تا همین یک دهه پیش، ستاره شدن مسیر نسبتاً مشخصی داشت؛ بازیگران از سینما و تلویزیون شناخته میشدند، خوانندگان از طریق آلبوم و کنسرت به شهرت میرسیدند و ورزشکاران با حضور در مسابقات بزرگ به چهرههای محبوب تبدیل میشدند. اما گسترش شبکههای اجتماعی این معادله را تغییر داد. امروز بسیاری از چهرههای پرنفوذ، نه از رسانههای رسمی، بلکه از دل تلفنهای همراه میلیونها کاربر متولد میشوند؛ افرادی که تنها با تولید محتوای روزانه، جامعهای گسترده از مخاطبان را پیرامون خود شکل میدهند. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ازدحام گسترده هواداران در یکی از برنامههای دیدار با نیما تکیدو، بار دیگر توجهها را به قدرت چهرههای فضای مجازی در جذب مخاطب جلب کرد. برنامهای که قرار بود با ظرفیت مشخص برگزار شود، با حضور جمعیتی بسیار بیشتر از پیشبینیها روبهرو شد؛ اتفاقی که در نهایت به لغو مراسم، آسیبدیدگی این تولیدکننده محتوا و ایجاد اختلال در روند برگزاری برنامه انجامید. برنامهای که قرار بود با ثبتنام اینترنتی و ظرفیت پنج هزار نفر برگزار شود، ظرف مدت کوتاهی به یکی از پرتجمعترین رویدادهای غیررسمی یک چهره فضای مجازی تبدیل شد. به گفته خود نیما تکیدو، برگزارکنندگان برای حضور حدود ۱۵ هزار نفر نیز آمادگی داشتند، اما حضور شمار زیادی از افراد بدون ثبتنام، تمام پیشبینیها را تغییر داد. ازدحام جمعیت در نهایت به آسیبدیدگی این چهره فضای مجازی، لغو برنامه و ورود نیروهای انتظامی برای کنترل شرایط انجامید. اما نیما تکیدو کیست که حضورش توانست چنین جمعیتی را به ایرانمال بکشاند؟ نیما تکیدو طی چند سال گذشته، بدون تکیه بر تلویزیون، سینما یا رسانههای رسمی، به یکی از شناختهشدهترین تولیدکنندگان محتوای فارسیزبان تبدیل شده است. بیش از یکونیم میلیون دنبالکننده در اینستاگرام و حدود ۹۰۰ هزار مشترک در یوتیوب، نشان میدهد مخاطبان او تنها بینندگان اتفاقی چند ویدیو نیستند، بلکه جامعهای شکلیافته از نوجوانان و جوانان را تشکیل میدهند که ارتباط مستمری با محتوای او دارند. تکیدو با تولید ویدیوهای طنز، چالشهای گروهی و کلیپهایی که میان مخاطبان با عنوان «حق و مسموم» شناخته میشوند، توانسته سبک خاصی از ارتباط با مخاطب ایجاد کند؛ سبکی که بر شوخیهای روزمره، ریتم سریع، حضور دوستان و ایجاد فضای صمیمی تکیه دارد. اما اهمیت این پدیده فقط به تعداد دنبالکنندگان او محدود نمیشود. آنچه چهرههایی مانند نیما تکیدو را از ستارههای نسلهای گذشته جدا میکند، نوع رابطهای است که با مخاطب خود برقرار میکنند. مخاطب امروز تنها بیننده یک برنامه نیست؛ او در تولید محتوا مشارکت میکند، واکنش نشان میدهد و احساس نزدیکی بیشتری با سازنده محتوا دارد. ماجرای ایرانمال را نیز نمیتوان صرفاً یک اتفاق اجرایی یا یک بینظمی در برگزاری مراسم دانست. این رویداد نشانهای از تغییر الگوی شهرت در ایران است؛ تغییری که در آن، یک تولیدکننده