اگرچه امضای تفاهم اولیه میان ایران و ایالات متحده، پس از دههها تقابل و بیاعتمادی، امیدواریهای تازهای را نسبت به گشایش در روابط دوجانبه و حرکت به سوی سیاست خارجی متوازن، تنشزدا و توسعهمحور ایجاد کرد، اما تحولات پس از آن، بهویژه نتایج نهچندان امیدوارکننده دور نخست مذاکرات در سوئیس بار دیگر بر دامنه ابهامات افزوده است. اکنون این پرسش مطرح است که آیا تفاهم اولیه همچنان ظرفیت تبدیل شدن به یک توافق پایدار را دارد یا موانع سیاسی و امنیتی، آینده این مسیر را با چالشهای جدی مواجه خواهد کرد؟ اگر چه امضای تفاهم اولیه میان ایران و ایالات متحده، پس از دههها تقابل و بیاعتمادی، امیدواریهای تازهای را نسبت به گشایش در روابط دوجانبه و حرکت به سوی سیاست خارجی متوازن، تنشزدا و توسعهمحور ایجاد کرد، اما تحولات پس از آن، بهویژه نتایج نهچندان امیدوارکننده دور نخست مذاکرات در سوئیس بار دیگر بر دامنه ابهامات افزوده است. اکنون این پرسش مطرح است که آیا تفاهم اولیه همچنان ظرفیت تبدیل شدن به یک توافق پایدار را دارد یا موانع سیاسی و امنیتی، آینده این مسیر را با چالشهای جدی مواجه خواهد کرد؟ برای واکاوی ابعاد این تحولات، بررسی فرصتها و تهدیدهای پیش روی دیپلماسی ایران و ارزیابی چشمانداز روابط تهران و واشینگتن، با نعمتالله ایزدی، آخرین سفیر جمهوری اسلامی ایران در اتحاد جماهیر شوروی، نخستین سفیر ایران در فدراسیون روسیه و سفیر پیشین ایران در عمان، به گفتوگو نشستهایم. *با توجه به اینکه برای نخستینبار پس از انقلاب اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا موفق به امضای یک سند مشترک دوجانبه در سطح رئیسجمهور شدهاند و به دنبال آن، دیروز یکشنبه نیز دور اول مذاکرات در سوئیس برگزار شد، برخی این رویداد را آغازگر مرحلهای جدید در سیاست خارجی ارزیابی میکنند و برخی دیگر با تردید به آن مینگرند، بهخصوص بعد از توقف رایزنیها در پی تهدبدهای ترامپ. ارزیابی شما به عنوان فردی با سابقه طولانی در حوزه سیاست خارجی چیست؟ آیا نسبت به این تحول خوشبین هستید یا بدبین؟ به نظر من، اتفاق مهمی رخ داده است. همانگونه که اشاره کردید، پس از چند دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، این نخستینبار است که چنین رویدادی به وقوع میپیوندد و ایران و ایالات متحده آمریکا موفق به امضای یک سند مشترک دوجانبه در سطح رئیسجمهور شدهاند. لذا به اعتقاد من، باید نسبت به این موضوع نگاه خوشبینانه داشت؛ زیرا چنین اتفاقی به سادگی رخ نمیدهد. بدون تردید، دو طرف تحلیلهایی از یکدیگر داشتهاند، شرایط طرف مقابل را ارزیابی کردهاند و در نهایت به این جمعبندی رسیدهاند که چنین اقدامی انجام دهند. *اما مذاکرات سوئیس آنطور که باید جلو نرفت؟ نباید بار منفی بر این رویداد تحمیل کرد؛ بلکه کلا ماهیت آن مثبت است. این رخداد، اتفاقی بسیار مهم است و میتواند سرآغاز تحولات بیشتری نیز باشد. البته هم ایران و هم ایالات متحده باید نسبت به مسیر پیش رو مراقبت داشته باشند؛ به هر حال امضای سند تفاهم در سطح روسای جمهور و آغاز مذاکرات مستلزم آن است که از آن صیانت شود و طرفین به تعهدات خود پایبند بمانند تا شرایط بهتری برای آینده فراهم شود. در مجموع، اتفاقی که رخ داده نمیتواند منفی تلقی شود، مگر آنکه شرایط و حوادث آینده بر آن اثر بگذارد. اما آنچه تاکنون رخ داده، به نظر من باید مثبت ارزیابی شود؛ زیرا بیتردید نیازها، ضرورتها و شرایطی میان طرفین شکل گرفته که آنها را به این نقطه رسانده است. من نسبت به این روند خوشبین هستم و امیدوارم این خوشبینی در ادامه نیز حفظ شود. *با وجود نگاه خوشبینانه، اگر بخواهیم موضوع را از منظر تخصصیتر بررسی کنیم، در شرایط فعلی تحولات بینالمللی از جمله جنگ اوکراین و همچنین تنشهای منطقهای در غرب آسیا، از جمله اقدامات اسرائیل در لبنان و سایر مناطق، در جریان است. برخی تحلیلگران معتقدند این بازیگران، با انگیزهها و منافع متفاوت، ممکن است نسبت به شکلگیری توافق میان ایران و آمریکا واکنش منفی داشته باشند یا حتی در مسیر آن مانعتراشی کنند. آیا به نظر شما بازیگران ثالث میتوانند در روند چنین توافقی اثرگذار باشند؟ بله، قطعا میتوانند اثرگذار باشند. بهویژه اسرائیل که موضع خود را بهطور روشن و سریع اعلام میکند و اساسا با شکلگیری چنین توافقهایی موافق نیست و نسبت به اقدام آمریکا در امضای توافق با ایران انتقاد جدی دارد. بنابراین در مورد اسرائیل، موضع تا حد زیادی روشن است. در خصوص سایر کشورها نیز این مسئله متناسب با منافع و چالشهایی است که هر یک از آنها با آن روبهرو هستند. برای مثال، روسیه درگیر جنگ اوکراین است و این نگرانی را دارد که در صورت کاهش تنشها در خاورمیانه و ایران، توجه آمریکا و غرب بیش از پیش به جنگ اوکراین معطوف شود. از این منظر، طبیعی است که برخی کشورها نسبت به چنین توافقهایی حساسیتهایی داشته باشند و ممکن است بر روند آن تأثیر بگذارند. این همان نکتهای است که پیشتر نیز اشاره کردم؛ یعنی عوامل بیرونی میتوانند تا حدی بر روند تحولات اثرگذار باشند. در این میان، ضروری است نسبت به این موضوع مراقبت شود و بهویژه نسبت به کشورهایی مانند روسیه اطمینانبخشی صورت گیرد. کشوری که روابط نزدیکی با ایران دارد، باید در جریان این موضوع قرار گیرد که آنچه در حال وقوع است در جهت ایجاد آرامش در منطقه است. حتی روسیه، چین و سایر کشورها نیز میتوانند از کاهش تنشها بهرهمند شوند. این نکته باید بهروشنی به آنها منتقل شود که هدف این اقدامات، صلح و ثبات منطقهای است و اینکه هر کشور بتواند منافع مشروع خود را در چارچوبی باثبات دنبال کند. *با توجه به تجربه جنابعالی در مقام سفیر ایران در عمان و شناخت دقیق شما از منطقه خلیج فارس، در جریان جنگ اخیر، روابط ایران با برخی کشورهای منطقه دچار آسیب شد. در عین حال، تلاشهایی برای برقراری آتشبس و کاهش تنش صورت گرفت و نقش میانجیگرانی همچون عمان و قطر نیز مجددا