندازد یا سکوت معناداری کند. اگر این موراد بارها تکرار شود یعنی خط قرمز رد شده است. کار تراپیست قضاوت کردن نیست؛ کارش این است که بفهمد شما چرا آن طور فکر میکنید. یک متخصص واقعی میگوید «چه شد که آن تصمیم را گرفتی؟»، نه اینکه بگوید «کار درستی نکردی و شما را سرزنش کند». اگر مدام در جلسه احساس میکنید باید از خودتان دفاع کنید، یا بعد از جلسه حس میکنید «آدم بدی» هستید، به این حس اعتماد کنید و درمانگرتان را عوض کنید. نشانه دوم – تراپیست شما رازدار نیست محرمانگی نه یک ادب حرفهای، بلکه یک الزام قانونی و اخلاقی در رواندرمانی است. شما قرار است حرفهایی بزنید که به هیچ کس دیگری نمیزنید. در مقابل، تراپیست موظف است آن رازها را پیش خود نگه دارد. اما نقض محرمانگی گاهی آشکار است و گاهی پنهان. آشکارش این است که تراپیست در جلسه از بیمار دیگری و مساله اش برایتان بگوید یا با همسر یا یکی از اعضای خانواده تان بدون اجازه شما ارتباط برقرار کند و اطلاعات شما را به او بگوید. تنها استثنای قانونی در رازداری، جایی است که شما یا دیگری در خطر جدی باشید (مثل افکار خودکشی با برنامه مشخص برای آسیب به دیگری یا کودکآزاری). در غیر اینصورت اگر تراپیست بدون اجازه از شما رازداری را رعایت نکند، بدانید که قانون پشت شماست و او کار غیر اخلاقی ای کرده است. اما مهمتر از شکایت، این است که دیگر به او اعتماد نخواهید کرد. بدون اعتماد، رواندرمانی معنا ندارد. نشانه سوم – تراپیست طرح درمان ندارد رواندرمانی علمی، فرآیندی هدفمند است، نه گپ زدنهای بیپایان. اگر بعد از چند جلسه، شما هنوز نمیدانید هدف درمانتان چیست، چه مهارتی قرار است یاد بگیرید، یا چطور باید بین جلسات تمرین کنید، یعنی شاید چیزی اشتباه است. بعضی از تراپیستها (مخصوصا آنهایی که آموزش ناکافی دیدهاند) جلسات را به یک نشست همدلانه اما بیخروجی تبدیل میکنند. شما حرف میزنید، آنها سر تکان میدهند، و شما با همان حس پوچی برمیگردید خانه. این درمان نیست. شما حق دارید بپرسید: «برنامه درمانی من چیست؟». یک تراپیست حرفهای از این سوال استقبال میکند و برایتان توضیح میدهد. اگر جواب قانعکنندهای نشنیدید، یا او بیتجربه است یا روشش برای مشکل شما مناسب نیست. در هر دو صورت، ادامه جلسات فایدهای ندارد. اگر تصمیم به ترک گرفتید، این ۳ کار را حتما انجام دهید ترک کردن یک رابطه درمانی، حتی زمانی که میدانید درست است، میتواند احساس گناه یا سردرگمی ایجاد کند. خیلی از مراجعان بعد از قطع جلسات با یک تراپیست بد، یا به کلی از درمان دلزده میشوند یا بدون برنامه به سراغ نفر بعدی میروند و دوباره اشتباهات قبلی را تکرار میکنند. برای اینکه این اتفاق نیفتد، این ۳ کار را حتما بعد از ترک انجام دهید. یک جلسه پایانی (اختیاری اما مفید) بگیرید. اگر تحملش را دارید و احساس امنیت میکنید، یک جلسه کوتاه با همان تراپیست بگذارید و صادقانه بگویید چرا از پیش او میروید. نه برای اینکه به او کمک کنید (این وظیفه خودش و سوپروایزرش است)، بلکه برای اینکه خودتان یک پایان شفاف داشته باشید. اگر نمیخواهید این کار را بکنید، یک پیامک یا ایمیل کوتاه هم کافی است. یک «وظیفه درمانی» برای خودتان تعیین کنید. خیلی از افراد بعد از ترک یک تراپیست بد، چند ماه یا چند سال از هر نوع درمانی فرار میکنند. این اشتباه است. به خودتان بگویید: «من فقط یک تجربه بد داشتم، نه اینکه رواندرمانی بیفایده است.» برای خودتان یک بازه زمانی مشخص تعیین کنید، مثلا «تا دو هفته دیگر باید یک گزینه جدید پیدا کنم». این ضربالاجل از افتادن شما در مرداب ناامیدی جلوگیری میکند. یک چکلیست انتخاب برای جلسه اول بعدی بسازید. از همین الان بنویسید: در جلسه اول با تراپیست بعدی حتما باید چه چیزهایی را بررسی کنم؟ مثلا: «آیا مدارک حرفهای را نشان میدهد؟»، «آیا هزینه و مدت درمان را شفاف میگوید؟»، «آیا حس اولیه خوبی دارم یا باز هم احساس قضاوت میکنم؟». این چکلیست را با خودتان ببرید جلسه اول. این بار آگاهانهتر انتخاب کنید. فراموش