در سومین قسمت از مجموعه «دیدگاههای منتخب هفته»، ۱۰ کامنت خواندنی دیگر از کاربران زومیت را مرور میکنیم. بخش نظرات همیشه فضایی برای یادگیری، تبادل ایده و کمک به یکدیگر بوده و خواندن دیدگاههای شما برای ما ارزش زیادی دارد. با همین رویکرد، به سومین قسمت از «کامنتهای منتخب هفتهی زومیت» رسیدیم. پیش از مرور دیدگاههای این قسمت، بد نیست یادآوری کنیم که برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب، برخی از کامنتها با حفظ مفهوم اصلی تا حد کمی خلاصه شدهاند. اگر دوست دارید دربارهی هر یک از این نظرات با نویسندهی آن همفکری کنید یا گفتوگو را ادامه دهید، به سادگی میتوانید با کلیک روی آیکون لینک زیر همان کامنت، مستقیماً وارد بحث شوید. برای پیدا کردن نظرات راهگشا، روی کمک شما هم حساب میکنیم ضمناً برای پیدا کردن نظرات راهگشا، روی کمک شما هم حساب میکنیم؛ اگر در میان مطالب زومیت به کامنتی برخوردید که گره از کارتان باز کرد یا اطلاعات مفیدی در اختیارتان گذاشت، حتماً لینک آن را در بخش نظرات همین مقاله قرار دهید تا با تایید سایر کاربران، در میان کامنتهای منتخب این هفته قرار گیرد. در ادامه، شما را به خواندن سومین قسمت از سری دیدگاههای منتخب هفته دعوت میکنیم. ده کامنت منتخب هفته | سری سوم علت اصلی ترافیک، ناهماهنگی ذاتی حرکت ماشین با ادراک و واکنش انسانه. هر کاری هم بکنید، تا وقتی تعداد ماشینهای توی خیابون کم نشه، ترافیک بهطور اساسی حل نمیشه. مردم معمولاً فکر میکنن ترافیک فقط یه مشکل مدیریتیه. بله، مدیریتی هم هست، اما از این جهت که تعداد خودروها توی خیابون مدیریت نشده و مدام بیشتر شده. برای کسایی که هنوز قبول نمیکنن و فکر میکنن ترافیک فقط مشکل طراحی خیابونهاست، یه آزمایش ذهنی پیشنهاد میکنم؛ اتفاقاً خودم هم قبل از اینکه با دو مفهوم علمی Phantom Traffic وInduced Traffic آشنا بشم، بهش رسیده بودم و خیلی بهش فکر کرده بودم. دفعه بعد که توی اتوبان توی ترافیک گیر کردید، به این فکر کنید که ترافیک از نظر تئوری اصلاً نباید اتفاق بیفته. اگر همه ماشینها همزمان با یه سرعت ثابت، مثلاً ۵۰ کیلومتر بر ساعت، حرکت کنن، همه با هم جلو میرن و هیچکس هم لازم نیست ترمز بزنه. اما ترافیک بهوجود میاد چون نمیتونیم سرعت و فاصلهمون رو با دقت کافی با بقیه هماهنگ کنیم. جالبه که حتی توی شلوغترین پیادهروها هم چنین اتفاقی نمیافته. به نظر من دو دلیل داره (این قسمت برداشت شخصی خودمه): ۱. سرعت ادراک ذهنی ما با سرعت حرکت بدنمون هماهنگه. برای همین بهتر میتونیم سرعت بقیه رو تخمین بزنیم و باهاش هماهنگ بشیم. ضمن اینکه کنترل مستقیمتری هم روی سرعت خودمون داریم؛ برخلاف ماشین که نه سرعت بقیه رو دقیق تشخیص میدیم، نه میتونیم سرعت خودمون رو با اون دقت تنظیم کنیم. ۲. ذهن ما برای حرکت فقط جلو و عقب طراحی نشده؛ حرکت جانبی (Lateral) هم بهصورت طبیعی بخشی از الگوی حرکتی ماست. برای همین وقتی پیاده