کتاب جدیدی به بررسی پیوند عاطفی و غیرمنتظره میان دو تن از بزرگترین چهرههای بریتانیا میپردازد و شامل تصاویر صمیمانه و اختصاصی از رابطه آنها است. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، زمانی که برای نخستین بار نوشتن درباره رابطه وینستون چرچیل و ملکه الیزابت دوم را آغاز کردم، عمدتاً تعاملات رسمی و عمومی آنها مورد توجهم بود. میخواستم داستان این را روایت کنم که چگونه آن نخستوزیر کهنهکار و دولت او به تغییر ناگهانی پادشاه واکنش نشان دادند، و ملکه جدید چگونه خود را با پذیرش مسئولیت حاکمیت که بهناگاه بر دوش او نهاده شد، وفق داد. اما ابعاد شخصی آنها بهتدریج بیشتر مرا به سوی خود جذب کرد. در اینجا با دو تن از شناختهشدهترین چهرههای بریتانیایی در تاریخ معاصر روبهرو بودیم که زندگیهایشان در لحظهای بسیار ویژه با هم تلاقی کرد. یکی زن جوانی بود که در شرایط شخصی و تراژیک، به تخت سلطنت صعود میکرد و مسیری را آغاز مینمود که درنهایت به طولانیترین دوران سلطنت در تاریخ بریتانیا بدل شد. و دیگری دولتمردی سالخورده در شامگاه دوران حرفهای خود بود که همزمان با چالشهای ناشی از افزایش سن و ضعف جسمانی و نیز اوضاع وخیم اقتصادی و ترسهای فزاینده از وقوع جنگ جهانی جدید مبارزه میکرد. از کشف عمق علاقه و احترامی که میان آن دو شکل گرفت، شگفتزده و مسرور شدم. این بخت را داشتم که به «آرشیو سلطنتی» و «اسناد چرچیل» دسترسی پیدا کنم و برخی تصاویر غیررسمی و فوقالعاده از آلبومهای خانوادگی چرچیل را بیابم که برای نخستین بار در اینجا به صورت اختصاصی منتشر میشوند. این تصاویر به ما کمک میکند تا ببینیم چگونه رابطه آنها از یک ادب و نزاکتِ احترامآمیز، به دوستیای حقیقی و تأثیرگذار بدل شد؛ دوستیای که بخشی از آن بر پایه علایق مشترک و آنچه به نظر میرسد حس شوخطبعیِ سالمی در هر دو طرف بوده، بنا شده بود. سالها بعد، هنگامی که از الیزابت پرسیدند از میان نخستوزیرانش، با کدامیک بیش از همه از دیدارها لذت میبرده است، پاسخ داد: «البته وینستون، چون همیشه بسیار سرگرمکننده بود.» چرچیل را در کنار شاهزاده چارلز، ملکه و شاهدخت آن در بالمورال در اکتبر ۱۹۵۲ نشان میدهند. مرکز اسناد چرچیل چرچیل احترامی ذاتی و غریزی برای نهاد سلطنت قائل بود و همواره بهشدت تحت تأثیر هاله اسرارآمیز و باستانیای قرار میگرفت که شخصیت پادشاه را در بر میگرفت. درواقع، چرچیل گاه در خلوت (و گاهی حتی در انظار عمومی) بیش از آنکه شبیه به یک دولتمرد باشد، مانند یک هوادار شیفته به نظر میرسید. یکی از منشیهای خصوصی او، آنتونی مونتاگ براون، روزی او را دید که «با مهری بسیار» به عکسی از الیزابت خیره شده است؛ عکسی که خودِ ملکه با «دستنوشتهای صمیمانه» به او هدیه داده بود. عکس، ملکه را در حال بازگشت از مراسم گشایش پارلمان، خندان و شادمان نشان میداد. او گفت: «او معرکه نیست؟» پزشک شخصی چرچیل، لرد موران، چندین مورد مشابه را به یاد