دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در جریان دیدار با شیخ تمیم بن حمد آل ثانی امیر قطر در حاشیه نشت گروه هفت در شهر ایویان فرانسه گفته است: رئیس جمهور سوریه خیلی خوب در کشورش کار کرد. من به اسرائیل پیشنهاد دادم که سوریه عهده دار موضوع حزب الله لبنان شود. به گزارش خبرآنلاین سایت تابناک نوشت: در ۷ ژوئن ۲۰۲۶ نیز، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در مصاحبهای اظهار داشت که دوست دارد «حملهای جراحیتر به حزبالله انجام شود... ما میتوانیم در آن کمک کنیم، یا میتوانیم سوریه را توصیه کنیم... آنها رهبر بسیار خوبی دارند (رئیسجمهور احمد الشرع) ... و او دوست دارد کمک کند.» در روزهای بعد، گزارشهای متعددی منتشر شد که حاکی از آن بود که ترامپ از الشرع برای یک دیدار پرمخاطب در ۱۴ ژوئن – روز تولد ترامپ – به واشنگتن دعوت کرده است. اکنون هم واشنگتن و هم دمشق چنین دیداری را تکذیب کردهاند و سوریه نیز پیشنهاد اعزام نیرو به لبنان را رد کرده است. این ماجرا جدیدترین مورد از مجموعه گزارشهایی است که از خبر رویترز در ۱۷ مارس نشأت گرفته است؛ گزارشی که نشان میداد واشنگتن الشرع را تشویق میکند که اعزام نیروهای سوری به لبنان را برای کمک به خلع سلاح حزبالله مد نظر قرار دهد. مجموع این گزارشها، تنش مرکزی در رابطه در حال تحول آمریکا و سوریه را برجسته میکند. در حالی که سوریه تحت رهبری الشرع به نظر میرسد تمایل به همکاری با ایالات متحده و متحدان منطقهای آن در مهار ایران دارد، اما نه تمایلی به ایفای نقش نیروی اعزامی علیه گروههای تحت حمایت ایران در خارج از مرزهای خود دارد و نه در موقعیت مناسبی برای این کار قرار دارد، چه حزبالله در لبنان و چه شبهنظامیان شیعه در عراق. بهویژه در لبنان، تقریباً به یقین حزبالله از چنین اقدامی برای احیای شعار «مقاومت» خود استفاده خواهد کرد. این امر بهدلیل تاریخچه حضور حزبالله در سوریه، بهاحتمال زیاد به درگیریهای فرقهای بین سوریها و لبنانیها منجر خواهد شد. این موضع ترامپ نشاندهنده یک تغییر راهبردی چشمگیر در سیاست آمریکا در قبال سوریه و محور مقاومت است که بر پایه تحولات اساسی ژئوپلیتیکی پس از سقوط دولت اسد شکل گرفته است. پس از سقوط دولت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، دولت جدید سوریه به رهبری احمد الشرع (الجولانی) جایگزین متحد دیرینه حزبالله شد. ترامپ با تمجید از رئیسجمهور جدید سوریه، عملاً این تغییر را تأیید و از آن به عنوان اهرمی برای مهار حزبالله استفاده میکند. ترامپ بهصراحت از عملیات اسرائیل در لبنان انتقاد کرده و گفته است که اسرائیل «تعداد زیادی را کشته است». او با این جمله که «اگر اسرائیل نمیتواند کار را بدون کشتن دیگران انجام دهد، سوریه باید این کار را انجام دهد»، در واقع به دنبال جایگزینی برای حملات پرهزینه و پرمخاطره اسرائیل است. این پیشنهاد، نوعی واگذاری مسئولیت مهار حزبالله به یک بازیگر منطقهای جدید با هزینه کمتر برای آمریکا و اسرائیل است. در واقع، این پیشنهاد با هدف قرار دادن سوریه در نقش «نگهبان مرز» برای قطع ارتباط لجستیکی حزبالله با ایران مطرح شده است. هدف، استفاده از حاکمیت دولت جدید سوریه برای بستن مسیرهای قاچاق و جلوگیری از تقویت حزبالله است، نه الزاماً درگیری نظامی مستقیم سوریه با این گروه. دولت الجولانی از همان ابتدا موضعی آشکارا خصمانه در قبال حزبالله و ایران اتخاذ کرده و آنها را دشمنان مشترک خوانده است. این در تضاد کامل با دولت اسد بود که ستون اصلی محور مقاومت به شمار میرفت. سقوط اسد به معنای از بین رفتن کریدور زمینی ایران از طریق عراق و سوریه به حزبالله در لبنان بود که یک پیروزی استراتژیک برای آمریکا و اسرائیل محسوب میشود. این تغییر، حزبالله را از پشتیبانی لجستیکی و تسلیحاتی حیاتی خود محروم کرده است. ترامپ در اقدامی بیسابقه، تمام تحریمهای سوریه را لغو کرد تا از دولت جدید حمایت کند و آن را به همکاری با واشنگتن تشویق نماید. این اقدام، پاداشی برای تغییر موضع سوریه در قبال محور مقاومت بود. در این راستا، همکاری فزاینده اطلاعاتی و امنیتی بین دولت جدید سوریه، آمریکا و اسرائیل علیه حزبالله و ایران شکل گرفته است. این همکاری شامل کنترل مرزها، مبارزه با قاچاق و تبادل اطلاعات میشود. بر اساس برخی گزارشها، نیروهای وابسته به دولت جدید سوریه، از جمله شبهنظامیان خارجی (ازبک و اویغور)، در نزدیکی مرز لبنان مستقر شدهاند که میتواند مقدمهای برای اقدامات بیشتر باشد. ترامپ با این موضع، در حال عملیاتی کردن یک استراتژی جدید است که در آن دولت جدید سوریه به عنوان یک متحد جدید و ابزاری برای محدود کردن نفوذ حزبالله و ایران در منطقه به کار گرفته میشود. این استراتژی بر اساس واقعیتهای جدید منطقهای پسااسد شکل گرفته و پاسخی به ناکارآمدی و هزینههای بالای رویکرد نظامی صرف اسرائیل در لبنان است. با این حال، این راهبرد با چالشهایی نیز روبروست. از یک سو، دولت جدید سوریه هرگونه دخالت نظامی مستقیم در لبنان را رد کرده است و از سوی دیگر، ماهیت پیشینه الجولانی به عنوان یک چهره سلفی-جهادی، نگرانیهایی را در مورد قابلیت اعتماد و ثبات بلندمدت این همکاری ایجاد میکند. به نظر میرسد این یک بازی پرمخاطره است که در آن آمریکا امیدوار است با تغییر موازنه قوا به نفع خود، بدون درگیر شدن در یک جنگ جدید، به اهداف خود برسد. موسسه واشنگتن در این خصوص نوشته است: «دولتی که هنوز در حال تأمین امنیت قلمرو خود است، موقعیت مناسبی برای گشودن جبهه جدید در لبنان یا عراق ندارد. دخالت سوریه در لبنان برای دمشق و واشنگتن خطرات قابلتوجهی به همراه خواهد داشت. اول، میتواند به تشدید گستردهتر منطقهای منجر شود و شبکههای تحت حمایت ایران را در سراسر سوریه، عراق و فراتر از آن درگیر کند. دوم، میتواند تنشهای فرقهای را شعلهور کند. حزبالله تقریباً به یقین نیروهای سوری را به عنوان جهادگرایان سنی – از جمله جنگجویان سوری، ازبک و اویغوری –