هستیم، توی شلوغی مدام با حرکت به چپ و راست از کنار هم رد میشیم، اما ماشین چنین آزادی حرکتی نداره کامنت زیر به کامنت قبل پاسخ میدهد: یه ویدئویی هست به اسم The Spring Paradox از Steve Mould، اون یه علت دیگه برای ترافیک رو توضیح میده؛ اینکه گاهی با حذف یک خیابون، ترافیک کمتر میشه. از بین این موارد (و البته دلایل ترافیک بیشتر از اینهاست)، دوتاش مستقیماً به تصمیمهای مدیریتی و طراحی شهری مربوطه. یعنی برخلاف اینکه گفته بشه «ترافیک مشکل طراحی خیابونی نیست»، اتفاقاً تا حد زیادی هست. مثلاً همین مسیر تهران–کرج؛ اگر تمرکز از تهران کمتر بشه یا سرمایهگذاری بیشتری روی فرصتهای شغلی در البرز و کرج انجام بشه، حجم ترافیک هم میتونه کمتر بشه. من خودم هم مخالف این ایدهام که ماشینهای خودران راهحل نهایی ترافیک باشن، چون این جمله به نظرم خیلی دقیق موضوع رو خلاصه میکنه: A system where all cars accelerate at once and there are no intersections, that just sounds like a train with extra steps. برای همین دو تا ویدئو هم پیشنهاد میکنم. اولی One Car Taps the Brakes. Traffic Lasts for Hours. از CGP Grey (آیدی: HzzSao6ypE) که همون ایده Phantom Traffic رو توضیح میده و نشون میده اگر عامل انسانی حذف بشه، این نوع ترافیک هم تا حد زیادی از بین میره؛ تقریباً همون ایدهای که در متن خانم پورمحمد هم مطرح شده. اما دقیقاً نکته همینجاست. Adam Something توی ویدئوی The ACTUAL Solution to Traffic – A Response to CGP Grey. استدلال میکنه که اگر قرار باشه همه خودروها کاملاً هماهنگ و خودران باشن، در عمل داریم سیستمی میسازیم که تفاوت زیادی با قطار نداره. در نهایت، خوندن یک متن نباید باعث بشه بقیه علتهای ترافیک فراموش بشن یا همه دلایل و راهحلها به همون یک توضیح خلاصه بشه. ترافیک یک مسئله چندعاملیه و هر کدوم از این نظریهها فقط بخشی از ماجرا رو توضیح میدن. شما اگر دانش تخصصی نداشته باشید، با اطلاعات هوش مصنوعی دچار خطای علمی میشید. مثلاً وقتی ازش توی زمینهای که تخصصتون نیست، مثل پزشکی قلب، سؤال بپرسید، هر جوابی بده شما نمیتونید صحتش رو بررسی کنید، حتی اگر اشتباه فاحش داشته باشه. ولی وقتی توی حوزه تخصصی خودتون چرتوپرت بگه، بلافاصله متوجه اشتباهش میشید. دانشجوی کارشناسی ارشد و دکتری در مرحله کسب تسلط و تخصصه. اگر توی این دوره مطالعه کافی نداشته باشه و مهارتهای این دوره، مثل تحقیق علمی، استدلال و استنتاج رو یاد نگیره، چطور میتونه اشتباههای هوش مصنوعی رو تشخیص بده؟ گوگل موقع معرفی بارد (قبل از اینکه اسمش بشه جمنای) از اطلاعات نجوم توی تریلر معرفی استفاده کرد. اون موقع همه بهبه و چهچه میکردن، اما اخترشناسها بلافاصله خطای مدل رو اعلام کردن؛ خطایی که حتی از دست متخصصهای گوگل هم دررفته بود. یه مثالی یه نفر تو یه پادکستی درباره هوش مصنوعی گفت که خیلی جالب بود (البته این برداشت من از حرفشه خودش این مثا