واشنگتن از ادامه مسیر دیپلماسی با ایران سخن میگوید، اما مواضع تازه بنیامین نتانیاهو در جنوب لبنان بار دیگر نشان میدهد اسرائیل خود را خارج از معادلات احتمالی توافق نمیبیند و تمام سعی خود را برای برهم زدن آن میکند. هر زمان که پرونده گفتوگو میان ایران و آمریکا از رکود خارج شده، نام اسرائیل نیز دوباره به صدر تحلیلها بازگشته است. از مذاکرات محرمانه عمان گرفته تا توافق هستهای سال ۲۰۱۵ و تلاشهای بعدی برای احیای آن، تلآویو همواره یکی از جدیترین منتقدان هرگونه توافقی بوده که به باور مقامهای اسرائیلی، بتواند بخشی از فشارهای اقتصادی و سیاسی بر ایران را کاهش دهد. اکنون نیز با مطرح شدن دوباره مذاکرات، اظهارات مقامهای آمریکایی درباره ادامه روند دیپلماسی و شکلگیری یک بازه زمانی برای تدوین توافق نهایی، این پرسش بار دیگر مطرح شده که اسرائیل چه خواهد کرد؟ آیا تلآویو هنوز توانایی اثرگذاری بر روند مذاکرات را دارد یا شرایط منطقه و مناسبات آمریکا تغییر کرده است؟ نتانیاهو؛ مخالف قدیمی یک توافق قدیمی مخالفت بنیامین نتانیاهو با توافق هستهای ایران موضوع تازهای نیست. او در سال ۲۰۱۵ با حضور در کنگره آمریکا، به شکلی کمسابقه علیه توافق دولت باراک اوباما با ایران موضع گرفت و آن را «اشتباهی تاریخی» خواند. سالها بعد نیز خروج آمریکا از برجام، یکی از مهمترین اهداف سیاست خارجی دولت او محسوب میشد. اما شرایط امروز تفاوتهای مهمی با یک دهه قبل دارد. اگر آن زمان موضوع اصلی برنامه هستهای ایران بود، اکنون پرونده مذاکرات در دل مجموعهای از بحرانهای امنیتی، اقتصادی و منطقهای قرار گرفته است؛ از جنگهای اخیر گرفته تا امنیت انرژی، وضعیت بازار نفت و نگرانی از گسترش تنش در خاورمیانه. به همین دلیل، حتی اگر اسرائیل همچنان مخالف هرگونه توافق باشد، ابزارها و فضای عمل آن دیگر مانند گذشته نیست. ابزار نخست؛ افزایش هزینههای امنیتی یکی از مهمترین نگرانیهایی که همواره درباره مقاطع حساس مذاکرات مطرح شده، احتمال افزایش تنشهای امنیتی در منطقه است. هرگونه درگیری در لبنان، سوریه، عراق یا حتی در آبراههای راهبردی میتواند فضای سیاسی لازم برای پیشبرد مذاکرات را پیچیدهتر کند. این به معنای آن نیست که هر حادثه امنیتی الزاماً با هدف متوقف کردن مذاکرات رخ میدهد، اما تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هرچه سطح تنشهای منطقهای افزایش یابد، پیشبرد گفتوگوهای سیاسی نیز دشوارتر خواهد شد. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند حفظ آرامش نسبی در منطقه، یکی از پیششرطهای موفقیت هرگونه روند دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن است. ابزار دوم؛ نفوذ در واشنگتن اسرائیل همچنان از شبکهای گسترده از حامیان سیاسی و نهادهای اثرگذار در آمریکا برخوردار است. لابیهای نزدیک به تلآویو، شماری از نمایندگان کنگره و بخشی از جریانهای سیاسی آمریکا، همواره نسبت به هرگونه توافق با ایران حساس