میآورد. یک بار، چند ماه پیش از مراسم تاجگذاری، چرچیل به عکس دیگری از ملکه نگاه کرد که آن را «دوستداشتنی و الهامبخش» توصیف کرد و سپس افزود: «تمام فیلمسازان دنیا هم اگر کل کره زمین را زیر و رو میکردند، نمیتوانستند کسی را بیابند که اینقدر برازنده این نقش باشد.» او شیفته الیزابت بود و آشکارا تا حدی به او دلباخته بود (همانطور که بسیاری از نزدیکانش بیان کردهاند)، اما همواره مبادی آداب و محترمانه رفتار میکرد و نگرشی شبیه به نگرش یک عموی مفتخر داشت. در مراسم افتتاحیه «مرکز بینالمللی جوانان» در لندن، ۱۲ ژوئیه ۱۹۵۱ [۲۰ تیر ۱۳۳۰] منبع: سنترال پرس/هالتون آرشیو/گتی ایمجز شاید همین روحیه عمومنشانه او، کلید درک علاقه الیزابت به وی باشد. چرچیل پادشاهانِ بریتانیا را از زمانِ جدِ بزرگِ الیزابت میشناخت و به آنها خدمت کرده بود؛ الیزابت نیز در حالی بزرگ شده بود که او را به عنوان دوستی مورد اعتماد برای خانواده، و بهویژه برای پدرش در دوران بحرانی جنگ جهانی دوم، میشناخت. از این رو، او از همان ابتدا نگاهی مساعد به چرچیل داشت. هر آنکس که دوستِ پدرش بود، در جلب دوستیِ خودِ او نیز از همان ابتدا، یک گام جلوتر بود. نخستوزیر برای تولد ۱۸ سالگی الیزابت در ۲۱ آوریل ۱۹۴۴ [۱ اردیبهشت ۱۳۲۳] هدیهای را برای او فرستاد که یقیناً هر دختر نوجوانی آرزوی دریافتش را دارد: نسخهای امضا شده از زندگینامه چهارجلدی خود او درباره «دوک اول مارلبرو». با وجود این، الیزابت چند روز بعد، نامهای با کمال ادب و نزاکت برای او نوشت: «جناب آقای چرچیل عزیز، از لطف شما در ارسال چنین هدیه تولد دلنشینی، عمیقاً متأثر شدم. هیچ چیز برای من خواستنیتر از کتاب زندگی مارلبرو اثر شما نیست و از صمیم قلب از شما سپاسگزارم که آن را برایم فرستادید. روز تولدم را در میان خویشاوندان و تعداد بسیار زیادی از سربازان گرانادیر (Grenadiers)، بسیار پرمشغله اما بسیار لذتبخش گذراندم که آن را به روزی بسیار شاد برایم تبدیل کرد. بار دیگر از شما بسیار سپاسگزارم. با احترام خالصانه، الیزابت (پرنسس)» به چرچیل خوشآمد میگوید. منبع: کیستون-فرانس/گتی ایمجز چرچیل و الیزابتِ جوان مرتباً در مراسم رسمی یکدیگر را میدیدند، اما کمکم در موقعیتهای خصوصیتر نیز با هم معاشرت کردند. علاقه مشترک آنها به اسبدوانی، بخش مهمی از پیوند شخصیای بود که میانشان شکل گرفت. نکته قابلتوجه این است که بسیاری از دیدارهای غیررسمی و شوخیهای خصوصی آنها حول محور میدان اسبدوانی میچرخید؛ محیطی که الیزابت در آن بیش از هرجای دیگری احساس راحتی و آرامش میکرد. این [فضا] به آنها فرصت میداد تا فارغ از نقشهای رسمیِ سنگین و وجوه عمومیشان، به عنوان دو انسانِ واقعی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. چرچیل نخستین اسب مسابقهاش، «کلونیست دوم» را در سال ۱۹۴۹ به قیمت ۱۶۰۰ پوند (حدود ۵۰ هزار پوند به قیمت سال ۲۰۲۶) خرید. در طول چند سال بعد، فعالیتهای او به عن