به گزارش برترینها: همزمان با مطرح شدن توافقنامهای میان ایران و آمریکا که از جهاتی میتوان آن را اتفاقی کمسابقه در تاریخ جمهوری اسلامی دانست، فردی که بیش از همه در رسانهها و شبکههای اجتماعی مورد توجه قرار گرفت نه پزشکیان و نه عراقچی، بلکه محمدباقر قالیباف بود. قالیباف در یک نشست اقتصادی درباره روابط ایران و چین صحبت کرد؛ اما لحن، نوع بیان و جملاتی که به کار برد، باعث شد تفسیرهای متعددی از سخنان او ارائه شود. به نظر میرسد در این روزها نقش قالیباف در معادلات سیاسی ایران پررنگتر شده و حتی برخی معتقدند که او از بسیاری از چهرههای رسمی دولت نیز اثرگذارتر ظاهر شده است. یکی از بخشهای بحثبرانگیز سخنان او، تأکید بر همکاری با چین به عنوان یک شریک تجاری بود. برخی این موضع را نشانهای از حرکت تدریجی ساختار حکمرانی به سمت نوعی تکنوکراسی میدانند. قالیباف نیز از گذشته به عنوان یک مدیر تکنوکرات شناخته میشد؛ فردی که چه در نیروی انتظامی و چه در شهرداری تهران، علاقه خود را به پروژههای بزرگ، توسعه زیرساختها و ثبت کارنامه اجرایی نشان داده بود. بسیاری هنوز او را با دوران فرماندهی نیروی انتظامی به خاطر میآورند؛ زمانی که نخستین خودروهای هیبریدی وارد ناوگان پلیس شدند. در شهرداری تهران نیز پروژههای بزرگی مانند پل صدر با نام او گره خورده است. با این حال، هر زمان که پای انتخابات و رأی مستقیم مردم به میان آمده، قالیباف هیچگاه از یک پایگاه اجتماعی و فکری ثابت برخوردار نبوده است. نه مانند سعید جلیلی از حمایت بدنه پایداریچیها بهره میبرد، نه ارتباط عمیقی با لایههای عمومی جامعه داشته و نه اساساً در اردوگاه اصلاحطلبان تعریف میشده است. به همین دلیل همواره نوعی سرگردانی در هویت سیاسی او دیده میشد و هیچگاه هواداران ایدئولوژیک ثابتی نداشت. با این حال، امروز شرایط متفاوت به نظر میرسد. او در جایگاهی قرار گرفته که در بسیاری از تحلیلها به عنوان یکی از چهرههای اصلی میدان سیاست داخلی شناخته میشود و به نظر میرسد ماههای پرالتهابی را پیش رو داشته باشد. بخش دیگری از سخنان قالیباف که بازتاب گستردهای پیدا کرد، اظهارات او درباره انتقام از دشمنان و موضوع شهادت فرماندهان و چهرههای ارشد بود. تفسیری که او از مفهوم انتقام ارائه داد، با روایتهای مرسوم پیشین تفاوت داشت و همین مسئله باعث شد مورد توجه قرار گیرد. او پیش از این نیز در میانه جنگ، در اظهارنظری که بازتاب زیادی داشت، گفته بود که گرچه ایران توانسته ایستادگی کند و شرایط جنگ را مدیریت کند، اما باید پذیرفت که آمریکا تجربه نظامی گستردهتری دارد و در مجموع از قدرت نظامی بالاتری برخوردار است. همین نوع نگاه واقعگرایانه به موضوعاتی که معمولاً با ادبیاتی کاملاً قطبی و ایدئولوژیک مطرح میشوند، باعث شده برخی او را نماد نوعی اعتدال و عملگرایی جدید بدانند. از دیگر جملات مهم قالیباف، تأکید بر تصمیمگیریهای جمعی بود. او اشاره کرد که مجموعهای از تصمیمات توسط یک گروه اتخاذ شده است. این جمله برای بسیاری از ناظران به منزله آن بود که تیمی هماهنگ در پشت صحنه حضور دارد و توانسته در دورهای حساس، فضای کشور را مدیریت کند. همین بخش از سخنان او نیز محل تحلیلها و گمانهزنیهای فراوان شد. جمله دیگری که توجه زیادی جلب کرد، این بود که «من با جزییات کاری ندارم». برخی این جمله را نشانهای از آن میدانند که در حوزههای اجتماعی و فرهنگی، رویکردهای جدیدی در حال شکلگیری است؛ رویکردهایی که شاید با سیاستهای سالهای گذشته تفاوت داشته باشند و از شدت برخی تنشهای اجتماعی بکاهند. تأکید مداوم قالیباف بر اقتصاد و حل مشکلات معیشتی نیز این برداشت را تقویت کرده که او به دنبال الگویی مبتنی بر تکنوکراسی، عملگرایی و تا حدی واقعگرایی اقتصادی است. البته هنوز مشخص نیست چنین رویکردی تا چه اندازه در ساختار پیچیده قدرت و در میان گروههای مختلف ذینفع که سالها بر اساس الگوهای متفاوت عمل کردهاند، امکان موفقیت خواهد داشت. در عین حال، هنوز جزئیات تفاهم احتمالی با آمریکا روشن نیست. مشخص نیست دامنه توافقها تا کجاست، چه میزان از محدودیتها رفع خواهد شد، آیا زمینهای برای سرمایهگذاری خارجی فراهم میشود یا خیر، و اساساً نتایج اقتصادی آن چه خواهد بود. اینها پرسشهایی هستند که همچنان بیپاسخ ماندهاند. اما فارغ از پاسخ این سؤالات، واقعیت این است که در این ساعات و روزها، قالیباف به یکی از مهمترین چهرههای فضای سیاسی ایران تبدیل شده است. همین مسئله باعث شده بسیاری از کاربران و تحلیلگران بار دیگر گذشته سیاسی او را مرور کنند؛ از دوران فرماندهی نیروی انتظامی و شهرداری تهران گرفته تا موقعیت کنونیاش در رأس مجلس. این توجه پس از پیام اخیر رهبر انقلاب نیز بیشتر شد؛ پیامی که از سوی برخی ناظران به عنوان نشانهای از موافقت با ادامه مسیر دولت و پیشبرد تفاهمنامه تعبیر شد. در شبهای نخست پس از اعلام تفاهم، حتی برخی تجمعکنندگان علیه قالیباف و عراقچی شعارهایی سر دادند؛ اتفاقی که نشان میدهد فضای سیاسی کشور وارد مرحله تازهای شده است. اکنون پرسش اصلی این است که آرایش جدید سپهر سیاسی ایران چگونه شکل خواهد گرفت؛ چه کسانی در مرکز تصمیمگیری باقی خواهند ماند، چه نیروهایی به حاشیه خواهند رفت و در نهایت مسیر پیش روی کشور به کدام سمت خواهد انجامید. آنچه فعلاً روشن است این است که قالیباف، دستکم در این روزها و این ساعات، یکی از اصلیترین چهرههای مورد توجه سیاست ایران است.