محتوا میتواند بدون حضور در تلویزیون یا سینما، جامعهای بزرگ از مخاطبان را شکل دهد و حتی در فضای واقعی، جمعیتی گسترده را تحت تأثیر قرار دهد. از رسانههای رسمی تا تلفن همراه؛ تغییر مسیر شهرت تا همین یک دهه پیش، مسیر مشهور شدن تقریباً مشخص بود. بازیگران از سینما و تلویزیون شناخته میشدند، خوانندگان از طریق آلبوم و کنسرت به شهرت میرسیدند و ورزشکاران با حضور در رقابتهای بزرگ به چهرههای محبوب تبدیل میشدند. اما شبکههای اجتماعی این معادله را تغییر دادهاند. امروز بسیاری از چهرههای پرنفوذ، نه از مسیرهای سنتی، بلکه از دل تلفنهای همراه میلیونها کاربر متولد میشوند. در رسانههای سنتی، رابطه مخاطب با هنرمند معمولاً یکطرفه بود؛ مخاطب فیلم را میدید یا برنامه را دنبال میکرد، اما امکان ارتباط مستقیم چندانی وجود نداشت. شبکههای اجتماعی این فاصله را از میان بردهاند. کاربران هر روز بخشی از زندگی تولیدکننده محتوا را دنبال میکنند، برای او پیام میفرستند، در تصمیمهایش مشارکت میکنند و احساس میکنند بخشی از یک جمع بزرگ هستند. پژوهشگران ارتباطات از این نوع ارتباط با عنوان «رابطه شبهاجتماعی» یاد میکنند؛ رابطهای که در آن مخاطب احساس نزدیکی عاطفی با فردی پیدا میکند که ممکن است هرگز او را از نزدیک ندیده باشد. همین احساس نزدیکی است که میتواند قدرت اثرگذاری یک چهره فضای مجازی را تا حد زیادی افزایش دهد. از مرتضی پاشایی تا نیما تکیدو؛ تغییر مرجعیت نسل جوان این نخستین بار نیست که جامعه با شکاف میان شهرت در فضای عمومی و شناخت نسلهای مختلف روبهرو میشود. آبان ۱۳۹۳، در مراسم تشییع پیکر مرتضی پاشایی نیز حضور گسترده جوانان بسیاری را غافلگیر کرد. آن روزها، بخشی از جامعه و حتی برخی رسانهها با شگفتی میپرسیدند پاشایی کیست و چگونه توانسته چنین جمعیتی را با خود همراه کند. اما همان مراسم نشان داد که مرجعیت فرهنگی نسل جوان الزاماً از مسیر رسانههای رسمی عبور نمیکند. نقد و بررسی چنین پدیدهای به یکی از سوژههای اصلی آن روز رسانهها و کارشناسان تبدیل شد و البته که این نقدها همانند بسیاری از نقدهای رسانهای دیگر، بایگانی و فراموش شد و اثری از نکات کارشناسی منتشرشده در حوزه سیاستگزاری تصمیمسازان و تصمیمگیران فرهنگی دیده نشد. این در حالی است که پدیدههایی مانند محبوبیت مرتضی پاشایی و امروز چهرههایی مانند نیما تکیدو، نشاندهنده تغییر مسیر شکلگیری محبوبیت هستند. تفاوت اینجاست که در گذشته موسیقی و شبکههای اجتماعی نوپا عامل اصلی گسترش شهرت بودند، اما امروز پلتفرمهای دیجیتال به تنهایی میتوانند یک چهره را به پدیدهای فراگیر تبدیل کنند، پدیدهای که نقاط قوت و ضعف آن، نیازمند نقد و شناسایی جدی کارشناسی است تا تهدیدها و فرصتهای این پدیده نه چندان نوظهور، واکاوی شود. اقتصاد توجه؛ وقتی دنبالکننده به سرمایه تبدیل میشود موفقیت تولیدکنندگان محتوای جدید تا حد زیادی به شناخت رفتار مخاطب وابسته است.