بودهاند. با این حال، شرایط دولت دونالد ترامپ با دوره نخست ریاستجمهوری او تفاوتهایی دارد. اگر کاخ سفید بتواند توافق احتمالی را به عنوان یک دستاورد سیاست خارجی معرفی کند، ممکن است همه خواستههای تلآویو را نپذیرد. به بیان دیگر، حتی در صورت ادامه مخالفت اسرائیل، تصمیم نهایی بیش از گذشته به محاسبات سیاسی واشنگتن وابسته خواهد بود. ابزار سوم؛ جنگ اطلاعاتی و سایبری در دو دهه گذشته، رقابت ایران و اسرائیل تنها به عرصه دیپلماسی محدود نبوده است. عملیات اطلاعاتی، حملات سایبری، خرابکاری در تأسیسات حساس و ترور برخی چهرههای مرتبط با برنامه هستهای ایران، بخشی از این رویارویی پنهان بوده است. از همین رو، برخی ناظران معتقدند هرچه مذاکرات به مراحل حساستر نزدیک شود، احتمال افزایش جنگ اطلاعاتی و تلاش برای اثرگذاری بر فضای مذاکرات نیز بیشتر خواهد شد؛ هرچند درباره هر حادثه مشخص باید بر پایه شواهد و اطلاعات مستقل قضاوت کرد و نمیتوان صرفاً بر اساس همزمانی رخدادها، رابطهای قطعی میان آنها برقرار کرد. ابزار چهارم؛ جنگ روایتها شاید مهمترین ابزار اسرائیل در مقطع کنونی، نه اقدام نظامی بلکه نبرد بر سر روایت باشد. تلآویو تلاش میکند هرگونه کاهش فشار بر ایران را به عنوان امتیازی خطرناک برای امنیت منطقه معرفی کند و افکار عمومی و بخشی از سیاستمداران غربی را نسبت به پیامدهای توافق احتمالی حساس نگه دارد. در مقابل، حامیان ادامه مذاکرات استدلال میکنند که نبود گفتوگو، خطر رویارویی نظامی و بیثباتی را افزایش میدهد و حتی توافقی محدود نیز میتواند از تشدید بحران جلوگیری کند. همین تقابل روایتها، بخشی از نبرد سیاسی پیرامون آینده مذاکرات را شکل داده است. اما اسرائیل نیز محدودیتهایی دارد با وجود همه این ابزارها، تلآویو امروز با محدودیتهایی روبهروست که در سالهای گذشته کمتر وجود داشت. هزینههای اقتصادی جنگ، فشارهای سیاسی داخلی، اختلافات بر سر عملکرد دولت و انتقادهای فزاینده از نتانیاهو، بخشی از ظرفیت سیاسی او را صرف مسائل داخلی کرده است. از سوی دیگر، آمریکا نیز مانند گذشته تنها با پرونده ایران مواجه نیست و همزمان باید بحرانهای اوکراین، رقابت با چین و مسائل داخلی خود را مدیریت کند. همین موضوع باعث شده است که نگاه واشنگتن به پرونده ایران، بیش از گذشته تحت تأثیر ملاحظات گستردهتر سیاست خارجی قرار گیرد. اگر توافق پیش برود، نتانیاهو بازنده خواهد بود؟ در ظاهر، مهمترین دغدغه اسرائیل جلوگیری از هرگونه توافقی است که به کاهش فشار بر ایران منجر شود، اما برخی تحلیلگران معتقدند ادامه مسیر دیپلماسی میتواند خود بنیامین نتانیاهو را در موقعیت دشوارتری قرار دهد. خبرگزاری رویترز همین چند روز قبل در تحلیلی با اشاره به تحولات اخیر نوشته که اگر دولت ترامپ بتواند توافق با ایران را به عنوان یکی از دستاوردهای سیاست خارجی خود پیش ببرد، نخستوزیر اسرائیل ممکن است به یکی از بازندگان سیاسی این روند تبدیل شود؛ چرا که یکی از مهمترین